بررسی زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری 47 صفحه

ازنظر مطهری زندگی اجتماعی آدمی برخلاف زندگی اجتماعی حیوانات همواره دستخوش تغییر وتحول است طبیعت انسان را بالغ و آزاد و خود سرپرست قرار داده است انسان راه خود را به کمک عقل وعلم وبا قوانین وضعی می پیماید و به همین دلیل است که در مسیر تکامل خود به فساد و انحراف کشیده میشود به عقیده مطهری این دو استعداد یعنی استعداد انحراف و استعداد تکامل از یکدیگر

شما برای دریافت بررسی زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری را در زیر مشاهده کنید.

ازنظر مطهری زندگی اجتماعی آدمی برخلاف زندگی اجتماعی حیوانات همواره دستخوش تغییر وتحول است طبیعت انسان را بالغ و آزاد و خود سرپرست قرار داده است انسان راه خود را به کمک عقل وعلم وبا قوانین وضعی می پیماید و به همین دلیل است که در مسیر تکامل خود به فساد و انحراف کشیده میشود به عقیده مطهری این دو استعداد یعنی استعداد انحراف و استعداد تکامل از یکدیگر

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 47

حجم فایل: 25 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

( زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری )

ازنظر مطهری زندگی اجتماعی آدمی برخلاف زندگی اجتماعی حیوانات همواره دستخوش تغییر وتحول است. طبیعت انسان را بالغ و آزاد و خود سرپرست قرار داده است . انسان راه خود را به کمک عقل وعلم وبا قوانین وضعی می پیماید و به همین دلیل است که در مسیر تکامل خود به فساد و انحراف کشیده میشود . به عقیده مطهری این دو استعداد یعنی استعداد انحراف و استعداد تکامل از یکدیگر تفکیک اپذیر نیستند . دو استعداد بالا انسان را به افراط وتفریط می کشانند . او معتقد است که انسان کوشش میکند با نیروی علم و ابتکار، هم خود را با مظاهر ترقی و پیشرفت زمان هماهنگ کند، و هم جلوی انحرافات زمان را بگیرد . امااین روند همواره در مسیر درست خود حرکت نمیکند و انسان دچار بیماری جمود و جهل میگردد . به عقیده مطهری بیماری اول سکون و توقف ،و بیماری دوم سقوط و انحراف را برای زندگی آدمی به ارمغان می آورد .

مطهری میگوید:

جامد از هر چه نو است متنفر است و جز با کهنه خو نمیگیرد ، و جاهل هرپدیده نو ظهوری را به نام مقتضیات زمان ، به نام تجدد وترقی موجه میشمارد . جامد هر تازهای را فساد و انحراف میخواند و جاهل همه را یک جا به حساب تمدن و توسعه علم و دانش میگذارد .

قطعه بالا در شناسایی دیدگاه اجتهادی مطهری دارای اهمیت است ؛ دیدگاهی که خود او از آن به دیدگاه “اعتدالی ” یاد میکند . به این ترتیب نگرش مطهری به مسایل زنان ، نه دیدگاه تجددگرایی محض است ونه نگرش سنتی . چنین طرز تلقیای سبب میشود که مطهری مساله زن رادر عصر کنونی نه رهایی زن در معنای لیبرالی ، بلکه درخانواده بداند .ازاین رو مطهری نقطه عطف بحث خود از جنبش زنان را در کشورهای اسلامی ،حقوق طبیعی خانواده معرفی میکند . به این ترتیب مبنای تمامی تعالیم جنسی و جنسیتی مطهری از قبیل حجاب ، میراث، خواستگاری ،ازدواج و… بر اساس این حقوق تفسیر میشود . اما درک این حقوق خود در گروی فهم مفهوم” طبیعت” ویا” فطرت ” است . به این ترتیب شناخت مساله زن ، روش مطالعات زنان ، طبیعت و حقوق طبیعی مهمترین بنیانهای شناخت تعالیم جنسی و جنسیتی مطهری هستند .

مساله زن از نظر مطهری

مطهری در مقدمهای که به کتاب نظام حقوق زن در اسلام در سال 1353 نگاشت، جهتگیری خود را در باره مسایل زنان به خوبی نشان داده است . این مقدمه توضیح مناسبی از دیدگاه اجتهادی مطهری میباشد که ضمن آن پس از تاکید بر توجه به اقتضائات جهان معاصر ، انحراف جنبشهای فمنیستی معاصر را از نظر او آشکارا نشان میدهد . مطهری در این مقدمه اساسی ترین مساله زن را در جامعه معاصر نظام حقوق خانواده میداند . به عقیده مطهری پیدایش شعار آزادی زن و تساوی حقوق او با مرد ،به عنوان مساله اصلی فمنیسم در دنیای غرب به حوادث سده هفدهم میلادی و بعداز آن بر میگردد . در تفسیر مطهری ، از سده هفده به بعد ، پابه پای نهضتهای علمی وفلسفی ، نهضتی در زمینه مسایل اجتماعی و به نام حقوق بشر پا گرفت . نویسندگان سدههای هفده وهجده عقاید خود در باره حقوق فطری و طبیعی و سلب ناپذیربشر را در میان مردم منتشر کردند . مطهری اصل اساسی مورد توجه این نویسندگان را وجود یک سلسله از حقوق و آزادیهای طبیعی برای انسان میداند . این نهضتهای فکری و اجتماعی ابتدا در انگلستان ،سپس در امریکا وفرانسه ثمرههای خود را آشکار کرد وسپس به تمام نقاط دنیا گسترش یافت. مطهری تحول بعدی را در سده نوزدهم میجوید ؛ زمانی که اندیشههای جدید در زمینه حقوق انسانها در مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدیدار شد . این تحولات در نهایت به سوسیالیزم منتهی گشت . مطهری بیان میکند که تا اوایل سده بیستم تمامی تلاشها در زمینه حقوق انسانها مربوط به حقوق ملتها در برابر دولتها یا حقوق طبقه کارگر در برابر طبقه سرمایهدار بود . مطهری بیان میکند که در سده بیستم، برای نخستین بار مساله حقوق زن در برابر حقوق مرد مطرح شد وتساوی زن ومرد اعلام گشت . در جمع بندی مطهری از تحولات سه سده اخیر ، این نکته برجسته است که محور اصلی همه نهضتهای اجتماعی غرب دو مساله آزادی و تساوی است ، واز این روست که او معتقد است که در نهضت حقوق زن در غرب به عنوان ادامه نهضتهای اجتماعی اروپا ،جز از آزادی و تساوی سخنی به میان نیامد . این مساله به نظر مطهری با توجه به وضعیت مرارت بار تاریخ حقوق زن در اروپا تشدید میشود . به این ترتیب پیشگامان نهضت اجتماعی اروپا ، آزادی زن وتساوی حقوق زن ومرد را مکمل و متمم حقوق بشر دانستند . در حالی که به عقیده مطهری آن چه که به فراموشی سپرده شد مساله اساسی نظام حقوق خانواده بود . در تحلیل انتقادی مطهری از نهضت رهایی زن در اروپا ، دلیل غفلت از حقوق خانواده آن است که درجریان این نهضت،داروی تمام بدبختیها و بیچارگیهای زن غربی را از شعار تساوی و آزادی طلب کردند . از این رو تساوی و آزادی زن به عنوان انسان ، براین حقیقت پرده افکند که زن به جهت زنانگی خود ازیک سری مشخصات مخصوص به خود برخوردار است که با ویژگیهای مرد تفاوت میکند . به نظر مطهری، این راز انحراف مساله زن در غرب ، ودلیل انحراف جنبشهای فمنیستی است . به عقیده او توجه به این تفاوتها که بر خاسته از طبیعت متفاوت هر یک از دو جنس مذکر ومونث است، تصحیح کننده مساله زن در جهان اسلام وغرب میباشد بخش نخست تفسیر مطهری از نهضت فمنیسم ،آن جا که توجه به مساله آزادی وخواست تساوی با مرد را موجب غفلت از حقیقت تفاوت میداند ، حاوی نقد فمنیسم لیبرال ، فمنیسم سوسیال و فمنیسم مارکسیستی است، در حالی که بخش اخیرسخنان او ، آنجا که به تحلیل انحراف نهضتهای فمنیستی غربی به دلیل غفلت از بعد انسانی زن وبزرگ نمایی بعد زنانگی زن می پردازد ، حاوی دیدگاه انتقادی مطهری به فمنیسم رادیکال میباشد. مطهری در جای دیگر می گوید زن در جهان گذشته به دلیل غفلت از انسانیتش مورد اجحاف قرار گرفت . ابن سخن نقد عمومی مطهری به دیدگاه سنتی است که واکنش در برابر آن، پیدایش فمنیسمهای لیبرال،سوسیال ومارکسیستی میباشد. در حالی که به عقیده او، زن در عصر حاضر به دلیل چشم پوشی از ویژگیهای زنانهاش، تحت ستم است .این قطعه ، در واقع نقد عمومی مطهری به فمنیسم رادیکال است که ویژگی زنانگی را عامل تعیین کننده جنبش زنان میداند .

اصل اجتهاد و روش مطالعات زنان

مطهری این عقیده را که هر تغییری که در وضعیت اجتماعی و از جمله در وضعیت زنان پیدا شود ، خصوصا اگراز مغرب زمین سرچشمه گرفته باشد ، باید به حساب پیشرفت و تکامل گذاشته شود ، نمیپذیرد و آن را از گمراه کنندهترین افکاری میداند که دامنگیر مردم امروز شده است . او این گمان را رد می کند که چون وسایل و ابزارهای زندگی روز به روز تغییر می کند و کاملتر می گردد و با پیشرفت علم و صنعت ، تمام تغییراتی که در زندگی انسان پیدا می شود ، نوعی پیشرفت است که باید از آن استقبال کرد. به عقیده مطهری زمان همان گونه که پیشروی و تکامل دارد ، به انحراف و فساد نیز کشیده میشود . وضعیت زنان در غرب زمان حاضر، میتواند نمونه خوبی از ادعای بالا، برای مطهری باشد و همان طور که او معتقد است یک مصلح یا جنبش اصلاحی میتواند با قیام بر ضد وضعیت زنان ، آن را اصلاح کند ، یک مرتجع یا حرمت ارتجاعی نیز میتواند با مخالفت با زمان حاضر ،وضعیت زن معاصر را به تباهی و فساد بکشاند . او که از گروه اول به نام جاهلان و از گروه اخیر به نام جامدان نام میبرد، میگوید جاهل و جامد هر دو فرض میگیرند که وضعی که زنان در گذشته داشتند جزو شعایر ومسایل دینی و بر خاسته از آن است و تنها تفاوتی که با هم دارند آن است که جامد نتیجه میگیرد که این شعایر را باید نگهداری کرد و جاهل به این نتیجه میرسد که دین ملازم با کهنه پرستی و علاقه به سکون است . به عقیده مطهری کنش و واکنش دو گروه بالا وضعیت زن را مشکل تر میکند چرا که جمود جامدان موجب میدان دادن به تاخت وتاز جاهلان میشود و جهالت جاهلان ، جامدان را د رعقایدشان متصلب تر میکند .

در واقع این جا مساله زمان و جهت گیری ارزش گذارانه نسبت به آن است که مساله” زن جدید” را پیش میکشد . نظر مطهری نسبت به تغییر، نگاه پیشرفت تک خطی نیست ، از این رو اومیگوید تجددگرایان افراطی ، گویا زمان را “معصوم” گمان میکنند وتغییرات سه سده اخیر در وضعیت زن را به دلیل جدید بودن آن مطلوب میپندارند . برای آنها به عقیده مطهری خوب و بد مفهومی جز نو و کهنه ندارد . این سخن به معنی هواداری از سنت گرایی نیست چرا که کهنه گرایی نیز خود در حقیقت از عقیده به نظریه تکامل خطی بر میخیزد و به معنی عصمت گذشته است . پس در این صورت در برابر مساله زن دردنیای معاصر چه باید کرد ؟ پاسخ مطهری بسیار آشکار است زیرا اسلام با قوانین ثابت و متغیری که دارد با توسعه تمدن و فرهنگ سازگار است و میتواند با وضعیت متغیر زن معاصر انطباق یابد . به اعتقاد مطهری اسلا م از چند روش میتواند به این مهم دست یابد .نخست این که اسلام شاخصهایی برای سیر بشر نصب کرده است . این شاخصها به عقیده او از سویی مسیر و مقصد وضعیت مطلوب زن را ارایه میکند و ازسوی دیگر انحرافها و تباهی های وضعیت موجود را نشان میدهد . او از این سخن نتیجه می گیرد که در اسلام یک وسیله یا یک شکل ظاهری و مادی نمیتوان یافت که جنبه ” تقدس ” داشته باشد تا مسلمانان موظف به رعایت همیشگی آن باشند. دومین ویژگی قوانین اسلام مربوط به دسته بندی آنها به دو دسته ثابت و متغیر است . این احکام بر حسب دو گونه نیازآدمی وضع شده است . به عقیده مطهری اسلام در باره نیازهای دگرگونی پذیرانسان حالت متغیری اتخاذ کرده است . اسلام اوضاع معاصر زنان را به اصول ثابتی مربوط کرده است ودر نتیجه این ارتباط، آن اصول ثابت در هر وضعی از اوضاع کنونی قانون فرعی خاصی را به وجود می آورد. سومین خصوصیت که به اسلام امکان انطباق تعالیمش با دنیای معاصر را میدهد، رعایت درجه مصالح موجود در دستورهای آن است . به عقیده او اسلام به کارشناسان اسلامی اجازه داده است که با سنجش اهمیت مصلحتها ی گوناگونی که در خلاف جهت یکدیگرپیرامون زندگی زنان پدید میآ یند و با توجه به راهنماییهای خود اسلام درباره این سلسله مراتب مصالح ، آن مصلحت را که مهم تر است انتخاب میکنند . و در نهایت آخرین ویژگی احکام اسلام ،مربوط به قوانینی است که ” حق وتو” دارند. این قوانین در وضعیتهای ضرری و حرجی زنان ، احکام ثابت زنان را تعلیق میکنند .

مطهری علاوه بر ویژگیهای مربوط به احکام به دو امرتاثیرگذار اساسی دیگردر مطالعات زنان اشاره میکند . نخست اختیارات حاکم اسلا می در مسایل و معضلات زن معاصر است و سپس اصل اجتهاد . مطهری در جای دیگر اجتهاد را به اجتهاد ممنوع و اجتهاد مشروع تقسیم میکند . با دقت در سخنان مطهری آشکار میگردد که اجتهاد ممنوع در نزد او ، همان قوانین و مقرراتی است که بر اساس احکام اسلام به یکی ازشیوههای فوق الذکر ، وضع نشده باشد . از این رو آموزههای فمنیستی غربی نمیتواند موجه باشد . اما اجتهاد مشروع ، در نزد او، کاربرد تدبر وتعقل در فهم ادله شرعی و با اتکای به یک دسته شایستگیهای علمی بدست میآید . بنابر این ، تعالیم جنسی و جنسیتی اسلام در نزد مطهری ضمن رکون به اقتضائات دنیای معاصر ، میباید به قوانین اسلام به صورت یکی از صورتهای ممکن منقاد باشد .

طبیعت ، فطرت وحقوق طبیعی

مطهری میان سه اصطلاح طبیعت، غریزه وفطرت تفاوت میگذارد . به عقیده مطهری طبیعت معمولا برای اشیای بیجان به کار میرود اما کاربرد آن برای جانداران نیز مجاز است . از نظر او مفهوم طبیعت برای بیان یک خاصیت از خاصیتهای ذاتی یک چیز بیجان یا یک جاندار به کار میرود. به نظر مطهری ،براساس تفکر فلسفی هر یک از موجودات هستی خواصی مربوط به خود دارند که دیگر موجودات از آن بیبهره اند از این رومیباید نیرویی در آنها نهفته باشد که خاستگاه خاصیت مزبور باشند . او، همانند دیگر فیلسوفان اسلامی، این نیرو را که سر منشا خواص یک چیز یا یک موجود است طبیعت یا طبع آن مینامد . اما به عقیده مطهری اصطلاح غریزه ،بیشتر در باره حیوانات به کار میرود . در حالی که کاربرد این مفهوم در انسانها کمتر ، ودر مورد جماد ونبات بدون کاربرد است . سرشت غریزه هر چند هنوز ناشناخته است اما بیانگر یک ویژگی درونی در حیوانات است که راهنمای زندگی آنها میباشد . به عقیده او این حالت د رحیوانات حالتی نیمه آگاهانه است و اکتسابی نیست . و سرانجام مفهوم فطرت مخصوص انسان است . فطرت از نظر مطهری امری تکوینی میباشد . از این رو اکتسابی نیست اما از غریزه آگاهانهتر است ؛ به همین دلیل آدمی به فطریات خود آگاهی دارد. فطرت آدمی همچنین به مسایل مادی محدود نمیگردد بلکه به مسایل انسانی ارتباط مییابد. به رغم اصطلاح شناسی بالا مطهری در مسایل زنان از مفهوم طبیعت در کاربرد عام آن استفاده میکند که شامل اصطلاح فطرت وطبیعت هر دومیشود .

اینک پرسش اصلی آن است که از نظرمطهری طبیعت زن چیست ؟ وبا طبیعت مرد چه تفاوتی دارد ؟ ابتدا باید اذعان کرد که براساس مقدمات بالا، مطهری به تفاوت طبیعت مرد و زن اعتراف دارد .

و همین تفاوت در طبع است که نقشها و وظایف خاصی را برای هر یک از آنها ایجاب میکند . او در جاهای مختلف از آثار خود طبیعت زن را “جلوهنمایی” و ” نازیدن” ، و “اسیر محبت مرد بودن” میداند . در حالی که طبیعت مرد بیشتر ” نیازمندی ” ،” طلب” ، ” بنده شهوت ” و ” خریدار وصال زن بودن ” است .

طبیعت، مرد را مظهر طلب وعشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن ومعشوق بودن … این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد نیاز وطلب و در غریزه زن ناز و جلوه قرار داده است . ضعف جسمانی زن را در مقابل نیرومندی جسمانی مرد ، با این وسیله جبران کرده است .

مطهری می پذیرد که اسلا م برای انسان نوعی شخصیت ذاتی وقابل احترام قایل است ومعتقد است که متناسب با کرامت انسان در متن آفرینش یک سلسله حقوق و آزادیها به اواعطا گشته است. اواذعان دارد که این حقوق نیز مورد پذیرش اسلام میباشد . این دو اصل مطهری را به این نتیجه میرساند که یگانه مرجع صلاحیتدار برای شناسایی حقوق واقعی انسانها کتاب آفرینش است و وضعیت حقوقی زن و مرد در مقابل یکدیگر ، با مراجعه به آن مشخص میشود .ظریهای که ایده طبیعت را به حقوق زنان ربط میدهد این است

از نظر ما حقوق طبیعی و فطری از آنجا پیدا شد ه که دستگاه خلقت با روشن بینی و توجه به هدف ، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آنها در وجود آنها نهفته است سوق میدهد .

هر استعداد طبیعی مبنای یک “حق طبیعی ” است و یک “سند طبیعی” برای آن به شمار میآید .

به عقیده مطهری دستگاه خلقت هر نوعی از انواع موجودات را بر پایه اصل عدل ، در مداری مخصوص به خود او قرار داده است و سعادت او در آن قرار که در مدار طبیعی خودش حرکت کند . مطهری معتقد است دستگاه آفرینش در این کار خود هدف دارد وآنها را از روی بیخبری انجام نمی دهد . از این رو حقوق خانواده مانند دیگر حقوق طبیعی باید در طبیعت جست وجو شود .


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری;اصل اجتهاد و روش مطالعات زنان;مساله زن از نظر مطهری

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

بررسی انقلاب اسلامی و جهانی سازی اسلام 17 صفحه

انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از اینرو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، اسلامی بودن آن است، در این نوشتار، به راه های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدن اسلامی اشاره خواهیم داشت

شما برای دریافت بررسی انقلاب اسلامی و جهانی سازی اسلام به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی انقلاب اسلامی و جهانی سازی اسلام را در زیر مشاهده کنید.

انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از اینرو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، اسلامی بودن آن است، در این نوشتار، به راه های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدن اسلامی اشاره خواهیم داشت

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 17

حجم فایل: 12 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

انقلاب اسلامیوجهانی سازی اسلام

مقدمه:

انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شكل نگرفت، بلكه فراتر از این، یك ماهیت ارزشی و دینی دارد و از اینرو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، اسلامی بودن آن است، در این نوشتار، به راه های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یك تمدن اسلامی اشاره خواهیم داشت.

انقلاب دینی نمودار تفكر معنوی دستاوردهای انقلاب در زمینه های گوناگونی قابل پژوهش و بررسی است. اما با توجه به ماهیت دینی انقلاب اسلامی، آثار تربیتی و فكری آن بیش از همه اهمیت پیدا می كند. اگر انقلاب اسلامی فقط موجب ارتقای وضع معاش مردم شده و نوع حكومت را از دیكتاتوری به نوعی دیگر كه قابل تحمل تر باشد تغییر می داد، چندان نمی شد روی كامیابی آن اصرار ورزید؛ زیرا از انقلابی كه وصف لازم آن اسلامی است انتظاراتی فراتر از این می رود.

راههای جهانی سازی اسلام :

انقلاب اسلامی ایران، پدیده ای بی همتا بود كه از پیش، تحلیلی برای آن وجود نداشت و حتی مبانی و مقدمات شناخت آن از اندیشه های جدید، غایب بود. البته كسانی مثل «آرنولدتوین بی»(1) به جایگاه معنویت در حیات و تمدن بشری نیم نگاهی انداخته و تهی شدن از معنویت را موجب زوال آن می دانستند و معتقد بودند تمدن آینده از جایی غیراز غرب باید سربرآورد. اما این مختصر، برای انقلابی عظیم با آثار سرشار و جاری بسیارش، به هیچ وجه كافی نبود.

این انقلاب، با بازگشت به حقایق فراموش شده فطری، دین را در منظر اندیشه بشری پررنگ و برجسته كرد و در دو سطح ملی و جهانی چاره ای باقی نگذاشت، مگر این كه رویكردی نوین به دین، معنویت، انسان و جهان پدید آید.

انقلاب اسلامی در حقیقت نوعی اندیشه بر مبنای جهان بینی معنوی و متفاوت با علم و تكنولوژی رایج بر پایه جهان بینی مادی را از مغرب تاریخ حقیقت و مشرق جغرافیای گیتی به طلوع كشاند و انسان، جهان، جامعه و تاریخ را با روی و نمای الهی موضوع دانش و اندیشه قرارداد.

نتیجه این رویكرد، تأمین مبانی تازه ای برای دانش و فضاها و شیوه های دست نخورده ای برای اندیشه بوده است.

این انقلاب، تنها تحولی در جامعه و نظام سیاسی و اقتصادی آن نیست، بلكه دگرگونی در كیفیت حیات فردی و اجتماعی، اصلی ترین شاخص انقلاب اسلامی است كه با گشودن راه هدایت و ایجاد معرفت متعالی و راستین، صورت واقعی خود را می یابد و می بالد.

انقلاب اسلامی، نمودار اندیشه ای معنوی است كه می تواند رنجوری و ناتوانی علم و تكنولوژی را در ساختن تمدن طلایی برای انسان ها برطرف كند. اندیشه معنوی و پاكی كه از طریق انقلاب اسلامی در قلب تاریخ رسوخ كرد، منظری سبز و روشن به روی حیات بشری گشود كه در چشم انداز آن، ظهور منجی جهانی، بسیار نزدیك به چشم می آید.

بنابراین، پرسش از چیستی و چرایی دستاوردهای انقلاب اسلامی در قلمرو اندیشه، دو پیامد ارجمند به دنبال دارد؛ 1- پاسخ به چیستی آن، گستره اثرگذاری انقلاب اسلامی در راستای اهداف اصیل و اولیه آن را تبیین می كند. 2- پاسخ به چرایی، راه شكوفایی و توسعه ثمربرداری در این عرصه را فراخ می سازد.

زلزله ای در اندیشه های جهانی انقلاب اسلامی، كاستی و ناراستی بسیاری از نظریات را در حوزه علوم اجتماعی و علوم سیاسی آشكار كرد كه در ادامه، به مواردی از آنها، فهرست وار اشاره می شود.

1- نظریه های ماركسیستی درباره انقلاب، با انقلاب اسلامی ایران زیر سؤال رفت؛ زیرا تاریخچه محتومی كه در این نظریات برای انقلاب ها نوشته شده بود، در انقلاب اسلامی رخ نداد. ماركسیسم، سیر جوامع را از كشاورزی به سرمایه داری و پس از انقلاب، رسیدن به جامعه كمونیستی می دانست. انقلاب اسلامی ایران برخلاف این سیر، از بافت سنتی به انقلاب غیركمونیستی رسید.(2) همچنین، اعتقاد به این كه دین افیون ملت هاست، با خروش دینی مردم انقلابی ایران، تهی و تباه شد.
حتی نظریه پردازان ماركسیسم ساختارگرا نظیر «تدااسكاچ پل» در كتاب دولت
تحصیل دار و اسلام شیعی كه می كوشیدند نظریه ماركسیستی انقلاب را بازسازی و اصلاح كنند، در برابر انقلاب ایران به ضعف تحلیل های خود اعتراف كردند.
«تدا اسكاچ پل»، از متفكران ماركسیسم ساختارگرا معتقد بود، یك انقلاب سیاسی، با تغییر حكومت، بدون تغییر در ساختارهای اجتماعی صورت می گیرد و در این انقلاب، منازعات طبقاتی نقشی ندارد. اما یك انقلاب اجتماعی عبارت است از انتقال سریع و اساسی دولت و ساختارهای طبقاتی یك جامعه كه اغتشاشات طبقاتی از پایین جامعه همراهی و در بخشی حمل می شود. چنین انقلابی در شرایط ویژه اجتماعی ساختاری و بین المللی صورت می پذیرد. مثلاً فشار سیاسی بین المللی یا شكست دولت در یك جنگ نظامی. (3) اما انقلاب ایران نشان داد كه بدون مبنا بودن موضوع طبقات و كشمكش و تضاد میان آنها، بلكه باقدرت فكر و فرهنگ اسلام شیعی و بدون شرایط خاص بین المللی، به پیروزی رسید؛ انقلاب سیاسی اجتماعی كه هم روابط قدرت را دگرگون كرد و هم در ساختار اجتماعی و نهادهای آن تحولی ژرف پدید آورد و حتی بر معادلات و روابط بین المللی نیز آثار قابل توجهی برجای نهاد.
2- نظریه پردازانی كه انقلاب ها را براساس سیستم اقتصاد جهانی تحلیل می كردند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عناصری چون: فرهنگ، ایدئولوژی، رهبری و دین را بیشتر مورد توجه قرار دادند. (4)

3- تئوری ولایت فقیه، با انقلاب اسلامی وارد اندیشه های سیاسی شد و پژوهش های گسترده ای را دراین وادی رقم زد، تا جایی كه امروز، مطالعه نظریه های دولت، بدون شناخت نظریه ولایت فقیه ناقص می ماند.

4- تأثیر بسزای انقلاب اسلامی بر نظریه های جامعه شناسی دین، اهمیت فراوانی دارد. بیش از این دین را در فرایند افسون زدایی از جامعه و تحقق عقلانیت و بلوغ عقلی در سیر تكامل خطی جامعه، روبه كاهش می دیدند(5). ولی انقلاب اسلامی، تكاپویی كامیاب بر خلاف همه این اندیشه های خام بود.

5- رواج اندیشه های اسلام خواهی در بین مسلمین، تقویت و تعمیق بیداری اسلامی، پدید آمدن جنبش های اسلامی در كشورهای عربی و خاورمیانه (6) و رشد اسلام گرایی در غرب و شرق دور، همه و همه، از كاركردها و رهاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه اندیشه و تحولاتی است كه در تفكرات مردمان و فراتر از جغرافیای سیاسی این انقلاب رخ داده است.

هزار ساغر آب حیات پس از انقلاب اسلامی، با كانونی شدن اسلام در داخل كشور، به طور طبیعی و منطقی، توجه و تفكر اندیشمندان به اسلام افزایش یافت و بحث های علمی دراین باره، امروز ما را به جایی رسانده است كه از جنبش نرم افزاری و نظریه پردازی براساس مبانی دینی در حوزه علوم انسانی سخن می گوییم و هسته های نوپژوه و پویا به منظور تولید دانش، به تكاپو افتاده اند و این اساسی ترین مرحله تمدن سازی و تحول تاریخ است كه انقلاب اسلامی آن را پدید آورده و می رود تا بر تمامی اندیشه كفرآمیز و دانش های برآمده از آن خط بطلان بكشد.

انقلاب اسلامی، واقعه ای بود كه علوم انسانی را در دو بعد اثباتی و آرمانی به جهش رساند و روح تازه ای در آنها دمید. پس از انقلاب اسلامی می توان از حكومت اسلامی و سازوكارها و نهادها و روابط قدرت در آن سخن گفت و حكومت آرمانی اسلام را نیز به عنوان آرزویی دست یافتنی ترسیم كرد.


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی انقلاب اسلامی و جهانی سازی اسلام ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی انقلاب اسلامی و جهانی سازی اسلام – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی انقلاب اسلامی و جهانی سازی اسلام ;راههای جهانی سازی اسلام

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

بررسی دروغ در دین‏دارى 20 صفحه

دروغ در فضایل اخلاقى در كمالات روحى سه جور دروغ تصور مى‏شود یكى آن است كه دروغ گو مى‏داند كه فاقد فضیلت است و به دروغ، ادعاى داشتن‏فضیلت دارد مى‏داند كه عاطفه ندارد، ولى ادعاى عاطفه مى‏كند

شما برای دریافت بررسی دروغ در دین‏دارى به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی دروغ در دین‏دارى را در زیر مشاهده کنید.

دروغ در فضایل اخلاقى در كمالات روحى سه جور دروغ تصور مى‏شود یكى آن است كه دروغ گو مى‏داند كه فاقد فضیلت است و به دروغ، ادعاى داشتن‏فضیلت دارد مى‏داند كه عاطفه ندارد، ولى ادعاى عاطفه مى‏كند

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 20

حجم فایل: 16 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

دروغ در دین‏دارى

دروغ در فضایل اخلاقى

در كمالات روحى سه جور دروغ تصور مى‏شود:

یكى آن است كه دروغ گو مى‏داند كه فاقد فضیلت است و به دروغ، ادعاى داشتن‏فضیلت دارد; مى‏داند كه عاطفه ندارد، ولى ادعاى عاطفه مى‏كند.

دیگر آن كه حقیقت فضیلت را به درستى ندانسته و در تشخیص مصداق، اشتباه‏مى‏كند و دعوى داشتن فضیلت دارد. حسود است و به شخصیتى حسد مى‏ورزد، ولى‏حسادت خود را تنفر از ریا كارى و عوام فریبى مى‏پندارد.

سوم آن كه حقیقت فضیلت را به خوبى مى‏داند و خودش هم فاقد آن است، ولى‏زیادى خود خواهى و شدت خود پسندى موجب مى‏شود كه خود را داراى آن‏فضیلت‏بداند. او اگر وجدان خود را حاكم قرار دهد، پى مى‏برد كه داراى آن فضیلت‏نمى‏باشد، ولى چیزى كه در میان افراد خود پسند یافت نمى‏شود وجدان مى‏باشد وبس; خود خواهى راه حقیقت و سعادت را بر این دسته بسته است.

معمولا خود پسندى، بیش‏تر در كسانى یافت مى‏شود كه تا حدى در موقعیتى كه‏دارند موفقیتى به دست آورده باشند، هر چند آن موفقیت، كوچك باشد و خودشان‏هم در پیدایش آن، چندان سهیم نباشند، بلكه آن را اوضاع و احوال خانوادگى یا محلى‏ایجاد كرده باشد.

دروغ در ایمان

عرب‏هایى به حضور رسول خداصلى الله علیه وآله شرفیاب مى‏شدند و ادعاى ایمان مى‏كردند.آن‏ها یا حقیقت ایمان را نمى‏دانستند و یا اگر مى‏دانستند، خود پسندى، آن‏ها را دچاراشتباه كرده بود و چنین مى‏پنداشتند كه ایمان دارند. خداى در قرآن ادعاى آنان راتكذیب مى‏كند و از طریق پیامبرش مخاطبشان قرار داده و مى‏گوید: هنوز ایمان دردل‏هاى شما داخل نشده است:

قالت الاعراب آمنا، قل لم تؤمنوا و لكن قولوا اسلمنا، و لما یدخل الایمان فى‏قلوبكم.

سپس قرآن معناى ایمان را بیان مى‏كند:

«انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم وانفسهم فى سبیل الله اولئك هم الصادقون;.

مردم با ایمان كسانى هستند كه به خداى و پیامبرش ایمان آوردند و به دیگران گمان بدنبردند و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كردند; آن‏ها راست گو مى‏باشند و بس.

یعنى اگر این گونه مردم، ادعاى ایمان كنند، راست مى‏گویند، چون حقیقت ایمان‏را واجدند و از این سعادت برخوردار و گرنه عرب بیابانى را كه كارش دزدى ویغماگرى بوده، با ایمان چه‏كار. از این كه قرآن معناى ایمان را بیان كرده، ممكن است‏استفاده بشود كه دروغ عرب‏ها در ایمان، بر اثر ندانستن ماهیت ایمان بوده است.

دروغ با خدا

كسى كه نماز مى‏خواند، در سوره حمد، خداى بزرگ را مخاطب قرار داده ومى‏گوید: فقط تو را عبادت مى‏كنم. اگر این سخن را به راستى بگوید، خوشا به حالش‏كه به عالى‏ترین مقام رسیده است، ولى بدبختانه بسیارى از ما مسلمان‏ها چنین‏نیستیم، خدا را عبادت نمى‏كنیم، بلكه دنیا را عبادت مى‏كنیم، آن وقت‏به خداى بزرگ‏مى‏گوییم: تو را عبادت مى‏كنیم. گاهى نیز در عبادت‏هاى ناچیزمان براى خدا شریك‏قائل مى‏شویم، ولى به حضرتش عرض مى‏كنیم: فقط تو را عبادت مى‏كنیم نه كس دگررا. بسیارى از مسلمانان در حال نماز متوجه خدا نیستند، دل در جاى دیگر دارند، ولى‏با زبان به خدا مى‏گویند: فقط تو را عبادت مى‏كنیم.

براى رسیدن به منظورى به هزاران در مى‏زنیم، حتى براى نوكرى بیگانگان آماده‏مى‏شویم، به زشت‏ترین عمل‏ها تن در مى‏دهیم، از شرافت، مردانگى، عفت، بلكه ازناموس خود، براى رسیدن به پشیزى یا به مقامى صرف نظر مى‏كنیم،آن وقت در حال‏نماز به خداى مى‏گوییم: فقط از تو كمك مى‏خواهیم.

دروغ در بیم و امید

یكى از صفات مسلمانى آن است كه مسلمان همیشه به رحمت الهى امیدوار باشدو در عین حال از غضب حضرتش بیمناك.

امیدوارى كار دل است و اثرش از رفتار و كردار ظاهر مى‏گردد; كسى كه اثرى ازامید در گفتار و رفتارش نیست، نبایستى به دروغ ادعاى امید كند. بیمناك بودن نیز ازصفات دل است كه از رنگ چهره و خصوصیات احوال، آشكار مى‏گردد. كسى كه ازغضب خداى بزرگ بترسد، چگونه جرات مى‏كند كه به محرمات الهى و كارهاى ناروانزدیك شود؟ امیر المؤمنین‏علیه السلام پیوسته مى‏فرمود:

«از دروغ بپرهیزید! هر كسى امیدوار باشد در پى امید، روان است و هر كسى كه‏هراسان باشد از آن چه مى‏ترسد گریزان خواهد بود.»

در شیعه بودن

یك پنجم مسلمانان جهان را شیعه على مى‏گویند. شیعیان در كشورهاى مختلف‏اسلامى، پراكنده هستند و محكوم قدرت‏هاى كشورها هستند. شیعیان ایران چند صدسال بود كه از خود حكومتى نداشتند و در زیر سلطه اهل سنت‏بودند. همه چیز از آن‏سنیان بود و شیعیان فاقد همه چیز بودند و بدین حال روزگارانى را در محدودیت‏مى‏گذراندند، ولى در حدود چهار صد سال است (از زمان شاه اسماعیل صفوى كه‏حكومت ایران در دست‏شیعه قرار گرفت) آن‏ها توانستند مراسم دینى خود را به‏آزادى انجام دهند.

از آن موقع كشور ایران، به نام كشور شیعه خوانده شد و ملت ایران را ملت‏شیعه‏نامیدند. در میان عرب‏هاى سنى مذهب، هر وقت‏بگویند عجمى، یعنى شیعى; حال‏آیا واقعا چنین است و ما ایرانى‏ها حقیقتا شیعه هستیم و در این ادعا راست گوبه شمار مى‏آییم یا نه؟

بهتر آن است كه پاسخ این پرسش را نداده و ببینیم گذشتگان ما هنگامى كه درحضور اولیاى خدا این ادعا را مى‏كردند، با چه وضعى رو به رو مى‏شدند و چه‏مى‏شنیدند; اینك چند نمونه:

معرفى رسول خداصلى الله علیه وآله از شیعه

مردى خدمت رسول خداصلى الله علیه وآله عرض كرد: فلان كس به ناموس همسایه‏اش‏نگاه مى‏كند و اگر موقعیتى براى او دست دهد، از عمل ناروا هم هراسى‏ندارد.

پیغمبر اسلام در خشم شد وامر به احضار او كرد. شخصى كه در حضور مقدسش‏حاضر بود، عرض كرد: او از شیعیان شماست و به دوستى حضرتت و برادرت على‏افتخار دارد و از دشمنان شما متنفر و بیزار است. پیغمبر اسلام فرمود:

مگو كه او از شیعیان ماست، زیرا دروغ است. شیعه ما كسى است كه به‏دنبال ما بیاید و از ما پیروى كند و این كه در مورد این مرد گفته شد، كار مانیست.

معرفى امام مجتبى‏علیه السلام

مردى خدمت نور دیده رسول خداصلى الله علیه وآله شرفیاب شد و عرض كرد: من از شیعیان‏شما هستم.

امام دوم، حضرت مجتبى‏علیه السلام به وى فرمود: اگر مطیع اوامر و نواهى ما هستى،راست گفتى و اگر غیر از این باشى، بر گناهان خویش افزوده‏اى. هیچ وقت مقامى‏عالیى را كه دارا نیستى، ادعا مكن و مگوى از شیعیان شمایم، ولى بگوى از دوستان‏شمایم و دشمن دشمن‏هاى شما هستم.

معرفى امام حسین‏علیه السلام

دیگرى به حضور سید الشهداعلیه السلام عرض كرد: یابن رسول الله! من از شیعیان‏شمایم.

امام سوم فرمود: از خداى بترس و ادعایى مكن كه خداى به تو بگوید: دروغ‏مى‏گویى. شیعیان ما كسانى هستند كه دل‏هاى آن‏ها از هر آلودگى و زنگ و دغل پاكیزه‏مى‏باشد، ولى بگوى: من از دوستان شما هستم. (3) .


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی دروغ در دین‏دارى ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی دروغ در دین‏دارى – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی دروغ در دین‏دارى;معرفى امام حسین‏ علیه السلام;دروغ در بیم و امید

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

آمادگی ضرورت تشكیلات اسلامی 24 صفحه

مقدمه انسان، موجودی است سرشار از استعدادها ونیروهای خلاق، درعین حال، وجودی انسان مجموعه ای است از تمایلات انسانی و حیوانی هر دو

شما برای دریافت آمادگی ضرورت تشكیلات اسلامی به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات آمادگی ضرورت تشكیلات اسلامی را در زیر مشاهده کنید.

مقدمه انسان، موجودی است سرشار از استعدادها ونیروهای خلاق، درعین حال، وجودی انسان مجموعه ای است از تمایلات انسانی و حیوانی هر دو

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 24

حجم فایل: 23 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

دروس آمادگی

ضرورت تشكیلات اسلامی

ضرورت تشكیلات

مقدمه انسان، موجودی است سرشار از استعدادها ونیروهای خلاق، درعین حال، وجودی انسان مجموعه ای است از تمایلات انسانی و حیوانی هر دو.

روشن است كه آن استعدادها و این تمایلات (چه انسانی و چه حیوانی) باید درجهت صحیح قرار گیرند تا انسان موجودی با رورو مثبت باشد، و اگر وسیله ای برای پرورش استعدادها و جهت دادن به تمایلات مختلف انسان وجود نداشته باشد، چه بسا این موجود كه خدا او را بهترین مخلوقات میداند در مسیری قرار گیرد كه نه تنها منطبق با مسیر صحیح انسانیت نیست، بلكه با آن درتضاد هم هست.

فلسفه ارسال رسل از سوی خدای تعالی همین است. پیامبران كارشان این است كه انسان را در مسیر حق قرار می دهند و با شكوفا كردن استعدادهای او جهت دادن به تمایلاتش به او كمك می كنند تا همه نیروها و توانش را بر اساسی صحیح و متعادل و متناسب با آفرینش و قوانین الهی بكار گیرد و موجودی باشد قائو به قسط.[1]

در ادامه راه پیامبران كسانیكه می خواهند انسانها همواره از حداقل توان و استعداد خود حداكثر بهره برداریها را به عمل آورند و نگذارند ذره ای از این نیروها هدر بروند باید بدنبال ابزاری باشند كه قدرت شكل دادن به نیروها را داشته باشد و بتواند ازكنار هم قرار دادن قطره ها دریایی پدید آورد زیرا كنده ها اجتماعی بسازد.این بس نیست كه به استعدادهای آدمی شكوفائی و به تمایلات انسانها جهت داده شود. باید استعدادهای شكوفا شده و تمایلات جهت داده شده را شكل داد و از مجموعه متشكل این استعدادها ونیروها كه همچون قطره های پراكنده هستند و از هر كدام جدا جدا كاری ساخته نیست دریایی بوجود آورد كه دشتهای تشنه را سیرب می كند و سیلی پدیدار كرد كه خروشان میرود و همه موانع را از سر راه انسان و تكامل جامعه بشری بر می دارد.

نقش هر مسلمان آگاه و متعهدی در هر زمان و هر مكانی اینست كه در ادامه راه پیامبران رسالت آنها را به عهده بگیرد و برای هدایت انسانهای دیگر و تبدیل نیروهای پراكنده آنها به نیرویی قوی و پر توان لحظه ای باز نایستد. بدین ترتیب، هر مسلمان متعهدی باید جذب تشكیلاتی شود كه قدرت جهت دادن و سازماندهی نیروهای انسانی را دارد و می تواند به این رسالت بزرگ عمل كند. و اگر چنین تشكیلاتی وجود نداشته باشد براینگونه افراد است كه در مورد بوجود آوردن آن باشند و اگر وجود دارد ضعیف است باید با تلاش و كوشش خود آن را تقویت و نارسائیهایش را برطرف سازند. به هر حال، رسالت انسانی و الهی هر مسلمانی ایجاب میكند كه همواره با پویایی در پی تحقق این هدف باشد و روشن است كه وقتی چیزی به عنوان رسالت شناخته شد ذره ای درنگ نسبت به آن جایز نیست.

بدین ترتیب،كارهای اساسی یك تشكیلات برای پی گیری به هدف عالی پیامبران در رساندن انسان به تكامل معنوی عبارتند از :

1- بالفعل كردن نیروهای بالقوه

2- جهت دادن به تمایلات انسانها

3- شتاب دادن به نیروهای راكد و كم و كار

4- جلوگیری ازانحراف و هدر رفتن نیروها

5- شناسائی نیروها و استعدادها

6- تبدیل نیروهای پراكنده و ایستا به نیروئی مجتمع و پویا و پرتحرك

برای اینكه روشن شود چنین بینشی بهیچوجه بریده از قانون طبیعت و آفرینش و حتی تشریع الهی نیست، لازم است ضرورت نظم و تشكیلات را در دو بخش از دو دیدگاه بررسی كنیم :

1- از دیدگاه قانون طبیعت و آفرینش

2- از دیدگاه قرآن و سنت

الف) تشكیل از دیدگاه قانون طبیعت و آفرینش

دریك نگرش ابتدایی، آنچه را كه در درون و برون از كران تا كران گیتی مشاهده می كنیم، آنچه را كه در سلولها و اتمها و در كهكشانها و … می بینیم نظم است و بس.

همه جا حركت است و دوام حركتها وابسته به نظم و حساب و شكلی است كه آن حركتها دارند.

به عنوان مثال باید اگر یك دانه اتم را در نظر بگیریم حركت الكترونها بدور هسته اتم دارای مداری مشخص و منظم است كه كوچكترین تخلفی از این مدار بوجود آید، سقوط الكترون هسته را به دنبال داشته و انفجار اتم حتمی است.

در نظام كهكشان ها این بحث كاملاً مصداق دارد و در رابطه با سلولها این قضیه صادق است. اگرسلولی كار خود را انجام ندهد، اگرگلبولی به وظیفه خود عمل نكند، اگر عضوی در مداری كه برایش تعیین شده حركت نكند و نظم حاكم را رعایت ننماید باعث به هم خوردن تعادل موجود گشته و انهدام را به دنبال خواهد داشت.

به خوبی روشن است كه نظم داشتن یعنی تبعیت از یك شكل خاص.

الكتروین شكلی دارد كه بر مبنای همان شكل حركت می كند، گلبولهای خود شكلی دارند كه بر مبنای همان شكل و نظم حركت می كند.

همه شكل و نظم موجود در جهان را به عنوان یك واقعیت قبول دارند. تشكل عبارتست از : ارتباط منظم دو پدیده یا بیشتر با یكدیگر و طبیعی است كه محصول این ارتباط علاوه بر اینكه خواص اجزاء تشكیل دهنده خود را داراست، ازخاصیت دیگری كه نتیجه همان ارتباط منظم می باشد نیز برخوردار است.

چند خط در ارتباط با هم متشكل می شوند و شكلی چون مربع را بوجود میآورند. مربع اینكه خواص خط را دارد خواص نقطه و خواص چهارضعلی و … را هم دارد.

نهادیكه محصول این تشكل می باشد، تشكیلات نامیده می شود و می بینیم كه جهان پدیده در كل، یك تشكل دقیق را بنمایش می گذارد.

تشكل در جهان خلفت

در طبیعت و در سراسر عامل خلفت نظم و همگونی و یك جهتی را به خوبی می یابیم به گونه ای كه جهان به صورت یك مجموعه مرتبط و متشكل و تسلیم امر مولاوخا نقش و در مسیر هدفی كه الله معین كرده و در حركت جریان دیده می شود.

ذالك تقدیر العزیز العلیم

اینكه در تمام جهان خلفت نظم و تشكل و ارتباط و حركت جهت دار برقرار است، نشانه آنست كه انسان نیز جزئی از این عالم می باشد باید در حركت خود از نظم و تشكل برخوردار باشد. زیرا اگر حركتش منظم و حساب شده و با نگرشی عمیق به ابعاد كار و مواقع و امكانات نباشد سخت با خطر شكست روبروست و هر انسان عاقلی می داند كه حركت منظم و حساب شده و جهت دار و هماهنگ سریعتر از هر حركت دیگری به نتیجه و موافقیت می رسد.

ب) تشكل از دیدگاه قرآن و سنت

تشكل یا تحزب، یعنی فعالیت وحركت هماهنگ نیروهای هم سو و هم جهت وهم هدف در چهار هدف یك تشكیلات و سازماندهی مشخص ضرورت چنین چیزی برای مردمی كه می خواهند آرمانهایشان را در جامعه ای كه در آن زندگی می كنند تحقق بخشند از بدیهیات اولیه است و نیازی به استدلال ندارد. اما بی نیازی از استدلال سبب بی نیازی از تذكر نمی شود. به همین جهت لازم است به چند نكته در این رابطه اشاره شود :

1- انسان موجودی است كه در ابتدایی ترین واحدهایش برای انجام ابتدایی ترین كارها به نظم و سازماندهی روی آور می شود. یك خانواده كه كوچكترین واحد بشری است برای بهتر اداره شدن به تقسیم كار بین افراد و وظیفه شناسی هر یك از آنان نیازمند است و افراد خانواده هم بطور طبیعی از چنین نظمی استقبال می كنند. شاید طبیعی بودن این مسئله برای انسانها به این جهت باشد كه فطرت بشر چیزی جدا از جهان آفرینش نیست و از آنجا كه در طبیعت و جهان خلفت چیزی جز نظم مشاهده نمی شود.

نیازی انسان به نظم و سازماندهی آنقدر عمیق است كه حتی دركارهای شخصی هم این نیاز بهچشم می خورد تا آنجا كه بخش عمده ای از سخنان ائمه اطهار علیهم السلام به همین مسئله اختصاص یافته و در حالت رسیده از آن بزرگان به این نكته توجه خاصی می شده است.

2- از محدوده كارهای شخصی و واحدهای كوچكی از قبیل خانوادهكه بگذریم و به محیطها و واحدهای بزرگتر و بازتر بیابیم با ضرورت گروهی كردن كارها و برخورداری از نظم و سازماندهی و اجتناب از كارهای فردی بنحو چشم گیرتری برخورد می كنیم، تا آنجا كه اصولاً در كارهای بزرگ بدون تقسیم كار و اداره براساس برنامه تنظیم شده و مشخصی به هیچوجه امكان پذیر نیست. چگونگی اداره كارگاهها، كارخانه ها، ادارات، بانكها و هر كار دیگراجتماعی به روشنی نشان میدهند كه انجام این امور به هیچوجه منهای سازماندهی امكان پذیر نیست برای اداره یك كارگاه اگر ده برابر افراد مورد نیاز آن كارگاه در آنجا جمع شوند امكان ندارد بتواند بدون سازماندهی و اینكه مشخص شود هركسی چه كاری را باید انجام دهد حتی از عهده یك صدم كاری كه آن افراد كم كارگاه با سازماندهی و نظم حاكم بر آنجا انجام میدهند برآیند.

3- در امور سیاسی هم مانند همه امور مربوط به شئون زندگی انسان مطلب به همین شكل است.اگر بهترین سیاسیتمداران جهان جدا از همدیگر بیشترین تلاشها را بكنندنمیتوانندجامعه رابه سوی هدفی كه در نظر دارند ببرند هر چند تعدادشان بسیار زیاد باشد. ولی اگرهمین افراد در كنار هم قرار بگیرند و براساس سازماندهی مشخصی حركت كنند بی تردید بیشترین موفقیت را به دست خواهند آورد. فلسفه تشكیل احزاب و ایجاد تشكیلات سیاسی در جهان هم در اصل همین بوده است. بگذریم از این كه بیشتر احزاب و گروهها و سازمانهای سیاسی جهان عملاً كارآیی های تشكیلاتی خود را در خدمت اهداف ناسالم قرار داده و از آن به نفع انسانیت و در جهت تكامل معنوی جوامع بشری بهره برداری نكردند. سخن ما این است كه علیرغم بهره برداریهای ناروائی كه تاكنون از قدرت و كارآئی تشكیلات در جهان شده است، ما باید از این وسیله پرتوان و كارساز به نفع اهداف اسلامی و انسانی خود بهره برداری كنیم تا هم جامعه بشری را به سوی تكامل معنوی سوق دهیم و هم ثابت كنیم كه نباید از نیروهای متشكل انسانها علیه آنها بهره گرفت، بلكه می توان و باید این قدرت زائیده از تشكل مردم را در خدمت رشد و تعالی خود آنها و به ثمر رسیدن آرمانهای انسانی به كار گرفت.

4- در قرآن كریم، این كتاب الهی كه بزرگترین هدفش هدایت بشر و رشد تعالی او است، هم تكیه خاصی نسبت به تشكل و تحزب به عمل آمده است. خدای تعالی كمتر مسئله ای را در قرآن این چنین با تأكید مورد توجه قرار داده است. تأكیدهایی از نوع تأكیدی كه در قرآن كریم نسبت به ضرورت تجزب و تشكل آمده است همواره نشانه اهمیت فوق العاده مسئله مورد تأكید می باشد. در تأكید بر ضرورت تشكل و تحزب در قرآن كریم آیات متعددی وجود دارد كه در اینجا به نمونه هایی از آنها اكتفا می كنیم:

آیه 46 سوره سبا : قل انما اعظم بواحده ان تقوموا الله مثنی و فرادی… ای پیامبر به مردم بگو شما را به یك چیز توصیه میكنم و آن اینست كه برای خدا به صورت دسته جمعی وفردی قیام كنید….

در این آیه سه نكته مهم باید درارتباط باتحزب توجه شود:

نكته اول اینست كه خدای تعالی به پیامبر امر می كند مطلب مورد نظر در این آیه را به عنوان تنها توصیه اش به مردم گوشزد نماید. توضیح این مطلب دراینجا ضروت دارد كه مقصود از تنها توصیه این نیست كه پیامیر توصیه دیگری به مردم ندارد و رسالت آن حضرت فقط به همین توصیه خلاصه میشود، بلكه مقصود اینست كه این یكی از توصیه های مهم است كه در یكی از مراحل به عنوان تنها توصیه از آن یاد شده است. بنابراین یكی از نكانی كه باید از این آیه به یاد داشته باشیم اینست كه آنچه در این آیه آمده است از مسائل مهمی است كه قرآن برای آن حساب خاصی قائل است.

نكته دوم اینست كه : قیام باید برای خدا باشد (ان تقوموالله) و نه برای كسی یا چیزی دیگرو همین طور نه برای خدا و كسی یا چیز دیگری با هم، این خود نكته مهمی است كه در همین نوشتار مستقلاً به آن خواهیم پرداخت.


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” آمادگی ضرورت تشكیلات اسلامی ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – آمادگی ضرورت تشكیلات اسلامی – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
آمادگی ضرورت تشكیلات اسلامی;ضرورت تشكیلات;از دیدگاه قرآن و سنت

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

بررسی تواضع و فروتنى 15 صفحه

ناگفته پیداست كه تواضع و فروتنى نقطه مقابل تكبر و فخرفروشى است و جدا سازى بحثهاى كامل این دو از یكدیگر مشكل یا غیر ممكن است و لذا هم در آیات و روایات اسلامى و هم در كلمات بزرگان اخلاق این دو به یكدیگر آمیخته شده است، نكوهش از یكى ملازم تمجید و ستایش از دیگرى است و ستایش از یكى همراه با نكوهش از دیگرى مى‏باشد، درست مثل اینكه بحثهاى مربوط به ستایش و

شما برای دریافت بررسی تواضع و فروتنى به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی تواضع و فروتنى را در زیر مشاهده کنید.

ناگفته پیداست كه تواضع و فروتنى نقطه مقابل تكبر و فخرفروشى است و جدا سازى بحثهاى كامل این دو از یكدیگر مشكل یا غیر ممكن است و لذا هم در آیات و روایات اسلامى و هم در كلمات بزرگان اخلاق این دو به یكدیگر آمیخته شده است، نكوهش از یكى ملازم تمجید و ستایش از دیگرى است و ستایش از یكى همراه با نكوهش از دیگرى مى‏باشد، درست مثل اینكه بحثهاى مربوط به ستایش و

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 15

حجم فایل: 12 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

تواضع و فروتنى

ناگفته پیداست كه تواضع و فروتنى نقطه مقابل تكبر و فخرفروشى است و جدا سازى بحثهاى كامل این دو از یكدیگر مشكل یا غیر ممكن است و لذا هم در آیات و روایات اسلامى و هم در كلمات بزرگان اخلاق این دو به یكدیگر آمیخته شده است، نكوهش از یكى ملازم تمجید و ستایش از دیگرى است و ستایش از یكى همراه با نكوهش از دیگرى مى‏باشد، درست مثل اینكه بحثهاى مربوط به ستایش و تمجید از علم جداى از نكوهش از جهل نیست و نكوهش از جهل همراه ستایش علم است.

با این حال مفهوم این سخن آن نیست كه ما بحثهاى مربوط به تواضع را نادیده گرفته و به آنچه در بحث زشتى تكبر و استكبار گفتیم بسنده كنیم. بخصوص اینكه نسبت‏بین تكبر و تواضع به اصطلاح نسبت میان ضدین است نه وجود و عدم. هم تكبر یك صفت وجودى است و هم تواضع و هر دو در مقابل یكدیگر قرار دارند، نه از قبیل وجود و عدم كه سخن از یكى الزاما همراه با نفى دیگرى باشد.

در روایات اسلامى نیز به این معنى اشاره شده است از جمله از على(ع) مى‏خوانیم: «ضادوا الكبر بالتواضع; به وسیله تواضع با تكبر كه ضد آن است مقابله كنید».

با این اشاره به قرآن باز مى‏گردیم و آیات مربوط به مساله تواضع را گلچین كرده، مورد بررسى قرار مى‏دهیم(هر چند آیاتى كه به كنایه یا به ملازمه به آن اشاره مى‏كند بیش از اینها است).

1- یایها الذین آمنوا من یرتد منكم عن دینه فسوف یاتى الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة على المؤمنین اعزة على الكافرین… (سوره‏مائده،آیه‏54)

2- و عباد الرحمن الذین یمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما (سوره‏فرقان،آیه‏63)

3- واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنین (سوره‏شعراء،آیه‏215)

ترجمه

1- اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! هر كس از شما، از آیین خود بازگردد(به خدا زیانى نمى‏رساند;) خداوند به زودى جمعیتى را مى‏آورد كه آنها را دوست دارد و آنان(نیز) او را دوست دارند; در برابر مؤمنان متواضع، در برابر كافران سرسخت و نیرومندند.

2- بندگان(خاص خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى تكبر بر زمین راه مى‏روند; و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى‏گویند(و با بى اعتنایى و بزرگوارى مى‏گذرند).

3- (اى پیامبر) بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پیروى مى‏كنند بگستر(و نسبت‏به آنها تواضع و مهربانى كن).

تفسیر و جمع‏بندى

در نخستین آیه مورد بحث‏سخن از گروهى از مؤمنان به میان آمده كه مشمول فضل و عنایات الهى هستند هم خدا را دوست مى‏دارند و هم محبوب پروردگارند.

یكى از اوصاف بارز آنها این است كه در برابر مؤمنان متواضعند: (اذلة على المؤمنین) و در برابر كافران نیرومند و قوى هستند (اعزة على الكافرین).

«اذلة‏» جمع «ذلول‏» و «ذلیل‏» از ماده «ذل‏» (بر وزن حر) در اصل به معنى نرمى و ملایمت و تسلیم است در حالى كه «اعزة‏» جمع «عزیز» از ماده «عزة‏» به معنى شدت است، حیوانات رام را «ذلول‏» مى‏گویند چون ملایم و تسلیمند و «تذلیل‏» در آیه ذللت قطوفها تذلیلا اشاره به سهولت چیدن میوه‏هاى بهشتى است.

گاه ذلت در مواردى به كار مى‏رود كه معنى منفى دارد و آن در جایى است كه از سوى غیر به انسان تحمیل مى‏شود وگرنه در ماده این لغت مفهوم منفى ذاتا وجود ندارد(دقت كنید).

به هر حال آیه فوق دلیل روشنى بر اهمیت تواضع و عظمت مقام متواضعین است، تواضعى كه از درون جان انسان برخیزد و براى احترام به مؤمنى از مؤمنان و بنده‏اى از بندگان خدا باشد.

در دومین آیه باز اشاره به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقى گروهى از بندگان خاص خداست كه در طى آیات سوره فرقان از آیه‏63 تا آیه 74 دوازده فضیلت‏بزرگ براى آنها ذكر شده است و جالب اینكه نخستین آنها همان صفت تواضع است، این نشان مى‏دهد همان گونه كه «تكبر» خطرناك‏ترین رذائل است، تواضع مهمترین یا از مهمترین فضائل مى‏باشد، مى‏فرماید:

«بندگان خاص خداوند رحمان كسانى هستند كه با آرامش و بى تكبر بر زمین راه مى‏روند» (و عباد الرحمن الذین یمشون على الارض هونا)

«هون‏» مصدر است و به معنى نرمى و آرامش و تواضع است و استعمال مصدر در معنى اسم فاعل در اینجا به خاطر تاكید است، یعنى آنها چنان آرام و متواضعند كه گویى عین تواضع شده‏اند و به همین دلیل در ادامه آیه مى‏فرماید: «و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما; و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى‏گویند(و با بى اعتنایى و بزرگوارى مى‏گذرند)».

و در آیه بعد از آن سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاك خداست مى‏فرماید: «والذین یبیتون لربهم سجدا و قیما; آنها كسانى هستند كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قیام مى‏كنند(و به بندگى و عبادت مى‏پردازند)».

«راغب‏» در كتاب «مفردات‏» مى‏گوید: «هون‏» دو معنى دارد یكى از آنها خضوع و نرمشى است كه از درون جان انسان بجوشد كه این شایسته ستایش است(سپس به آیه مورد بحث اشاره مى‏كند) و در حدیث نبوى آمده است المؤمن هین لین.دوم خضوع و تذللى است كه از سوى دیگرى بر انسان تحمیل شود و او را خوار كند.

ناگفته پیداست كه منظور از الذین یمشون على الارض هونا این نیست كه فقط راه رفتن آنها متواضعانه است، بلكه منظور نفى هرگونه كبر و خودخواهى است كه در تمام اعمال انسان و حتى در كیفیت راه رفتن كه ساده‏ترین كار است آشكار مى‏شود، زیرا ملكات اخلاقى همیشه خود را در لا به لاى گفتار و حركات انسان نشان مى‏دهند تا آنجا كه در بسیارى از مواقع از چگونگى راه رفتن انسان مى‏توان به بسیارى از صفات اخلاقى او راه برد.

آرى عباد الرحمن (بندگان خاص خدا) نخستین نشانشان همان تواضع است، تواضعى كه در تمام ذرات وجودشان نفوذ كرده و حتى در راه رفتن آنها آشكار است و اگر مى‏بینیم خداوند در آیه‏37 سوره اسراء به پیامبرش دستور مى‏دهد «و لاتمش فى الارض مرحا; روى زمین با تكبر راه مرو» منظور فقط راه رفتن نیست‏بلكه هدف، تواضع در همه كار است كه نشانه بندگى و عبودیت‏خداست.

در سومین آیه روى سخن رابه پیامبر(ص) كرده،مى‏فرماید:«بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پیروى مى‏كنند پایین بیاور و(تواضع و محبت كن); واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنین‏»

«خفض‏» بر وزن «خشم‏» در اصل به معنى پایین آوردن است و «جناح‏» به معنى بال مى‏باشد. بنابراین «و اخفض جناح‏» كنایه از تواضع آمیخته با محبت است، همان‏گونه كه پرندگان هرگاه مى‏خواهند به جوجه‏هاى خود اظهار محبت كنند بال و پر خود مى‏گسترانند و آنها را زیر بال و پر مى‏گیرند تا هم در برابر حوادث احتمالى مصون بمانند و هم از تشتت و پراكندگى حفظ شوند، پیامبر اسلام(ص) نیز مامور بود بدین گونه مؤمنان را زیر بال و پر خود بگیرد!

این تعبیر بسیار ظریف و پر معنى نكات مختلفى را در عبارت كوتاهى جمع كرده است.

جایى كه پیامبر مامور به تواضع آمیخته با محبت در برابر مؤمنان باشد تكلیف افراد امت روشن است چرا كه پیغمبر سرمشق و الگو و «اسوه‏» براى همه امت است.

شبیه همین تعبیر در آیه 88 سوره حجر نیز آمده است آنجا كه مى‏فرماید: واخفض جناحك للمؤمنین كه باز مخاطب در آن شخص پیامبر است و مامور مى‏شود براى مؤمنان «خفض جناح‏» و تواضع آمیخته با محبت داشته باشد.

شبیه این تعبیر با اندك تفاوتى در مورد فرزندان در مقابل پدران و مادران در سوره «اسراء» آمده، آنجا كه مى‏فرماید: «واخفض لهما جناح الذل من الرحمة; بالهاى خود را در برابر آن دو(پدر و مادر) از محبت و لطف فرود آر(و تواضعى آمیخته با احترام و محبت در برابر آنان داشته باش)».

از مجموع آنچه در آیات فوق آمده به خوبى استفاده مى‏شود كه قرآن مجید نه تنها تكبر و استكبار را مورد مذمت قرار داده، بلكه نقطه مقابل آن یعنى تواضع و فروتنى را با تعبیرات گوناگون مورد تمجید قرار داده است.

تواضع و فروتنى در روایات اسلامى

در منابع شیعه و اهل سنت احادیث فراوانى در مورد تواضع به چشم مى‏خورد كه بعضى در باره اهمیت تواضع است و بعضى در باره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن مى‏باشد.

در اهمیت تواضع تعبیرات بسیار جالبى در روایات آمده:

1- در حدیثى از رسول خدا(ص) مى‏خوانیم: روزى فرمود: «مالى لاارى علیكم حلاوة العبادة؟! قالوا و ما حلاوة العبادة؟ قال التواضع!; چه مى‏شود كه شیرینى عبادت ر در شما نمى‏بینم؟ عرض كردند: شیرینى عبادت چیست؟ فرمود: تواشع است!»

ناگفته پیداست‏حقیقت عبادت نهایت‏خضوع در برابر پروردگار است. كسى كه شیرینى خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است.

2- در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «علیك بالتواضع فانه من اعظم العبادة; بر تو باد تواضع كه از برترین عبادات است‏».

3- از امام حسن عسكرى(ع) نقل شده است كه فرمود: «التواضع نعمة لایحسد علیها; تواضع نعمتى است كه سبب حسادت دیگران نمى‏شود».

معمولا هر نعمتى نصیب انسان مى‏شود مزاحمت‏هاى حسودان افزوده مى‏گردد و گاه این حسادت چنان فضاى زندگى را تنگ مى‏كند كه زندگى بر صاحب نعمت مشكل مى‏شود، ولى تواضع از این قاعده كلى مستثنى است، نعمتى است كه حسادت حسودان را برنمى‏انگیزد.


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی تواضع و فروتنى ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی تواضع و فروتنى – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی تواضع و فروتنى ;در اهمیت تواضع تعبیرات بسیار جالبى در روایات آمده

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

بررسی نقش عدل در اسلام 31 صفحه

موزون بودن اگر مجموعه ای را در نظر بگیریم كه در آن، از حیث كمیت، مقدار لازم هر جزء و از لحاظ كیفیت، ارتباط اجزاء با یكدیگر رعایت شود، مثلاً یك اجتماع اگر بخواهد باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را محقق نماید باید متعادل باشد، یعنی هر چیزی در آن باید به قدر لازم وجود داشته باشد

شما برای دریافت بررسی نقش عدل در اسلام به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی نقش عدل در اسلام را در زیر مشاهده کنید.

موزون بودن اگر مجموعه ای را در نظر بگیریم كه در آن، از حیث كمیت، مقدار لازم هر جزء و از لحاظ كیفیت، ارتباط اجزاء با یكدیگر رعایت شود، مثلاً یك اجتماع اگر بخواهد باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را محقق نماید باید متعادل باشد، یعنی هر چیزی در آن باید به قدر لازم وجود داشته باشد

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 31

حجم فایل: 20 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

بررسی نقش عدل در اسلام

دومین اصل از اصول دین مبین اسلام، « عدل» است.

برای عدل، چندین معنی ذكر شده است كه در ذیل، فهرست وار، بیان می شود .

موزون بودناگر مجموعه ای را در نظر بگیریم كه در آن، از حیث كمیت، مقدار لازم هر جزء و از لحاظ كیفیت، ارتباط اجزاء با یكدیگر رعایت شود، مثلاً یك اجتماع اگر بخواهد باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را محقق نماید باید متعادل باشد، یعنی هر چیزی در آن باید به قدر لازم وجود داشته باشد.

یك اجتماع متعادل به كارهای فراوانی از قبیل امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، قضایی، تربیتی و … احتیاج دارد . این كارها باید میان افراد تقسیم شود و برای هركدام از آن كارها به اندازه ای كه لازم و ضروری است، افرادی گماشته شود.

معنی دیگر عدل تساوی و نفی هر گونه تبعیض است

گاهی می گویند: فلانی عادل است . منظور این است كه هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمی شود.

بنابراین، عدل یعنی مساوات . اگر مقصود از این معنی، این باشد كه عدالت ایجاب می كند كه هیچگونه استحقاقی رعایت نگردد و با همه چیز و همه كس به یك چشم نظر شود، این عدالت، عین ظلم است.

اما اگر مقصود این باشد كه عدالت یعنی رعایت تساوی در زمینة استحقاقها است البته این معنی درست است.

عدل، چنین مساواتی را ایجاب می كند، و چنین مساواتی از لوازم عدل است. به این معنی كه هركس هر اندازه كه لیاقت و استحقاقی كه دارد، امتیاز می گیرد.

معنای دیگر عدل، رعایت حقوق افراد و عطا كردن به هر صاحب حق، حق او را.

و ظلم عبارت از پامال كردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران می باشد . معنی حقیقی عدالت بشری، یعنی عدالتی كه در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند.

این عدالت متكّی به دو چیز است:

الف ـ حقوق و اولویت ها یعنی افراد بشر، نسبت به یكدیگر و در مقایسه با یكدیگر نوعی حقوق و اولویت پیدا می كنند . مثلاً كسی كه با كار خود، محصولی تولیدمی كند، طبعاً نوعی اولویت نسبت به آن محصول پیدا می كند و منشاء این اولویت، كار و فعالیت اوست.

ب ـ امر دیگر، خصوصیت ذاتی بشر است كه طوری آفریده شده است كه در كارهای خود الزاماً نوعی اندیشه هایی را كه به « اعتباری» معروف هستند، استخدام می كند و با استفاده از آن اندیشه ها به مقاصد طبیعی خود نائل می آید . آن اندیشه ها، یك سلسله اندیشه های«انشائی» یا امری است كه با « باید» ها مشخص می شود. از آن جمله، این است كه برای اینكه افراد جامعه بهتر به سعادت خود برسند باید حقوق و اولویت ها، رعایت شود.

رعایت استحقاقها در افاضه وجود

معنی این سخن این است كه موجودات در نظام هستی از نظر قابلیت ها و امكان فیض گیری از مبدأ هستی، با یكدیگر متفاوتند. هر موجودی در هر مرتبه ای كه هست، از نظر قابلیت فیض گرفتن استحقاقی خاص به خود دارد . ذات مقدس حق كه كمال مطلق و خیر مطلق و فیاض علی الاطلاق است، به هر موجودی، آنچه را كه برای آن موجود ممكن است، از وجود و كمال، اعطا می كند و هیچگاه از دادن فیض و كمال به مخلوقات خودداری نمی كند.

عدل الهی در نظام تكوین، یعنی هر موجودی، هر درجه از وجود و كمال كه استحقاق و امكان آن را دارد، دریافت كند و ظلم یعنی، منع فیض و خودداری از جود و بخشش به وجودی كه استحقاق آن را دارد .

میانه روی و اجتناب از افراد و تفریط به عبارت دیگر، هر چیزی را به جای خود نهادن.

منظور از عادل بودن خداوند سبحان، این است كه استحقاق شایستگی هیچ موجودی را معطّل نمی گذارد و به هركس، هرچه استحقاق دارد می دهد.

عدل در موارد زیر كاربرد دارد:

الف ـ عدل در آفرینش: به این معنی كه خداوند سبحان، هر موجودی را چنان كه باید و شاید، آفریده و آنچه شایسته اش بوده است، به او داده است .

مقدری كه به گِل، نكهت و به گُل جان داد

به هر كه هر چه سزا دید حكمتش، آن داد

ب ـ عدل در قانون گذاری: یعنی قوانین الهی، نسبت به تمام طبقات، بر اساس حكمت و مصلحت، به طوری كه از حدود قدرت بشر خارج نباشد، وضع شده و آنچه كه برای زندگی و سعادت و رشد جسمانی و روحانی افراد و اجتماعات بشری، لازم بوده رعایت شده است.

ج ـ عدل در پاداش و كیفر: به این معنی كه خداوند سبحان، در مقام مجازات، به هیچ وجه به كسی ستم روا نمی دارد، بلكه اعمال هركس را با ترازوی عدالت، سنجیده، مجازاتی در خور آن مقرر می دارد.

عدل الهى

مقدمه: عدل الهى یكى از مباحث مهم در اسلام است. در این مقاله عدل در خلقت و عدل در قانونگذارى (تشریع) و رابطه عدل با حسن و قبح عقلى مورد بحث قرار گرفته است.

یكى از مسائلى كه درعلم كلام مورد بحث واقع شد مساله عدل الهى بود، كه آیا خداوند عادل‏است‏یا نه؟این مساله خیلى اهمیت پیدا كرد و شاخه‏ها و متفرعات زیاد پیداكرد، دامنه‏اش قهرا به مساله اصل عدالت اجتماعى كه مورد بحث ماست نیز كشیده شد.این مساله از مساله حادث بودن و قدیم بودن كلام‏الله هم با آنكه آن مساله فتنه‏ها بپا كرد و خونها برایش ریخته شد بیشتر اهمیت پیدا كرد به طورى كه به واسطه نفى‏و اثبات در این مساله – یعنى مساله عدل – متكلمین دو نحله شدند: عدلیه و غیر عدلیه.عدلیه یعنى طرفداران‏اصل عدل الهى، و غیر عدلیه یعنى منكرین اصل عدل الهى.

متكلمین شیعه عمومااز عدلیه هستند، و به همین جهت از همان زمان قدیم معمول شد كه‏شیعه بگوید اصول دین اسلام پنج تاست: توحید، عدل، نبوت، امامت،معاد، یعنى از نظر اسلام‏شناسى‏شیعى اصول اسلام پنج تاست.

در مساله عدل الهى در دو قسمت بحث‏شد: یكى اینكه‏آیا خلقت و تكوین عالم از آسمان و زمین، از جماد و نبات و حیوان، از دنیا و آخرت، بر موازین عدالت و موافق عدالت است ودر خلقت و آفرینش به هیچ موجودى ظلم نمى‏شود و این عالم به عدل برپاست؟آیا «بالعدل قامت السموات و الارض‏» (1) ؟یااینكه خداوند چون اراده و مشیتش مطلق است و هیچ چیز نمى‏تواند اراده او رامحدود كند، فعال ما یشاء است، یفعل ما یشاء (2) و یحكم مایرید (3) ، خلقتش تابع هیچ میزان و هیچ قاعده و قانونى نمى‏تواند باشد،هر چه او بكند عدل است نه اینكه هر چه مقتضاى عدل است او مى‏كند.

لهذا در جواب این سؤال كه آیا خداوند در قیامت‏بر وفق موازینى كه موازین عدل است رفتار مى‏كند و طبق حساب و قاعده‏اى یكى را به بهشت مى‏برد و دیگرى را به جهنم،یا اینطور نیست؟آنها گفتند اینطور نیست، هیچ قانون و ناموسى نمى‏تواند حاكم بر فعل حق باشد، هر قانون و ناموسى‏تابع فعل او و امر اوست، عدل و ظلم هم تابع فعل اوست.اگر او مطیع را به جهنم ببرد و عاصى را به بهشت، باز هم چون اوكرده عدل است.اراده او و فعل او تابع میزانى و خاضع در برابر قانونى نیست، همه قوانین و موازین تابع اراده او هستند.

این یك قسمت درباره اصل عدل كه راجع به اساس خلقت‏موجودات و نظام عالم بود كه آیا موافق با میزان عدل است‏یا نه؟ قسمت دیگرى مربوط به نظام تشریع است، مربوط‏به دستورهاى دینى است، مربوط به این است كه دستورهاى الهى كه به وسیله پیغمبراكرم(ص)رسیده و به نام شریعت و قانون اسلامى خوانده مى‏شود چطور؟ آیا نظام تشریع تابع میزان عدل است‏یا نه؟آیا عادلانه‏وضع شده و هر حكمى تابع یك حقیقت و یك مصلحت و مفسده واقعى است، یا اینطور نیست؟ وقتى كه به قوانین شریعت اسلام نگاه مى‏كنیم مى‏بینیم‏یك سلسله چیزها تحلیل و تجویز و بلكه واجب شده و یك عده امور دیگر بر عكس تحریم شده و ممنوع شناخته

عدل تكوینى

در این قسم از عدالت، سخن در پیرامون وظایف و تكالیف الهى بر بندگان و پاداش روز جزا نیست، بلكه محور بحث در این قسم نظام آفرینش و اینكه این نظام بر اساس عدل و داد استوار است مى‏باشد.

معنى عدل در آفرینش این است كه در جهان آفرینش تعادل حكومت مى‏كند و سراپاى جهان موزون و متعادل بوده و در تركیب اجزا آن، تناسب و تعادل كاملا رعایت‏شده است.

اثبات این نوع عدالت بر عهده بررسى نظم جهان است و بشر با بررسیهاى علمى تا آنجا كه دست‏یافته غیر از نظم و حساب و تناسب و اینكه هر چیزى بجاى خویش نیكو است چیزى نیافته است.

و اینكه در روایت آمده:«بالعدل قامت السموات و الارض‏» (1) زمین و آسمانها بر عدل استوار است مطلب بسیار متینى مى‏باشد زیرا اگر فاصله كرات و وضع و حركتهاى آنها با حساب معین و متعادلى انجام نمى‏گرفت هر آن محكوم به نیستى و زوال بودند.

عدل چیست؟

اولین مساله‏اى كه باید روشن شود این است كه عدل چیست؟ ظلم چیست؟ تا مفهوم اصلى و دقیق عدل روشن نشود هر كوششى بیهوده است و از اشتباهات مصون نخواهیم ماند مجموعا چهار معنى و یا چهار مورد استعمال براى این كلمه هست:

الف- موزون بودن: اگر مجموعه‏اى را در نظر بگیریم كه در آن اجزا و ابعاد مختلف بكار رفته است و هدف خاصى از آن منظور است‏باید شرایط معین در آن از حیث مقدار لازم هر جزء از لحاظ كیفیت ارتباط اجزا با یكدیگر رعایت‏شود و تنها در این صورت است كه آن مجموعه مى‏تواند باقى بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ایفا نماید مثلا یك اجتماع اگر بخواهد باقى و برقرار بماند باید متعادل باشد یعنى هر چیزى در آن به قدر لازم (نه به قدر مساوى) وجود داشته باشد شك اجتماع متعادل به كارهاى فروان اقتصادى سیاسى فرهنگى قضائى تربیتى احتیاج دارد و این كارها باید میان افراد تقسیم شود وبراى هر كدام از آن كارها به آن اندازه كه لازم و ضرورى است افراد گماشته شوند. ازجهت تعادل اجتماعى آنچه ضرورى است این است كه میزان احتیاجات در نظر گرفته شود و متناسب با آن احتیاجات بودجه و نیرو مصرف گردد اینجاست كه پاى «مصلحت‏» به میان مى‏آید یعنى مصلحت كل مصلحتى كه در آن بقاء و دوام كل و هدفهایى كه از كل منظور است در نظر گرفته مى‏شود از این نظر «جزء» فقط وسیله است‏حسابى مستقل و براى خود ندارد.

همچنین است تعادل فیزیكى یعنى مثلا یك ماشین كه براى منظورى ساخته مى‏شود و انواع نیازمندیها براى ساختمان این ماشین هست اگر بخواهد یك مصنوع متعادل باشد باید از ماده‏اى به قدرى كه لازم و ضرورى است و احتیاج ایجاب مى‏كند در آن به كار برده‏باشد.

تعادل شیمیایى نیز چنین است هر مركب شیمیایى فرمول خاصى دارد نسبت‏خاصى میان عناصر تركیب كننده آن هست تنها با رعایت آن فرمول و آن نسبتها كه متفاوت است تعادل برقرار مى‏شود و آن مركب بوجود مى‏آید.

جهان موزون و متعادل است اگر موزون و متعادل نبود برپا نبود نظم و حساب و جریان معین و مشخصى نبود در قرآن كریم آمده است:

و السماء رفعها و وضع المیزان (1)

همانطور كه مفسران گفته‏اند مقصود این است كه در ساختمان جهان رعایت تعادل شده‏است در هر چیز از هر ماده‏اى به قدر لازم استفاده شده است فاصله‏ها اندازه‏گیرى شده‏است در حدیث نبوى آمده است:

بالعدل قامت السموات و الارض (2)

«همانا آسمان و زمین به موجب عدل برپاست.»

نقطه مقابل عدل به این معنى بى تناسبى است نه ظلم لهذا عدل به این معنى از موضوع بحث ما خارج است.

بسیارى از كسانى كه خواسته‏اند به اشكالات مربوط به عدل الهى از نقش تبعیضها، تفاوتها و بدیها جواب بدهند، به جاى آنكه مساله را از نظر عدل و ظلم طرح كنند از نظر تناسب و عدم تناسب طرح كرده‏اند و به این جهت قناعت كرده‏اند كه همه این تبعیضهاو تفاوتها و بدیها از نظر نظام كلى عالم لازم و ضرورى است.

شك نیست كه ازنظر نظام عالم و از نظر تناسب ضرورى در مجموعه ساختمان جهان وجود آنچه هست ضرورى است ولى این مطلب جواب شبهه ظلم را نمى‏دهد.

بحث عدل به معنى تناسب در مقابل بى‏تناسبى از نظر كل و مجموع نظام عالم است ولى بحث عدل در مقابل ظلم از نظر هر فرد و هر جز مجزا از اجزا دیگر است در عدل به معنى تناسب در مقابل بى تناسبى از نظر كل و مجموع نظام عالم است در دل به مفهوم اول مصلحت كل مطرح است و در عدل به مفهوم دوم مساله حق فرد مطرح است لهذا اشكال كننده برمى‏گردد و مى‏گوید من منكر اصل تناسب در كل جهان نیستم ولى مى‏گویم رعایت این تناسب خواه ناخواه مستلزم برخى تبعیضها مى‏گردد آن تبعیضها از نظر كل روا است و از نظر جزء نارواست.

عدل به معنى تناسب توازن، از شؤون حكیم بودن و علیم بودن خداوند است.خداوند علیم و حكیم به مقتضاى علم شامل و حكمت عام خود مى‏داند كه براى ساختمان خود چیزى از هر چیزى چه اندازه لازم و ضرورى است و همان اندازه در آن قرار مى‏دهد.

ب- معنى دوم عدل تساوى و نفى هر گونه تبعیض است گاهى كه مى‏گویند فلانى عادل است منظور این است كه هیچگونه تفاوتى میان افراد قائل نمى‏شود بنابراین عدل یعنى مساوات.

این تعریف نیازمند به توضیح است اگر مقصود این باشد كه عدالت ایجاب مى‏كند كه هیچگونه استحقاقى رعایت نگردد و با همه چیز و همه كس به یك چشم نظر شود این عدالت عین ظلم است اگر اعطاء بالسویه عدل باشد منع بالسویه هم عدل خواهد بود جمله عامیانه معروف:«ظلم بالسویه عدل است‏» از چنین نظرى پیدا شده است.

و اما اگر مقصود این باشد كه عدالت‏یعنى رعایت تساوى در زمینه استحقاقهاى متساوى البته معنى درستى است عدل ایجاب مى‏كند اینچنین مساواتى را و اینچنین مساوات از لوازم عدل است ولى در این صورت بازگشت این معنى به معنى سومى است كه ذكر خواهد شد.

ج- رعایت‏حقوق افراد و عطا كردن به هر ذى حق او را و ظلم عبارت است از پامال كردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران معنى حقیقى عدالت اجتماعى بشرى یعنى عدالتى كه در قانون بشرى باید رعایت‏شود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند همین معنى است این عدالت متكى بر دو چیز است:

یكى حقوق و اولویتها، یعنى افراد بشر نسبت‏به یكدیگر و درمقایسه با یكدیگر نوعى حقوق و اولویت پیدامى‏كنند مثلا كسى كه با كار خود محصولى تولید مى‏كند طبعا نوعى اولویت نسبت‏به آن محصول پیدا مى‏كند و منشا این اولویت كار و فعالیت اوست همچنین كودكى كه از مادر متولد مى‏شود نسبت‏به شیر مادر حق و اولویت پیدا مى‏كند و منشا این اولویت دستگاه هدفدار خلقت است كه آن شیر را براى كودك بوجود آورده است.

یكى دیگر خصوصیت ذاتى بشر است كه طورى آفریده شده است كه در كارهاى خود الزاما نوعى اندیشه‏ها كه آنها را اندیشه اعتبارى مى‏نامیم استخدام مى‏كند و با استفاده از آن اندیشه‏هاى اعتبارى به عنوان «آلت فعل‏» به مقاصد طبیعى خود نائل مى‏آید آن اندیشه‏ها یك سلسله اندیشه‏هاى «انشائى‏» است كه با «باید» ها مشخص مى‏شود از آن جمله این است كه براى اینكه افراد جامعه بهتر به سعادت خود برسند «باید» حقوق و اولویتها رعایت‏شود و این است مفهوم عدالت‏بشرى كه وجدان هر فرد آن را تایید مى‏كند ونقطه مقابلش را كه ظلم نامیده مى‏شود محكوم میشود


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی نقش عدل در اسلام ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی نقش عدل در اسلام – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی نقش عدل در اسلام;دومین اصل از اصول دین مبین اسلام عدل است;رعایت استحقاقها در افاضه وجود

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

آیین مسلمانی مهمترین وظیفه و تكالیف هر فرد مسلمان 85 صفحه

قرآن مكرراً تكلیف نماز را در مورد سفارش قرار می‌دهد، و از مناره مساجد روزانه پنج بار صدای اذان به گوش می‌رسد قرآن از پیروانش می خواهد كه در طول روز چند وقت نماز بخواند در طلوع آفتاب، ظهر، و شب از اول فجر تا طلوع آفتاب نماز صبح، در ظهر پس از عبور آفتاب از نصف النهار هر محل، نماز عصر پس از ادای نماز ظهر، نماز مغرب پس از عبور سرخی خورشید از بالای سر،

شما برای دریافت آیین مسلمانی مهمترین وظیفه و تكالیف هر فرد مسلمان به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات آیین مسلمانی مهمترین وظیفه و تكالیف هر فرد مسلمان را در زیر مشاهده کنید.

قرآن مكرراً تكلیف نماز را در مورد سفارش قرار می‌دهد، و از مناره مساجد روزانه پنج بار صدای اذان به گوش می‌رسد قرآن از پیروانش می خواهد كه در طول روز چند وقت نماز بخواند در طلوع آفتاب، ظهر، و شب از اول فجر تا طلوع آفتاب نماز صبح، در ظهر پس از عبور آفتاب از نصف النهار هر محل، نماز عصر پس از ادای نماز ظهر، نماز مغرب پس از عبور سرخی خورشید از بالای سر،

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 85

حجم فایل: 48 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

آیین مسلمانی

مهمترین وظیفه و تكالیف هر فرد مسلمان عبارتند از:

1- نماز:

قرآن مكرراً تكلیف نماز را در مورد سفارش قرار می‌دهد، و از مناره مساجد روزانه پنج بار صدای اذان به گوش می‌رسد. قرآن از پیروانش می خواهد كه در طول روز چند وقت نماز بخواند. در طلوع آفتاب، ظهر، و شب از اول فجر تا طلوع آفتاب نماز صبح، در ظهر پس از عبور آفتاب از نصف النهار هر محل، نماز عصر پس از ادای نماز ظهر، نماز مغرب پس از عبور سرخی خورشید از بالای سر، و نماز عشا پس از ادای نماز مغرب (سوره هود آیه 116 سوره بنی اسرائیل آیات 81-80، سوره طه آیه 130، سوره روم آیات 17- 16، سوره ق آیات 39-38) نماز همواره در جهت مسجد مقدس مكه، كه قبله گاه مسلمین است و خانه توحید كعبه، كه توسط حضرت ابراهیم ساخته شد، خوانده می شود. خواندن نماز در مساجد به صورت جماعت فضیلت بیشتری دارد. اولین مسجد توسط رسول گرامی اسلام در شهر مدینه ساخته شده و مهمترین مركز عبادی، سیاسی مسلمانان بشمار آمد. از آن پس با گسترش دین اسلام، در هر جائی از مناطق مسلمان نشین، شهری و روستائی ساختن مسجد معمول گردید، و در حال حاضر نیز مساجد از اماكن مذهبی و مقدس مسلمانان بشمار می‌آید.

2- روزه گرفتن در طول روزهای ماه رمضان:

«ای مؤمنین، تكلیف روزه بر شما نوشته شد و واجب گردید، همانگونه كه بر كسانی كه قبل از شما بودند واجب گردیده بود. در ماه رمضان. . . . پس هر كس از شما این ماه را درك كند باید روزه بگیرد. . . . بخورید و بیاشامید تا لحظه‌‌ای كه پدیدار شود رشته سپیدی در سیاهی شب . . . از آن زمان تا فرا رسیدن شب روزه بدارید» سوره بقره آیات 187-181)

البته روزهای دیگری هم هستند، كه جنبه تكلیف و اجبار ندارند و هر فرد مسلمان جهت بردن اجر و ثواب روزه داری می كنند. همانگونه كه خود حضرت محمد (ص) غالباً در روزهای دیگری از ماه هم روزه می گرفت. حدیثی از پیامبر نقل شده است: «در هر كار خوبی كه كسی انجام دهد بین ده تا هفتصد برابر پاداش مقرر گردیده است، اما ثواب روزه داشتن بی از این حرفهاست»

3- سفر به مكه (حج):

در میان مردم حجم را اعلام نمای، بگذار كه آنها پای پیاده و یا سوار بر هر شتری لاغر، از جانب هر دره ژرف به حج یایند» سوره حج آیه 28) از تكالیف خدا بر مردم یكی هم حج بیت‌ا . . . الحرام است، برای هر كسی كه بتواند این كار را به نحوی انجم دهد. سوره آل عمران آیه 97) بنابراین بر هر مسلمان مستطیع كه از نظر مالی و جسمی توانائی دارد واجب است، در طول زندگی خود یكبار به خانه خدا و مكه مشرف شود، تا خانه كعبه را طواف نموده و مناسك دیگر حج، مانند، بستن احرام، سعی و صفا و مروه، صحرای منا و عرفات، رجم شیطان، قربانی، تقصیر و . . . بجا آورند.

]حدا حجم و زیارت خانه محترم خود را، كه آن را قبله مردم قرار داد، برای شما واج گردانیده است. خدا حجم را علامت تواضع مردم و عظمت خدا و اعتراف ملت به این عظمت قرار داد. خدای عزیز مسجد الحرام را پرچم اسلام و پناهگاه پناهندگان قرار داد ، و احترام آنرا واجب و زیارتش را فرض قرار داد ، و دستور داد به سوی آ كوچ كنید. «زمانی 1375 ص 26»

4- صدقات:

این تكلیفی است، كه به روشنی در مورد مسلمانان با ایمان و معتقد وضع گردیده است. (سوره بقره آیه 40، سوره تغابن آیه 16، سوره بینة‌ آیه 4) قبول اسلام بطور مسلم شامل پرداخت، این مالیات اسلامی است. (سوره توبه آیات 11-5)

«هنگامی كه در جنگ غنیمتی بدست آوردید، بدانید كه یك پنجم آن برای خدا و رسول و نزدیكان، یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان می باشد.» (سوره انفال آیه 41) بنابراین صدقات، همان مالیات برای حمایت و تقویت از دولت می‌باشد، كه به مصرف هزینه‌های مؤسسات مذهبی، و نگهداری از فقراء و بینوایان و غیره می رسد. و علاوه بر آن هزینه سایر فعالیتهای دولتی نیز تأمین می‌شود.

اماكن مقدس مسلمانان:

بیت‌الحرام كعبه معظمه در شهر مكه ، قبله گاه مسلمین، مقدس‌ترین و مبارك‌‌ترین مكان مورد احترام و تقدیس مسلمانان جهان می‌باشد. هر ساله میلیونها مسلمان از اطراف و اكناف جهان از كشورهای مختلف در صفوفی فشرده به زیارت خانه خدا می‌شنابند. و اجتماع میلیونی آنها عظمت و شكوه اسلام و مسلمین را، متجلی می‌سازد.

مدینه النبی اولین شهر مسلمانان جهان، كه اولین حكومت اسلامی در آن تأسیس شد، دومین شهر مقدس و محترم مسلمانان جهان، كه اولین حكومت اسلامی در آن تأسیس شد، دومین شهر مقدس و محترم مسلمانان جهان است. مدفن رسول گرامی اسلام با گنبد خضرای آن، و قبرستان بقیع و آرامگاه امامان شیعه و دیگر صحابه و مهاجرین و انصار رسول گرامی اسلام، در آن واقع شده است، كه مورد زیارت میلیونی مسلمانان، در موسم حج تمتع و عمره، می باشد. بیت المقدس قبله گاه نخستین مسلمین می باشد و مورد احترام مسلمانان، مسیحیان و یهودیان، جهان است. شهرهای مقدس نجف، كربلا، كاظمین، سامرا در عراق و مشهد مقدس و شهر قم در ایران، كه سالیانه میلیونها مسلمان و شیعه ، برای عرض ارادت به خاندان نبوت و عصمت و طهارت، برای زیارت امامان معصوم خویش، به این شهرها سفر می‌كنند.

د- تصوف و عرفان (میستی سزم- Mrsticism)

مذهب عرفان «میستی سزم»كه در فرهنگ اسلامی به عنوان تصوف نیز خوانده می شود، بر خلاف نظر اغلب متكلمان، كه آن را وابسته به ادیان بزرگ و غیره مستقل دانسته‌اند، مكتب و نحله‌ای است، مستقل كه دارای اساس ویژه و جهان بینی خاصی است، كه با گونه و اساس ادیان بزرگ یك خدائی فرق و تباین دارد، و از نظر طرز بینش دینی و توجیه الهیات، به عنوان یك فلسفه ذوقی و نه مذهبی یك مرحله بازتر و آزادتر می باشد.

مذهب عرفان، كه اساس بینش و شناخت را ذوقی و از راه تزكیه و اشراق قلبی می داند، در هر محیط دینی تقریباً سعی می كند، به رنگ و صیغه‌ای محیطی جلوه نماید. از این جهت تصوف اسلامی، در محیط تسنن به رنگ تسنن و در محیط تشیع، به شیوه تشیع ظاهر شده است. هم چنین در محیط مسیحی به صورت رهبانیت و در محیط هندی به شكل «جینیزم» یعنی مذهب ریاضت، و در محیط یونانی قدیم به صورت «گنوستی» عرض اندام كرده است. روی این اصل مكتب عرفان در محیط‌های مخلتف فرهنگی و جوامع متفاوت فلسفی و دینی دارای گونه‌ها و شیوه‌های متفاوت و گوناگون شده در بعضی خصوصیات ظاهری با هم جدائی یافته‌اند «یوسف فضائی – 1356 ص 43»

طریقه‌های عرفان، اگر چه بر مبنای یك خدائی و توحید نهاده شده‌اند، اما عرفا در عرفان خدا را مانند موحدان ادیان بزرگ، دارای شخصیتی معین و صفاتی مشخص، كه صفات ثبوتی و سلبی داشته باشد نمی‌شناسند، بلكه او را وجود مطلق و حقیقت كلی در جهان می دانند، كه با موجودات و مخلوقات جهان از نظر، مفهوم و جود مساوی است. یعنی به عقیده عارفان مكتب عرفان، وجود همه موجودات و مخلوقات، از وجود كلی و حقیقی خدا نشأت گرفته و جدا شده‌اند. از این نظر، موجودات با خدا از نظر وجود- نه ماهیت- وحدت و پیوستگی ناگسستنی دارند، و به قول عارفان هند، خدا و یا آن حقیقت كلی مكتب عرفان بنام برهمن روح جهان است، چنانكه آتمن روح و حقیقت در بدن انسان است. نظر و عقیده عرفا درباره‌‌ی توجیه مفهوم خدای عرفان بسیار جالب و لطیف است. او را بالاتر ا آن خصوصیات و صفات شبه جسمانی می‌دانند، كه موحدان ادیان مرحله‌ی قبلی در ادیان بزرگ برای او قائلند به عقیده پیروان مكتب عرفان چه در ادیان هندی و چه در مسیحیت و اسلام همه اشیاء به اندازه استحقاق خود، بهره‌ای از وجود مطلق و باصطلاح از فیض مسدام خدای مكتب عرفان دارا هستند. در طریقه‌ی عرفان، عقیده بر این است كه، انسان دارای جوهر و روحی است از روح كلی خداند، كه به علت مقید شدن به جسم و خصوصیات جسمانی در بدن،

از اصل و منشأ خود، كه خدا باشد، دور افتاده و تنزل كرده است و گرفتار علائق مادی گشته است. از این رو، در مكتب تصوف و عرفان در اسلام، و مكاتب دیگر عرفان جهان، هر سالك طریقه‌ای عرفان باید بكوشد به وسیله‌ی طی منازل و مقامات عرفانی، كه آمیخته به آداب و مناسك ریاضت و تزكیه و تخلیه نفس است، روح خود را از علائق مادی و تمایلات حیوانی خلاص و رها نماید، تا بتواند دوباره به اصل و منشأ خود، یعنی خدا و حقیقت مطلق برسد. «پیشین»

در عرفان هندی در دین هندوی قدیم، خدا را به عنوان روح كلی جهان، و بنام برهمن و روح جزئی انسان را بنام «آتمن» خوانده‌اند هدف اصلی عارف هندی در مذهب قدیم هندو اینست كه، از راه ریاضت و ترك دنیا آتمن را به برهمن متصل گردانند.. یعنی روح انسانی را به روح جهانی برسانند. در دین بودائی ، كه در قرن ششم پیش از میلاد به وسیله بودا تشریع شده است، عارفان آن حقیقت كلی و روح جهانی (خدا) را بنام نیروانا خوانده‌اند. نیروانا همان است كه ، عارفان مناطق قدیم شرقی ایران اسلامی، مانند با یزید و ابوسعید ابی الخیر، آن را به عنوان مقام و متربه‌ی «فنا» نامیده‌اند. (جان، ناس، 1344، ص 102)

بعضی از دین شناسان گفته‌اند: عقیده‌ی اینكه روح انسان از منشاء اصلی جدا شده و تنزل كرده، و باید از راه تزكیه و تجلیه‌ی نفس دوباره به مبدأ اصلی متصل شود، از عقیده‌ی «گنوستی سزم» مكتب فلسفی نو افلاطونی مدرسه‌ی عرفان، اسكندریه یوننی در عرفان اسلامی نفوذ و سرایت كرده است. پیشوای فلسفه‌ی عرفانی نوافلاطونی در اسكندریه «فلوطین» بوده است. (یوسف فضائی، 1356 ص 46)

«آئین قربانی»

قربانی در اصطلاح كلی در علوم ادیان، گرفتن زندگی موجود زنده است اعم از انسان، حیوان یا نبات، از راه كشتن، سوزاندن، دفن كردن یا خوردن، به منظور تقرب به خدایان و جلب نظر آنان لفظ قربانی در عربی كه مأخوذ از ریشه قرب به معنی نزدیكی است، می‌رساند كه در همه قربانی‌ها نزدیكی جستن به خدایان یا قوای طبیعی مورد نظر بوده است.

قصد از قربانی یا تقرب به خدایان، گاه این بوده است كه از راه قربانی و تقدیس شی قربانی شده، از نیروی خدایی بهر‌ور شود. و انسان در نتیجه خوردن آن این قدرت خدائی را به جسم انتقال دهد. و گاه این بوده است كه ضعف بشری را برطرف سازد و بسیاری از اقوام چیزی را كه بدین منظور قربانی می‌كردند، دست نمی زدند و آنرا به دور می انداختند. در حال حاضر نیز قربانی به قصد و نیت باطنی افراد در اهداف مختلف به منظورهای مختلف صورت می‌گیرد.

اقسام قربانی:

قربانی را می توان بر حسب موضوع قربانی و كیفیت و مقاصد آن به اقسام گوناگون قربانی خونی و غیرخونی تقسیم كرد.

1- قربانی خونی شامل حیوانات از قبیل بر، قوچ، گاو ، گوسفند و شتر و انواع پرندگان می باشد در نزد ادیان ابتدائی و قدیمی و باستان بزرگترین رقم قربانی را قربانی انسانی در برداشت . ولی مطابق روایات تورات و اسلام حضرت ابراهیم (ع) در اقدام اساسی خود، اعلام حرمت و قباحت قربان كردن انسان بود، كه در آن زمان میان اقوام مختلف برای خدایان رواج داشته است. ابراهیم (ع) برای منسوخ كردن آن رسم ناروا، مطابق روایات تورات و اسلام به قوم خود گفت كه خدا فرمان می‌دهد یگانه پسرش را برای خدا قربان كند و مدت سه روز آن موضوع را تكرار نمود. پس از آنكه احساسات پیروان خود را برای آن عمل برانگیخت روز سوم پسر خود (مطبق روایات تورات اسحاق و در روایات اسلام اسماعیل) را در جای معینی آماده قربان كردن نمود. در آن وقت گوسفندی از پشت سنگها نمایان گشت و از سوی خدا ندا رسید كه خدا قربانی كردن انسان را دوست ندارد. و این دستور یعنی نارضائی خدا از قربان كردن انسان باعث شد كه رفته رفته آن رسم متروك و منسوخ گردد، و بجای آن قربانی كردن حیوان معمول شود.

2- قربانی غیر خونی شامل آب، شیر، عسل، روغن‌های نباتی و حیوانی، شراب و آبجو بوده است.

3- هدیه و قربانی گیاهان شامل سبزیجات، میوه‌ها، دانه‌ها و گل‌ها بود.

اشكال قربانی:

قربانی، گاه از راه ریختن خون یا شراب یا ب یا نثار میوه و سبزی و گل است یا از راه سوزاندن آن ، یا از راه دفن آن.

سوزاندن قربانی در میان یهودیان قدیم و یونانیان و كنعانیان و هندوان معمول بود. شاید هدف از قربانی آن بوده است كه بوی سوختگی و دود آن به مشام خدایان كه مقر آنان آسمان پنداشته می‌شده برسد. دفن قربانی برای جلب نظر و تقرب به خدایان زیرزمینی بوده است كه چنین رسمی در میان اكثر، مردم جهان باستان رواج داشته است كه اندیشه دوزخ واقع در زیرزمین از این باور پیدائی یافته است.

آئین قربانی در ایران:

عقاید دینی ایرانیان در هزارة‌ پنجم قبل از میلاد، وجه مشابهت بسیاری با مردمان دیگر نقاط جهان داشت كه پیش از تاریخی می‌زیستند. اطلاعات امروزی ما در بارة‌باورهای دینی مردمان یاد شده از یافته‌هایی حاصل می شود كه از گورهای آنان به دست آمده است و آنان بر این اعتقاد بودند كه آدمی پس از مرگ همچنان به زنگی به شكل و هیئتی دیگر ادامه می دهد. به همین سبب گور مردگان خویش را هم چون مصریان و بابلیان از خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و پوشیدنی‌ها و وسایل جنگی آكنده می‌ساختند.

آنان مردگان خود را در بلندیدها به خاك می‌سپردند و برای جلب نظر و عطوفت خدایان، قربانی‌های بسیار قدیم می داشتند و برای این منظور قربانگاه‌های با شكوهی بر پا داشته بودند كه به آنها زیگورات گفته می‌شود كه یكی از بزرگترین زیگورات‌‌های دوره پیش از آریایی در ایران در خوزستان (چغازنبیل) از زیر خاك بیرون آورده شده است كه متعلق به قوم عیلام بوده است. (اعظم زاده رضا، 1384)

آئین قربانی در جامعه ما اكنون بر اساس دین اسلام و تحت تأثیر آن صورت می‌گیرد. در جامعه كنونی قربانی از شكل ریختن خون از نوع قربانی خونی شامل حیوانات از قبیل بز، گوسفند، گاو، شتر، قوچ و انواع پرندگان می باشد. در حال حاضر بزرگترین آئین قربانی در موسم حجم روز عید قربان صورت می‌گیرد و به تبع آن حجاج و دیگر افراد جامعه ما در این روز مراسم قربانی از نوع خونی، حیوانات بخصوص گوسفند و غیره را ذبح می‌كنند. و میان خود و دیگران تقسیم و پخش می كنند. علاوه بر آن ر مناسبت‌های مختلف ، عروسی‌ها ، ورود عروس به خانه داماد، بازگشت مسافر به خانه، خرید وسیله نقلیه یا ساختمان، بازدهی زیادی محصول كشاورزی، داشتن نذر، در اماكن مقدس ، یا ایام مذهبی ، و غیره ما شاهد انجام قربانی از سوی مردم در جامعه هستیم.

نتیجه‌گیری از این فصل:

تقدس در جوامع دینی و غیر دینی وجود دارد. با بررسی تاریخ اقوام پیشین و اكتشافات باستان شناسی مشخص شده كه انسان از دیرباز گرایش به پرستش داشته و مخلوق بودن خود را درك كرده است. انسانها بدوی چون آگاهی از رمز و راز خلقت نداشتند، نیروی خلقت را در طبیعت جستجو می كردند، و حس می كردند آن نیروئی كه مسلط بر آنهاست. در طبیعت نهفته است. همه مناظر طبیعت را دارای روح می دانستند و برخی از آنها را دارای آن نیرو می دانستند و به آن احترام قائل بودند و مقدس می‌‌دانستند. همین عامل باعث شده بود كه برخی فضاها و حیوانات و اشیاء از نظر آنان مقدس به شمار آیند. در ادیان جدید نیز تقدس وجود دارد و آن مخصوص خداوند یكتاست. به طور كلی مقدس آن چیزی است كه بر انسان تسلط ارد و از او برتر است. و می تواند برای انسان مفید یا مضر باشد و انسان با احترام و مقدس داشتن او و تقدیم هدایات و قربانی كردن و نذر و نذور سعی در جلب او دارد.

در تمام ادیان و مذاهب جهان جایگاههایی برای عبادت وجود دارد كه آن جایگاهها برای مومنین مقدس بوده ، و حرمت آن واجب و هر گونه بی حرمتی مستوجب كیفر می باشد. پیروان ادیان و مذاهبی جهان، پیامبران و پیشوایان دین خود و محلهایش كه آنها حضور داشته‌اند و محل دفن آنها را مكانهایی پاك و مقدس می شمارند، و ه رساله تعداد زیادی از مومنین برای زیارت و تبرك جستن به آن مكانها می روند.

در دین اسلام نیز همانند سایر ادیان مكانهایی برای عبادت وجود دارد كه عبارتند مساجد كعبه كه قبله مسلمانان می‌باشد. این مكانها از نظر تمام مسلمانان مقدس شمرده می‌شوند و حرمت آن به هر مسلمانی واجب شمرده می‌شود. حتی ورود غیرمسلمانان را به این مكانها حرام داشته و از ورد آنها جلوگیری می نمایند. در مذهب تشیع علاوه بر این مكانها، مزار پیامبر و امامان و امامزاده‌گان و بزرگان دین مقدس شمرده می شود. این اماكن مقدس از ارزش والائی نزد مردم شیعه مذهب برخوردارند. هر گونه بی‌حرمتی به آن اماكن باعث كیفر و آزرده خاطر شدن آنان می‌شود. شیعات در نقاط مختلف جهان به زیارت این اماكن مقدس می‌روند و نذرها و قربانیها در آن مكانها تقدیم می‌دارند و از آنها در زندگی برای رفع مشكلات و رسیدن به خواسته‌ها كمك می طلبند. به اعتقاد شیعیان به خاطر تقربی كه ائمه و بزرگان دین نسبت به خداوند دارند. می‌توانند واسطه بین آنها و خداوند واقع شوند و حاجتشان را برآوره كنند. به همین خاطر شیعیان گرایش بیشتری نسبت به این اماكن از خود نشان می دهند و هدایا و تحفه‌هایی به مقابر امامان و امامزادگان تقدیم می‌دارند تا توجه آنان را به خود جلب كنند. زیارت قبور ائمه و توسل كردن و شفاعت جستن و استمداد از آنها در دین اسلام جایز شمرده شده حتی سفارش نیز شده است و اكثر علمای اسلام آنرا جایز می‌دانند. شرط این عمل این است كه موجب شرك نشود و خود مقابر مرود پرستش واقع نشوند.


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” آیین مسلمانی مهمترین وظیفه و تكالیف هر فرد مسلمان ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – آیین مسلمانی مهمترین وظیفه و تكالیف هر فرد مسلمان – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
آیین مسلمانی مهمترین وظیفه و تكالیف هر فرد مسلمان ;نماز;سفر به مكه (حج);اماكن مقدس مسلمانان

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

بررسی هدف آفرینش 30 صفحه

به یك معنا، پرسش از فلسفه و هدف حیات به هیچ وجه تازگی ندارد و از دورانهای قدیم در هر جامعه ای افراد فراوانی با اشكال گوناگون از موضوع مذبور پی‌جویی كرده اند و با عقاید و اعمالی كه از آن دوران به یادگار مانده است، پاسخ قانع كننده ای درباره آن موضوع فراهم آورده اند

شما برای دریافت بررسی هدف آفرینش به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی هدف آفرینش را در زیر مشاهده کنید.

به یك معنا، پرسش از فلسفه و هدف حیات به هیچ وجه تازگی ندارد و از دورانهای قدیم در هر جامعه ای افراد فراوانی با اشكال گوناگون از موضوع مذبور پی‌جویی كرده اند و با عقاید و اعمالی كه از آن دوران به یادگار مانده است، پاسخ قانع كننده ای درباره آن موضوع فراهم آورده اند

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 30

حجم فایل: 18 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

«مقدمه»

به یك معنا، پرسش از فلسفه و هدف حیات به هیچ وجه تازگی ندارد و از دورانهای قدیم در هر جامعه ای افراد فراوانی با اشكال گوناگون از موضوع مذبور پی‌جویی كرده اند و با عقاید و اعمالی كه از آن دوران به یادگار مانده است، پاسخ قانع كننده ای درباره آن موضوع فراهم آورده اند.

به طور كلی می توان گفت در گذرگاه تاریخ، هر فرد هوشیاری كه در پهنه تلاقی خطوط ماده و حیات برای كمترین لحظات توانسته است «من» خود را از غوطه ور شدن در شادی و اندوه و كششهای ضروری حیات بالاتر بكشد و حیات را برای خود بر نهد، فوراً سوال از هدف و فلسفه زندگی برای او مطرح شده است.

بنا به ملاحظات فوق سوال از فلسفه و هدف حیات از نظر تاریخی مساوی با تاریخ هوشیاری آدمیان است.

پاسخهایی كه در دورانهای قدیم، به سوال از هدف زندگی گفته می شد، متین و با شكوه بازگو می گشت، زیرا جهان هستی برای آنها عظمت و شكوه و جلالی داشت كه آنان را واداربه احتیاط در بحث می نمود. در صورتی كه در دورانهای اخیر به علت باز شدن برخی از رموز طبیعت و پیشرفتهای چشمگیر، به غلط چنین گمان رفته است كه هستی دارای آن ابهت و عظمت نیست و لذا سوال مزبور با اینكه جدی است، سبكتر و بی اهمیت تر مطرح می گردد و متقابلاً پاسخهایی نیز كه به آن داده می شود، عامیانه تر است.

نكته دوم كه موجب افزایش و شیوع سوال مزبور شده است، دگرگون شدن چهره حیات به وسیله غوطه ور شدن در عربده های ناخود آگاه ماشین است كه از اواخر قرن 18 به این طرف رو به گسترش گذاشته است. در نتیجه متفكر نماهایی كه یا بیماری روانی شكنجه شان می داد و یا برای ارضای حس شهرت پرستی زمینه مناسبی برای خود می دیدند، به جای اینكه در جهت برداشتن سنگی كه روی منبع حیات آدمیان افتاده است بكوشند، فریاد برآوردند كه منبع آب ندارد و یا آب منبع تمام شده است، و پوچی حیات را نتیجه گرفتند.

«هدف چیست؟»

هدف عبارت است از آن حقیقت منظور كه آگاهی و اشتیاق به دست آوردن آن، محرك انسان به سوی انجام دادن حركات معینی است كه آن حقیقت را قابل وصول می‌سازد. به طور كلی هر هدفی چهار جنبه داد:

1- جنبه درون ذاتی كه مربوط به یكی از جهات ملایم با طبیعت انسانی است و مورد آگاهی و اشتیاق او قرار می گیرد.

2- جنبه برون ذاتی كه وجود واقعی هدف است و وصول به آن، مطلوب آدمی است. كار و حركات یك انسان هدف گیر در میان دو جنبه فوق صورت می گیرد، یعنی هر كار هدفدار از آگاهی و اشتیاق به هدف آغاز می شود و پس از انجام كارهای مربوط، در وصول به هدف واقعی كه در برون از ذات انسانی وجود دارد، پایان می پذیرد.

3- هدف در همه موارد حقیقتی است خارج از موقعیت فعلی انسانی كه شی مفروضی را برای خویشتن هدف قرار داده است.

4- دو جنبه جبری و اختیاری وصول به هدف:

الف- هدف منظور در خارج از موقعیت فعلی انسانی از یك جهت در مجرای قوانین طبیعی یا اعمال دیگر انسانها قرار گرفته كه خارج از اختیار آدمی است.

ب- به دست آوردن همان هدف در موقع معین.

پس هر هدفی جنبه جبری دارد و جنبه اختیاری. باید در نظر داشت كه قرار گرفتن یك شی به عنوان هدف برای انسان، از جنبه اختیاری انسان است نه از جنبه جبری او.

«زندگی چیست؟»

برای توضیح معنای زندگی عینكهای مختلفی لازم اند تا بتوان به كمك آن ها این پدیده بدیهی‌تر از همه چیز و تاریكتر از همه پدیده ها را دید. ممكن است گفته شود كه این پدیده بدیهی را برای چه مورد كاوش قرار داده اید؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت كه چون بحث ما هدف زندگی است، شناخت هدف زندگی به بررسی اجمالی خود زندگی نیازمند است. بدون این بررسی، زندگی ارزش ادامه دادن را ندارد، چنانكه سقراط گفته است: «زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد».

برای موضوع سوال ما یعنی فلسفه و هدف زندگی، همان جنبه بدیهی حیات كفایت می كند كه عبارت است از اینكه انسان پدیده ای را دارا می باشد كه بوسیله آن حركت می كند، احساس دارد، لذت می برد، درد می كشد، عضوی از اجتماع می شود و…

كیفیت سوال از هدف و انگیزه آن با چگونگی تفسیر زندگی رابطه مستقیم دارد.

تحقیق و تصفیه هر سوال مانند پاك كردن گرد و غبار از روی جواب آن سوال است.

سوالی كه برای یك فرد یا جامعه مطرح می شود به منزله علامت «ایست» است كه در موقع گم شدن راه به سوی مقاصد، در مقابل دیدگان آدمی نمودار می گردد: سطحی بودن و عمیق بودن یك سوال رابطه مستقیم با موقعیت مخصوص سوال كننده دارد.

برای یافتن پاسخ یك پرسش، تحقیق و تصفیه منطقی لازم است تا نقطه واقعی «ایست» كه سوال كننده را متوقف ساخته است، آشكار گردد.

«انواع انگیزه‌های پرسش از هدف زندگی:»

برای پرسش از هدف زندگی، انگیزه های مختلفی وجود دارد كه اساسی ترین آنها را می توان در 4 نوع مهم مورد بررسی قرار داد:

نوع یكم: زمینه منفی حیات

نوع دوم: زمینه مثبت حیات

نوع سوم: زمینه های عارضی و ثانوی حیات

نوع چهارم: زمینه بی‌طرف و احساس لزوم نظاره‌كلی برحیات وجستجوی هدف آن

تمام انواع چهارگانه در یك پدیده مشترك می باشند و آن این است كه در هر حال جستجو درباره ماهیت حیات و درك هدف آن نیازمند بیرون آمدن از جویبار حیات و نظاره به آن است.

بطور كلی، سوال از فلسفه و هدف زندگی برای دو گروه مطرح نخواهد شد:

گروه اول: آنان كه قدرت تجرید حیات از خویشتن را ندارند و نمی توانند آن پدیده را برای خود مطرح كنند و جواب آن را بجویند.

گروه دوم: اشخاص رشد یافته ای كه حیات را به عنوان جزئی از مجموع هستی كه در یك آهنگ كلی شركت كرده است تلقی می كنند و هر چیزی، ولو پست ترین پدیده از حیات، برای آنها جزئی از همان آهنگ است كه هدف نامیده می شود، لذا دائماً یك نشاط روانی سراسر وجود آنان را فرا می گیرد.

«نوع یكم: زمینه منفی حیات»

زمینه یا انگیزه منفی پرسش مایوسانه از هدف زندگی، همانا توقف و ركود حیات از فعالیت و سازندگی است چون اساسی ترین عنصر حیات همان فعالیت است و به همین جهت است كه هرچه سیستم ماشینی بر زندگانی انسانها بیشتر حاكمیت داشته باشد، بجز گردانندگان شئون زندگی ماشینی، همه افراد به طور رقت بارتری با این سوال مطرح می شوند كه «هدف این زندگی چیست؟»

انگیزه منفی در همه افراد به طور یكنواخت تاثیر نمی گذارد. وضعیت گروههای انسانی در مقابل انگیزه منفی كاملاً مختلف می باشد. مثلاً:

1- گروهی هستند كه توقف و ركود حیات خویش را از سازندگی و حركت، پدیده مشخص می دانند كه برای آنان بوجود آمده است و می پندارند به یك ضعف حیاتی دچار شده اند ولی دیگران هدف و طعم حیات را كاملاً می چشند. اینان از نظر اندیشه ودرك كاملاً در مرحله پایین قرار گرفته اند.

2- اشخاصی هستند كه به وجود آمدن انگیزه ركود حیات را به طور كلی در تسلط ماشین و درهم و برهم شدن قوانین واجرای آنها می دانند و بر این مبنا به جای اینكه حیات و هدف آن را به طور صحیح مطرح كنند و موانع حركت و سازندگی حیات را توضیح بدهند، فلسفه ای به نام «فلسفه پوچی» می سازند. اینان دیدگاه بسیار محدودی دارند كه از متن حیات طبیعی و متلاشی شدن آن در موقع از دست دادن حركت و سازندگی تجاوز نمی كند. اكثریت قریب به اتفاق نفوس انسانی، با مراتب مختلف، همین ضعف و ناتوانی را دارا هستند.

3- گروه دیگر در صدد بیان واقعی از دست دادن تحرك حیات و چاره جویی آن بر می آیند. اینان دیر یا زود راهی را كه در پیش گرفته اند، به پایان خواهند رساند و بالاخره موفقیت نصیبشان خواهد شد، زیرا كوشش آنان درست موافق جریان قوانین هستی است.

«نوع دوم: زمینه مثبت حیات»

اگر جریان حیات انسانی همواره با موفقیت روبرو شود و نقاط گذرگاه او همگی مثبت بوده باشد، دیری نمی گذرد كه خود طبیعت حیات به چنین انسانی فرمان ایست می دهد و می گوید این «خود» كه در همه شرایط و مقتضیات خود را كامیاب و كامكار می بیند «خود» حقیقی نیست بلكه «خود» مجازی و تصنعی است كه به عنوان «خود» حقیقی تظاهر می كند. او كسی است كه درد و بدبختی های هم نوعانش را درك می كند با این احوال باز حیات خود را در تحرك مثبت در می یابد.

این گونه اشخاص نمی توانند حیات را آن چنانكه هست برای خود مطرح كنند و به جستجوی هدف آن بپردازند.


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی هدف آفرینش ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی هدف آفرینش – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی هدف آفرینش;هدف چیست;زندگی چیست

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

بررسی معنای عبادت خداوند 72 صفحه

عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالی‏ترین نوع تذلّل و كرنش در برابر خداوند است در اهمیّت آن، همین بس كه آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تكوین و تشریح) برای عبادت است خداوند می‏فرماید

شما برای دریافت بررسی معنای عبادت خداوند به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی معنای عبادت خداوند را در زیر مشاهده کنید.

عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالی‏ترین نوع تذلّل و كرنش در برابر خداوند است در اهمیّت آن، همین بس كه آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تكوین و تشریح) برای عبادت است خداوند می‏فرماید

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 72

حجم فایل: 89 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:


متن

عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالی‏ترین نوع تذلّل و كرنش در برابر خداوند است. در اهمیّت آن، همین بس كه آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تكوین و تشریح) برای عبادت است. خداوند می‏فرماید:
»و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون»
هدف آفرینش هستی و جن و انس، عبادت خداوند است.
كارنامه همه انبیاء و رسالت آنان نیز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است:
«و لقد بعثنا فی كلّ امّة رسولاً أن اعبدوا اللّه و اجتنبوا الطّاغوت»
پس هدف از خلقت جهان و بعثت پیامبران، عبادت خدا بوده است.
روشن است كه خدای متعال، نیازی به عبادت ما ندارد، «فانّ اللّه غنیٌّ عنكم» و سود عبادت، به خود پرستندگان بر می‏گردد، همچنانكه درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودی برای معلّم ندارد.
آنچه انسان را به پرستش و بندگی خدا وا می‏دارد (یا باید وادار كند) اموری است، از جمله:
1ـ عظمت خدا
انسان وقتی خود را در برابر عظمت و جلال خدایی می‏بیند، نا خود آگاه در برابر او احساس خضوع و فرو تنی می‏كند. آن سان كه در برابر یك دانشمند و شخصیت مهم، انسان خویشتن را كوچك و ناچیز شمرده، او را تعظیم و تكریم می‏كند.
2ـ احساس فقر و وابستگی
طبیعت انسان چنین است كه وقتی خود را نیازمند و وابسته به كسی دید، در برابرش خضوع می‏كند.
وجود ما بسته به اراده خداست و در همه چیز، نیازمند به اوییم. این احساس عجز و نیاز، انسان را به پرستش خدا وا می‏دارد. خدایی كه در نهایت كمال و بی نیازی است. در بعضی احادیث است كه اگر فقر و بیماری و مرگ نبود، هرگز گردن بعضی نزد خدا خم نمی‏شد.
3ـ توجّه به نعمت‌ها
انسان، همواره در برابر برخورداری از نعمت‏ها، زبان ستایش و بندگی دارد. یاد آوری نعمت‏های بیشمار خداوند، می‏تواند قوی‌ترین انگیزه برای توجه به خدا و عبادت او باشد. در مناجات‏های امامان معصوم، معمولاً ابتدا نعمت‏های خداوند، حتی قبل از تولّد انسان، به یاد آورده می‏شود و از این راه، محبت انسان به خدا را زنده می‏سازد آنگاه در خواست نیاز از او می‏كند. خداوند هم می‏فرماید:
»فلیعبدوا ربَّ هذا البیت، الّذی أطعمهم من جوعٍ و ءامنهم من خوفٍ»
مردم پروردگار این كعبه را بپرستند، او را كه از گرسنگی سیر شان كرد و از ترس، ایمنشان نمود.
در آیه‏ای دیگر است كه پروردگارتان را بندگی كنید، چون شما را آفرید.
4ـ فطرت
پرستش، جزئی از وجود و كشش فطری انسان است. این روح پرستش، كه در انسان فطری است، گاهی در مسیر صحیح قرار گرفته و انسان به «خدا پرستی» می‏رسد، و گاهی انسان در سایه جهل یا انحراف، به پرستش سنگ و چوب و خورشید و گاو و پول و ماشین و همسر و پرستش طاغوت‏ها كشیده می‏شود.
انبیاء برای ایجاد حسّ پرستش نیامده‏اند، بلكه بعثت آنان، برای هدایت این غریزه فطری به مسیر درست است.
علی ـ علیه السلام ـ می‏فرماید: «فبعث اللّه محمّدا بالحقّ لیخرج عباده من عبادة الأوثان الی عبادته» خداوند، محمّد ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ را به حق فرستاد، تا بندگانش را از بت‌پرستی، به خدا پرستی دعوت كند.
بیشتر آیات مربوط به عبادت در قرآن، دعوت به توحید در عبادت می‏كند، نه اصل عبادت. زیرا روح عبادت در انسان وجود دارد. مثل میل به غذا كه در هر كودكی هست، ولی اگر راهنمایی نشود، به جای غذا، خاك می‌خورد و لذّت هم می‏برد!
اگر رهبری انبیاء نباشد، مسیر این میل فطری منحرف می‏شود و به جای خدا، معبودهای دروغین و پوچ پرستیده می‏شود. آنگونه كه در نبود حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ و غیبت چهل روزه‏اش، مردم با اغوای سامری، به پرستش گوساله‌ی طلایی سامری روی آوردند.
فلسفه عبادات
احكام و برنامه‏های عبادی اسلام، همه حكمت و فلسفه دارد:
اولاً: به دلیل صدها آیه و حدیث، كه مردم را به تعقّل و تفكر فرا می‏خواند و هیچ مكتبی به اندازه اسلام به اندیشیدن دعوت نكرده است.
ثانیاً: یكی از انتقادهای شدید قرآن بر مشركان و بت پرستان، تقلید كور كورانه و بی دلیل از نیاكان است.
ثالثاً: خود قرآن، بارها در كنار بیان احكام و دستورها، به دلیل آن هم اشاره كرده است. امامان معصوم نیز در روایات، به بیان این حكمت‏ها پرداخته‏اند و دانشمندان اسلام، گاهی به تألیف كتاب هایی پیرامون این موضوع اقدام كرده‏اند.
به علاوه، با پیشرفت دانش بشری، روز به روز پرده از اسرار احكام الهی و دستورهای دینی برداشته می‏شود و هر چه از عمر اسلام می‏گذرد، بر عظمت و جلوه‌ی آن افزوده می‏گردد.
با توجه به همه‌ی نكات فوق، یاد آور می‏شود كه:
1ـ لازم نیست دلیل همه احكام را، همه مردم در همه زمان‏ها بدانند. گاهی دلیل برخی از آن‏ها الآن روشن نیست ولی گذشت زمان، آنرا روشن می‏سازد.
2ـ در فلسفه احكام، تنها نباید نظر به فواید و آثار مادّی آن‏ها داشت و تنها به بعد اقتصادی و بهداشتی و… توجه كرد و از آثار روحی و معنوی آخرتی آن غافل بود.
3ـ كسی كه خدا را حكیم و دستورهایش را بر اساس حكمت می‏داند، نباید بخاطر اینكه امروز دلیل حكمی را نمی‏داند از انجام آن تخلّف كند. مریض، اگر بگوید: تا از خواص دارو آگاه نشوم مصرف نمی‏كنم، از درد خواهد مرد. البته باید دارو را مصرف كند و در صدد شناخت هم باشد.
4ـ در هر جا كه از قرآن و حدیث، دلیل محكمی بر فلسفه حكمی نداریم، بهتر است ساكت باشیم و با یك سری توجیهات و حدسیّات دلیل تراشی نكنیم.
5ـ اگر از بعضی اسرار جهان هستی آگاه شدیم، مغرور نشویم و توقع نداشته باشیم كه دلیل همه چیز را بدانیم.
6ـ از مدار عادی خارج نشویم و به دامن وسوسه‏ها نیفتیم، همچنانكه مردم در مراجعه به پزشك، خود را در اختیار او قرار می‏دهند یا برای تعمیر اتومبیل خود، مكانیك را سؤال پیچ نمی‏كنند (چون به آگاهی پزشك و مكانیك، اعتقاد و باور دارند) در مسائل دینی هم كه به قانون خدا گردن می‏نهند، باید بپذیرند و عمل كنند. چرا كه خداوند، هم مهربان‏تر است، هم داناتر و حكیم‏تر. هم آینده را می‏داند، و هم آثار ظاهری و باطنی و نهان و آشكار را.
7ـ اگر گوشه‏ای از اسرار حكم خدا را دانستیم، نباید خیال كنیم بر همه‌ی اسرار واقف گشته‏ایم. آنكه دست خود را در دریا فرو می‏برد، حق ندارد پس از بیرون آوردن دستش، به مردم بگوید: این همه‌ی آب دریاست، بلكه باید بگوید: از آب دریا، این مقدار به سر انگشت من رسیده است. آنكه فلسفه‌ی حكمی را بفهمد، نمی‏تواند خیال كند كه آنچه فهمیده، تمام است و دیگر جز آن چیزی نیست. مگر با عقل و فكر محدود انسانی، می‏توان به عمق احكامی كه از علم بی انتهای خدا سر چشمه گرفته، پی برد؟
8 ـ همان عقلی كه ما را به فهمیدن فلسفه‌ی احكام دعوت می‏كند، همان می‏گوید: اگر جایی ندانستی، از آگاهانِ با تقوا بپرس. این همان تعبّد در مقابل اولیاء دین است.
اینك، پس از این مقدّمات، نمونه هایی را از قرآن و حدیث نقل می‏كنیم كه اشاره به فلسفه‎ی احكام دارد.
امّا قرآن:
درباره‌ی نماز می‏گوید: نماز، انسان را از فحشاء و منكر باز می‏دارد.
در جای دیگر می‏گوید: نماز را برای یاد و توجّه به من بپا دار.
و در جای دیگر: با یاد خدا، دل‏ها آرام می‏گیرد.
درباره روزه می‏گوید: روزه بر شما واجب شد، تا آنكه اهل تقوا شوید. چون بیشتر گناهان، از فوران غریزه‌ی غضب و شهوت است.
روزه، جلوی طغیان آنها را می‏گیرد و تقوا پدید می‏آورد. و به همین جهت، آمار جنایات و جرایم در ماه رمضان كاهش می‏یابد.
درباره‌ی حج می‏گوید: به زیارت حج بروند، تا منافعی فراوان بدست آورند. فوائد و آثار اجتماعی و سیاسی حج، چیزی نیست كه جای شك و شبهه باشد.
درباره زكات می‏گوید: از مردم و اموالشان زكات بگیر، تا آنان را (از روح بخل و دنیا پرستی) پاك كنی.
درباره قمار و شراب می‏گوید: شیطان توسّط آن‏ها میان شما دشمنی و كینه برقرار می‏كند و شما را از یاد خدا دور می‏سازد.
و قصاص را، مایه حیات اجتماع می‏داند چرا كه در جامعه، اگر جنایتكار، به كیفر نرسد، آن جامعه مرده و جنایت پرور و مظلوم كوب می‏شود و امنیّت (كه حیات اجتماعی است) از میان می‏رود.
این‏ها نمونه هایی از آیات قرآن بود كه به آثار و حكمت‏های احكام الهی اشاره داشت.
امّا حدیث:
از میان انبوه احادیث درباره‌ی این موضوع، تنها به چند جمله از یكی از سخنان امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه اشاره می‏كنیم:
»فرض اللّه الایمان تطهیرا من الشرك و الصلوةَ تنزیهاً عن الكِبر و الزكوة تسبیباً للرّزق…»
خداوند، ایمان را برای پاكسازی از شرك، واجب ساخت و نماز را برای پاك ساختن از تكبر، و زكات را بعنوان سبب سازی برای رزق و روزی و…
ایمان به خدا، انسان را از افكار شرك آلود و عشق‏های پوچ و تكیه‌گاه‌های ناتوان نجات می‏بخشد.
نماز، كه توجه به سرچشمه‌ی همه‌ی بزرگی‏ها و استمداد از كانون قدرت و عظمت است، كبر را از انسان می‏زداید.
زكات، مهره‏های از كار افتاده‌ی جامعه را به كار می‏اندازد و محرومان و ورشكستگان را به نوا و قدرت می‏رساند و مهر و عطوفت نسبت به مردم را در دل‏ها زنده می‏سازد و محبّت مال و دنیا، از دل زكات دهنده بیرون می‏رود.

نــماز مسـافــر

مسافر باید نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط شكسته بجا آورد، یعنى دو ركعت بخواند:

شرط اول: آنكه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعى نباشد و فرسخ شرعى تقریباً پنج كیلومتر و نیم است.

مسأله 1281 ـ كسى كه رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است، اگر در یك شب و یك روز یا به فاصله كمتر از ده روز برود و برگردد مثلاً اگر روز برود و همان روز یا شب آن برگردد، چنانچه رفتن او كمتر از چهار فرسخ نباشد و همچنین برگشتن او، باید نماز را شكسته بخواند. ولى اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ باشد یا به عكس اظهر آنست كه باید تمام بخواند اگر چه در هر دو صورت ترك احتیاط به جمع بین شكسته و تمام سزاوار نیست.

مسأله 1282 ـ اگر رفتن و برگشتن هشت فرسخ باشد، ولى روزى كه مىرود، همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برنگردد مثلاً امروز برود و فردا و یا بعد از چند روز برگردد، نماز را شكسته بخواند و روزه را هم نگیرد، بلكه قضاى آنرا بجا آورد.

مسأله 1283 ـ اگر سفر مختصرى از هشت فرسخ كمتر باشد، یا انسان نداند كه سفر او هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شكسته بخواند. و چنانچه شك كند كه سفر او هشت فرسخ است یا نه در صورتى كه تحقیق كردن برایش مشقت دارد، باید نمازش را تمام بخواند و اگر مشقت ندارد، بنابر احتیاط واجب باید تحقیق كند كه اگر دو عادل بگویند، یا بین مردم معروف باشد به طورى كه سبب اطمینان شود كه سفر او هشت فرسخ است، نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1284 ـ اگر یك عادل خبر دهد كه سفر انسان هشت فرسخ است، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند، و روزه بگیرد و قضاى آنرا هم بجا آورد.

مسأله 1285 ـ كسى كه یقین دارد سفر او هشت فرسخ است، اگر نماز را شكسته بخواند و بعد بفهمد كه هشت فرسخ نبوده، باید آنرا چهار ركعتى بجا آورد و اگر وقت گذشته قضا نماید.

مسأله 1286 ـ كسى كه یقین دارد از جاى خود تا جائى كه قصد رفتن به آنجا را دارد هشت فرسخ نیست، یا شك دارد كه هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد كه هشت فرسخ بوده، اگر چه كمى از راه باقى باشد، باید نماز را شكسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شكسته بجا آورد.

مسأله 1287 ـ اگر بین دو محلى كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد كند، اگر چه روى هم رفته هشت فرسخ شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1288 ـ اگر محلى دو راه داشته باشد، یك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه انسان از راهى كه هشت فرسخ است به آنجا برود، باید نماز را شكسته بخواند، و اگر از راهى كه هشت فرسخ نیست برود، باید تمام بخواند.

مسأله 1289 ـ اگر شهر دیوار دارد، باید ابتداى هشت فرسخ را از دیوار شهر حساب كند، و اگر دیوار ندارد، باید از خانههاى آخر شهر حساب نماید.

شرط دوم ـ آنكه از اول مسافرت قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جائى كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسیدن به آنجا قصد كند جائى برود كه با مقدارى كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، یا چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا روز دیگر به وطنش یا به جائى كه مىخواهد ده روز بماند برگردد، باید نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1290 ـ كسى كه نمىداند سفرش چند فرسخ است، مثلاًبراى پیدا كردن گمشدهاى مسافرت مىكند و نمىداند كه چه مقدار باید برود تا آنرا پیدا كند، باید نماز را تمام بخواند. ولى در برگشتن چنانچه تا وطنش یا جائى كه مىخواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید نماز را شكسته بخواند. و نیز اگر در بین رفتن قصد كند كه چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برگردد، چنانچه رفتن و برگشتن هشت فرسخ شود، باید نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1291 ـ مسافر در صورتى باید نماز را شكسته بخواند كه تصمیم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس كسى كه از شهر بیرون مىرود و مثلاً قصدش این است كه اگر رفیق پیدا كند، سفر هشت فرسخى برود، چنانچه اطمینان دارد كه رفیق پیدا مىكند، باید نماز را شكسته بخواند و اگر اطمینان ندارد، باید تمام بخواند.

مسأله 1292 ـ كسى كه قصد هشت فرسخ دارد، اگر چه در هر روز مقدار كمى راه برود وقتى به جائى برسد كه دیوار شهر را نبیند و اذان آنرا نشنود، باید نماز را شكسته بخواند. ولى اگر در هر روز مقدار خیلى كمى راه برود كه نگویند مسافر است، باید نمازش را تمام بخواند و احتیاط مستحب آنست كه هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1293 ـ كسى كه در سفر به اختیار دیگرى است، مانند نوكرى كه با آقاى خود مسافرت مىكند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است، باید نماز را شكسته بخواند و اگر نداند بنابر احتیاط واجب باید از او بپرسد، كه اگر سفر او هشت فرسخ باشد، نماز را شكسته بجا آورد.

مسأله 1294 ـ كسى كه در سفر به اختیار دیگرى است، اگر بداند یا گمان داشته باشد كه پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مىشود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1295 ـ كسى كه در سفر به اختیار دیگریست، اگر شك دارد كه پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا مىشود یا نه، باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر شك او از اینجهت است كه احتمال مىدهد مانعى براى سفر او پیش آید، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا نباشد، باید نماز را شكسته بخواند.

شرط سوم ـ آنكه در بین راه از قصد خود برنگردد، پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، یا مردد شود، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1296 ـ اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصمیم داشته باشد كه همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در برگشتن و ماندن مردد باشد، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1297 ـ اگر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد كه همان روز یا شب آن برگردد، باید نماز را شكسته بخواند بلكه اگر بعد از چند روز هم برگردد باید شكسته بخواند.

مسأله 1298 ـ اگر براى رفتن به محلى حركت كند و بعد از رفتن مقدارى از راه بخواهد جاى دیگرى برود، چنانچه از محل اولى كه حركت كرده تا جائى كه مىخواهد برود، هشت فرسخ باشد، باید نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1299 ـ اگر پیش از آنكه به هشت فرسخ برسد، مردد شود كه بقیه راه را برود یا نه، و در موقعى كه مردد است راه نرود و بعد تصمیم بگیرد كه بقیه راه را برود، باید تا آخر مسافرت نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1300 ـ اگر پیش از آنكه به هشت فرسخ برسد، مردد شود كه بقیه راه را برود یا نه و در موقعى كه مردد است مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد كه هشت فرسخ دیگر برود، یا چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برگردد تا آخر مسافرت باید نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1301 ـ اگر پیش از آنكه به هشت فرسخ برسد، مردد شود كه بقیه راه را برود یا نه، و در موقعى كه مردد است مقدارى راه برود و بعد تصمیم بگیرد كه بقیه راه را برود، چنانچه باقیمانده سفر او كمتر از هشت فرسخ باشد و نخواهد همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگربرگردد باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر راهى كه پیش از مردد شدن و راهى كه بعد از آن مىرود، روى هم هشت فرسخ باشد، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

شرط چهارم ـ آنكه نخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد، یا ده روز یا بیشتر در جائى بماند، پس كسى كه مىخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلى بماند، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1302 ـ كسى كه نمىداند پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش مىگذرد یا نه، یا ده روز در محلى مىماند یا نه، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1303 ـ كسى كه مىخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد، یا ده روز در محلى بماند، و نیز كسى كه مردد است كه از وطنش بگذرد یا ده روز در محلى بماند، اگر از ماندن ده روز یا گذشتن از وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بخواند ولى اگر باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و همان روز یا شب آن یا بعد از چند روز دیگر برگردد، باید نماز را شكسته بخواند.

شرط پنجم ـ آنكه براى كار حرام سفر نكند و اگر براى كار حرامى مانند دزدى سفر كند، باید نماز را تمام بخواند، و همچنین است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آنكه براى او ضرر داشته باشد، یا زن بدون اجازه شوهر و فرزند با نهى پدر و مادر و اذیت شدن آنها سفرى بروند كه بر آنان واجب نباشد، ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، باید نماز را شكسته بخوانند.

مسأله 1304 ـ سفرى كه اسباب اذیت پدر و مادر باشد حرام است، و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگیرد.

مسأله 1305 ـ كسى كه سفر او حرام نیست و براى كار حرام هم سفر نمىكند، اگر چه در سفر، معصیتى انجام دهد، مثلاً غیبت كند یا شراب بخورد، باید نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1306 ـ اگر مخصوصاً براى آنكه كار واجبى را ترك كند، مسافرت نماید نمازش تمام است. پس كسى كه بدهكار است، اگر بتواند بدهى خود را بدهد و طلبكار هم مطالبه كند، چنانچه در سفر نتواند بدهى خود را بدهد و مخصوصاً براى فرار از دادن قرض مسافرت نماید، باید نماز را تمام بخواند ولى اگر مخصوصاً براى ترك واجب مسافرت نكند، باید نماز را شكسته بخواند و احتیاط مستحب آنست كه هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1307 ـ اگر سفر او سفر حرام نباشد ولى حیوان سوارى یا مركب دیگرى كه سوار است غصبى باشد، یا در زمین غصبى مسافرت كند، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1308 ـ كسى كه با ظالم مسافرت مىكند اگر ناچار نباشد و مسافرت او كمك به ظالم باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر ناچار باشد یا مثلاً براى نجات دادن مظلومى با او مسافرت كند، نمازش شكسته است.

مسأله 1309 ـ اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت كند، حرام نیست و باید نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1310 ـ اگر براى لهو و خوش گذرانى به شكار رود، نمازش تمام است و چنانچه براى تهیه معاش به شكار رود نمازش شكسته است و همچنین اگر براى كسب و زیاد كردن مال برود، ولى احتیاط مستحب آنست كه نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند، ولى باید روزه نگیرد.

مسأله 1311 ـ كسى كه براى معصیت سفر كرده، موقعى كه از سفر برمىگردد اگر توبه كرده و برگشتن او هشت فرسخ باشد، باید نماز را شكسته بخواند. و همچنین اگر توبه نكرده، باید شكسته بخواند، اگر چه احتیاط مستحب آنست كه در این صورت هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1312 ـ كسى كه سفر او سفر معصیت است، اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد، چنانچه باقیمانده راه هشت فرسخ باشد، یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و همان روز یا شب آن یا چند روز دیگر برگردد، باید نماز را شكسته بخواند.

مسأله 1313 ـ كسى كه براى معصیت سفر نكرده، اگر در بین راه قصد كند كه بقیه راه براى معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند، ولى نمازهائى را كه شكسته خوانده صحیح است.

شرط ششم ـ آنكه از صحرا نشینهائى نباشد كه در بیابانها گردش مىكنند و هر جا آب و خوراك براى خود و حشمشان پیدا كنند، مىمانند و بعد از چندى به جاى دیگر مىروند، و صحرا نشینها در این مسافرتها باید نماز را تمام بخوانند.

مسأله 1314 ـ اگر یكى از صحرا نشینها براى پیدا كردن منزل و چراگاه حیواناتشان سفر كند چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد، احتیاط واجب آنست كه هم شكسته و هم تمام بخواند اگر لوازم زندگى با او نباشد والا بنابر اقوى باید تمام بخواند.

مسأله 1315 ـ اگر صحرا نشین براى زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت كند، باید نماز را شكسته بخواند.

شرط هفتم ـ آنكه شغل او مسافرت نباشدبنا بر این شتر دارو راننده و چوبدار و كشتیبان و مانند اینها، اگر چه براى بردن اثاثیه منزل خود مسافرت كنند، در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخوانند. ولى در سفر اول اگر چه طول بكشد، نمازشان شكسته است.

مسأله 1316 ـ كسى كه شغلش مسافرت است اگر براى كار دیگرى مثلاً براى زیارت یا حج مسافرت كند، باید نماز را شكسته بخواند ولى اگر مثلاً شوفر، اتومبیل خود را براى زیارت كرایه بدهد و در ضمن، خودش هم زیارت كند، باید نماز را تمام بخواند.

مسأله 1317 ـ حملهدار یعنى كسى كه براى رساندن حاجیها به مكه مسافرت مىكند، چنانچه شغلش مسافرت باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر شغلش مسافرت نباشد، باید شكسته بخواند.

مسأله 1318 ـ كسى كه شغل او حملهداریست و حاجیها را از راه دور به مكه مىبرد چنانچه تمام سال یا بیشتر سال را در راه باشد، باید نمازش را تمام بخواند.

مسأله 1319 ـ كسى كه در مقدارى از سال شغلش مسافرت است، مثل شوفرى كه فقط در تابستان یا زمستان اتومبیل خود را كرایه مىدهد، باید در سفر نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آنست كه هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1320 ـ راننده و دورهگردى كه در دو سه فرسخى شهر رفت و آمد مىكند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخى برود، باید نماز را شكسته بخواند. ولى اگر مردم بگویند شغل او مسافرت است، در صورتى كه سفر هشت فرسخى برود، بنابر احتیاط واجب باید نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند.

مسأله 1321 ـ كسى كه شغلش مسافرت است اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند، چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد و چه بدون قصد بماند باید در سفر اولى كه بعد از ده روز مىرود نماز را شكسته بخواند ولكن در غیر چاروادار(مُكارى) احوط وجوبى جمع است.

مسأله 1322 ـ كسى كه شغلش مسافرت است، اگر در غیر وطن خود ده روز بماند، چنانچه از اول قصد ماندن ده روز را داشته، در سفر اولى كه بعد از ده روز مىرود، باید نماز را شكسته بخواند ولكن در غیر چار وادار(مُكارى) احوط وجوبى جمع است. و اگر از اول قصد ماندن ده روز را نداشته، باید در سفر اول تمام بخواند. و احتیاط مستحب آنست كه هم شكسته و هم تمام بخواند


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی معنای عبادت خداوند ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی معنای عبادت خداوند – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
فطرت;احساس فقر و وابستگی ;عظمت خدا

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها 42 صفحه

مهم‏ترین شیوه در این محور، تعیین زمان دقیق فعالیت‏هاى تبلیغى بر اساس محاسبه شرایط و امكانات موجود است پیامبر(ص) با الهام از آیات الهى، تبلیغ بى وقفه دین را باترتیب زمانى منطقى آغاز نمود و استمرار بخشید در مورد مراحل اصلى دعوت پیامبر، میان سیره‏نویسان اندكى اختلاف نظر وجود دارد؛ گروهى مثل طبرى و ابن هشام همان دومرحله مشهور دعوت نهانى و آشكار مكه را

شما برای دریافت بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها را در زیر مشاهده کنید.

مهم‏ترین شیوه در این محور، تعیین زمان دقیق فعالیت‏هاى تبلیغى بر اساس محاسبه شرایط و امكانات موجود است پیامبر(ص) با الهام از آیات الهى، تبلیغ بى وقفه دین را باترتیب زمانى منطقى آغاز نمود و استمرار بخشید در مورد مراحل اصلى دعوت پیامبر، میان سیره‏نویسان اندكى اختلاف نظر وجود دارد؛ گروهى مثل طبرى و ابن هشام همان دومرحله مشهور دعوت نهانى و آشكار مكه را

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 42

حجم فایل: 52 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

عنوان صفحه

بخش اول : مرحله‏بندى تبلیغ وبهره‏بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها……………………………………….3

فصل اول: زمان‏بندى مراحل مختلف دعوت…………………………………………………………………………4

1.دعوت مخفى و انفرادى. ………………………………………………………………………………………………4

2. مرحله انذار عشیره با نزول آیه أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الأَقْرَبِینَ. ………………………………………………………..5

3. مرحله دعوت آشكار و همگانى……………………………………………………………………………………….5

فصل دوم: شروع دعوت از خانواده و نزدیكان………………………………………………………………………6

فصل سوم: گسترش دعوت بر اساس شرایط…………………………………………………………………………..7

فصل چهارم: بر پا نمودن پایگاه‏هاى تبلیغى………………………………………………………………………….9

فصل پنجم: هجرت………………………………………………………………………………………………………..10

فصل ششم: اخذ بیعت از یاران………………………………………………………………………………………….11

بخش دوم : مدارا و نرمش در برخورد و معاشرت……………………………………………………………….13

فصل اول:پاسخ آرام به شبهه‏ها و تهمت‏ها………………………………………………………………………….14

فصل دوم: مرونت و آسان‏گیرى در مسایل شخصى……………………………………………………………..15

فصل سوم:ارتباط صمیمى با همگان…………………………………………………………………………………17

فصل چهارم: تحمل ایذاى مشركان و حتى مسلمانان…………………………………………………………..19

بخش سوم: ابراز محبت و جلب اعتماد………………………………………………………………………21

فصل اول: اعطاى بخشش و هدیه به افراد و قبایل………………………………………………………….22

فصل دوم: خوش‏بینى به مؤمنان…………………………………………………………………………………22

فصل سوم: عفو و گذشت زاید الوصف……………………………………………………………………….23

فصل چهارم: مشورت با مؤمنان…………………………………………………………………………………25

فصل پنجم: ترویج فرهنگ اخوت……………………………………………………………………………..27

فصل ششم: مواسات و كمك به هر نحو ممكن……………………………………………………………..28

بخش چهارم: هماهنگى با مخاطبان در معیشت………………………………………………………….29

فصل اول: ساده زیستى…………………………………………………………………………………………30

فصل دوم: پرهیز از تكلّف و تشریفات……………………………………………………………………….30

بخش پنجم: ادب و احترام وافر دربرابر مردم………………………………………………………….32

فصل اول: احترام به كودكان………………………………………………………………………………..33

فصل اول: احترام به همه اقشار و طبقات………………………………………………………………….34

پی نوشت ها……………………………………………………………………………………………………..35

منابع وماخذ………………………………………………………………………………………………………41

بخش اولمرحله‏بندى تبلیغ وبهره‏بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها

زمان‏بندى مراحل مختلف دعوت

مهم‏ترین شیوه در این محور، تعیین زمان دقیق فعالیت‏هاى تبلیغى بر اساس محاسبه شرایط و امكانات موجود است. پیامبر(ص) با الهام از آیات الهى، تبلیغ بى وقفه دین را باترتیب زمانى منطقى آغاز نمود و استمرار بخشید. در مورد مراحل اصلى دعوت پیامبر، میان سیره‏نویسان اندكى اختلاف نظر وجود دارد؛ گروهى مثل طبرى و ابن هشام همان دومرحله مشهور دعوت نهانى و آشكار مكه را مطرح مى‏كنند و گروهى نظیر یعقوبى به سه‏مرحله معتقدند؛ یعنى مرحله انذار خویشاوندان را پیش از دعوت علنى، مرحله‏اى جدا دانسته‏اند(1)، كه با توجه به نزول دو آیه جداگانه در باب دعوت عشیره و دعوت همگانى و اقدام مجزاى رسول‏خدا(ص) براى هر یك، نظریه دوم صحیح‏تر به نظر مى‏رسد. بنابراین مراحل اصلى دعوت پیامبر به‏ویژه در مكه عبارتند از:

1.دعوت مخفى و انفرادى:

فراخواندن یكایك افراد مستعد و اسلام آوردن عده‏اى از اصحاب، پس از نزول آیه <قم فانذر» كه بنا به روایتى كه در طبقات ابن سعد ذكرشده، این دعوت سه سال طول كشیده است.(2) از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود:پس از نزول وحى، رسول‏خدا(ص) سیزده سال در مكه بماند كه سه سال آن با دعوت محتاطانه و پنهانى گذشت و او آشكارا تبلیغ نمى‏كرد تا آن كه خداوند فرمان علنى دعوت را فرمود پس پیامبر دعوت خود آشكارا ادامه داد.(3)نیز به روایت طبرى، حضرت رسول از ابتداى نبوت تا سه سال به طور نهانى دعوت مى‏كرده است، تا آن كه مأمور به اظهار دعوت شد و آیه <فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ المُشْرِكِینَ»(4) و آیه <وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الأَقْرَبِینَ»(5) فرود آمدند.(6) درباره فلسفه این شیوه تبلیغى، نویسنده فروغ ابدیت مى‏نویسد:

افراد پخته و عاقل و دانا، همواره در راه نیل به مقاصد خود از همین طریق وارد مى‏شدند و رهبر عالى قدر اسلام از همین اصل مسلم استفاده نمود و سه سال تمام، بدون شتابزدگى در تبلیغ آیین خود مى‏كوشید و هر كس را كه از نظر فكر و استعداد، شایسته و آماده مى‏دید، كیش خود را به او عرضه مى‏داشت… در ظرف این سه سال ابداً دست به دعوت عمومى نزد و فقط با افراد، تماس‏هاى خصوصى برقرار مى‏كرد.(7)از جمله نتایج اتخاذ این شیوه این بود كه <سران قریش، در این سه سال، كوچك‏ترین جسارتى به پیامبر نمى‏كردند و همواره ادب و احترام او را نگاه مى‏داشتند و او نیز ظرف این مدت از بتان و خدایان آنها آشكارا انتقاد نمى‏كرد.»(8)

2.مرحله انذار عشیره با نزول آیه أَنْذِرْ عَشِیرَتَكَ الأَقْرَبِینَ :

در این مرحله كه میان مرحله دعوت مخفى آشكار واقع گردید و مدت آن كوتاه‏تر از دو مرحله دیگر بود، پیامبر(ص) سعى در تشكیل نخستین صف ایمانى و خط دفاعى در مقابل دشمنى‏هاى روزافزون مشركان لجوج داشت. در این مرحله، پیامبر با یارى جستن از تعلقات قبیله‏اى خویشانش، سعى در جلب حمایت آنان نمود. هرچند اتخاذ این شیوه در باره خویشاوندان پیامبر توفیق كامل نیافت و تنها دو عضو از آنان به او گرویدند (خدیجه و على)، اما این از اهمیت این شیوه نمى‏كاهد، به‏ویژه این كه در دعوت پیامبران دیگر نیز به كار رفته و موفقیت آمیز بوده است. به‏هرحال تلاشى براى تشكیل هسته مركزى دعوت با حضور گروهى است كه علاوه بر قرابت ایمانى، تعلق نسبى و خونى نیز با صاحب دعوت دارند.

3.مرحله دعوت آشكار و همگانى:

با نزول آیه <فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ المُشْرِكِینَ * إِنّا كَفَیْناكَ المُسْتَهْزِئِینَ»(9)، فرمان دعوت آشكار و تبلیغ علنى به پیامبر رسید و پیامبر و نو مسلمانان مرحله جدى‏ترى از دعوت را آغاز كردند كه قهراً مستلزم درگیرى‏ها و موضعگیرى‏هاى خصمانه از سوى جامعه بت‏پرست مكه بود، اما آوازه اسلام و قدرت مسلمانان به حدى رسیده بود كه بتوانند على رغم تهدیدها و شكنجه‏ها، نداى توحید را حداقل به گوش تمام اعضاى جامعه خود برسانند. <علامه جعفر مرتضى» در این باره مى‏نویسد:پس از آن كه پیامبر(ص)، بستگان نزدیك خود را انذار كرد و پس از انتشار قضیه نبوت در مكه كه قریش، جدى بودن آن را درك كرد و حمله‏هاى خود را علیه آن شروع كرد، خداوند به پیامبر فرمان داد تا دعوت خویش را علنى سازد و حتى از قریش بخواهد كه تسلیم پروردگارشان شوند و اسلام را بپذیرند… پس آیه فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ نازل گردید.(10)وى ادامه مى‏دهد:پس از گذشت سه سال نخست بعثت، مرحله جدید و مهم و دشوارترى كه مرحله علنى‏شدن دعوت به خداى تعالى است فرا رسید. این مرحله ابتدا از یك محیط نسبتاً كوچك آغاز شد.(11)در خصوص چگونگى آغاز دعوت علنى و همگانى، روایات متفاوتى نقل شده است كه مكان و كیفیت آن را با اختلاف بیان مى‏كند و ما به نقل دو روایت بسنده مى‏كنیم؛ در تفسیر الدر المنثور آمده است:پیامبر بر بالاى كوه صفا ایستاد و قریش را ندا داد. چون اجتماع نمودند چنین فرمود: اگر به شما خبر دهم كه گروهى در پایین كوه بر ضد شما جمع شده‏اند آیا مرا تصدیق مى‏كنید؟ گفتند: آرى، تو پیش ما متهم نیستى و ماهرگز از تو دروغى نشنیده‏ایم. فرمود: پس شما را به عذاب دردناك هشدار مى‏دهم… ابولهب برخاست و بانگ بر او زد و گفت: همین امروز بمیرى! آیا براى این امر مردم را گرد آورده‏اى؟! مردم از اطراف او پراكنده شدند و خداى تعالى این آیه را نازل فرمود: <تَبَّتْ یَدا أبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ.»(12)مطابق روایت فوق، حضرت دعوت علنى را با یك زمینه‏سازى و اخذ اقرار قبلى بر قبول انذار و سپس با یك انذار صریح شروع كرده كه درس آموز مبلّغان است. مؤلف نورالثقلین نیز مى‏نویسد:آن حضرت بر بالاى سنگى ایستاد و فرمود: اى گروه قریش! اى خلق عرب! شما را به لااله الا الله و رسالت خویش دعوت مى‏كنم و به شما فرمان مى‏دهم كه بت‏ها و شریك‏ها را رهاسازید و دعوت مرا اجابت نمایید تا مالك تمام عرب شوید و عجم به دین شما درآید و در بهشت از سلاطین گردید. مردم او را مورد استهزا قرار دادند و گفتند: پسر عبدالله دچار جن شده اما به خاطر موقعیت ابوطالب اقدامى علیه او نكردند.(13)بر پایه این روایت، آغاز دعوت همگانى پیامبر بر محور بشارت دادن به نعمت‏هاى دنیوى واخروى استوار بوده است.

شروع دعوت از خانواده و نزدیكان

در میان همه مردم، بستگان هر مبلّغ پیش از دیگران با پیام دعوت آشنا مى‏شوند. قرابت قومى نیز باعث نزدیكى افكار مى‏شود. پس امكان اقناع آنان بیش از دیگران وجود دارد. به‏علاوه آن كه، قرآن مسؤولیت هدایت، ارشاد و كمك به خانواده را لازم‏تر از هدایت و یارى دیگران مى‏شمرد؛ <قُواْ أنْفُسَكُمْ وَ أهْلِیكُمْ نارَاً.»(14)از این روست كه نخستین مؤمن به رسالت پیامبر(ص) همسر او خدیجه است و دومین، پسر عم و دست پرورده دامان نبى، على بن ابى‏طالب، كه مسلماً این قرابت و خویشى، هرگز از ارزش و عمق ایمان آن دو نمى‏كاهد. این شیوه ضمن آن كه چتر حمایتى نسبتاً كارسازى را براى پیامبر فراهم مى‏كند، پاسخگوى برخى از شبهه‏ها و انتقادهاى محتمل نیز است.پس از افراد خانواده و بستگان نزدیك، نوبت به بستگان و خویشان دورتر مى‏رسد كه پیامبر در مرحله انذار عشیره به دعوت آنها پرداخت و براى اقناع آنان، تلاشى وسیع صورت داد. عباس زریاب در این باره مى‏نویسد:

بنابر آنچه از مجموع روایات مختلف برمى‏آید، حضرت، بزرگان قریش را دعوت كرد و از رسالت خود با ایشان سخن گفت و گویا گرچه هیچ‏كدام این دعوت را نپذیرفتند، اما سخنى درشت نیز به او نگفتند، جز ابولهب عمّ پیغمبر كه خطاب به بنى‏هاشم گفت: اى‏پسران عبدالمطلب ! این زشت است، پیش از آن كه دیگران جلو او را بگیرند، شما جلوش را بگیرید. زیرا اگر در آن وقت كه دیگران بخواهند او را بگیرند، شما او را تسلیم‏كنید، تن به خوارى داده‏اید، و اگر بخواهید از او پشتیبانى كنید كشته مى‏شوید. ابوطالب گفت: به خدا تا زنده هستیم از او پشتیبانى خواهیم كرد.(15)

گسترش دعوت بر اساس شرایط

این جنبه از بطن دو شیوه گذشته استنباط و استخراج مى‏شود، بدین ترتیب كه انتقال از یك‏مرحله و ورود به مرحله دیگر، همواره در تبلیغ حكیمانه نبوى بر پایه دلایلى بوده است كه مى‏توان ازجمله، به تغییر شرایط، شدت و ضعف دشمنى و عناد مشركان و یا وضعیت خانوادگى و پشتوانه حقوقى رسول‏خدا اشاره كرد. مبلّغ حكیم وظیفه دارد ضمن حفظ روحیه پشتكار و تلاش بى‏وقفه و پى‏گیرى اهداف مقطعى نگاه اصلى را متوجه هدف نهایى گرداند و این مهم مستلزم اتخاذ شیوه‏هاى انعطاف‏پذیر و قابل تغییر در مسیر دعوت است.پیامبر بزرگ اسلام، بر این اساس در هر مقطع با در پیش گرفتن شیوه‏هاى جدید، موجبات گسترش دعوت را فراهم مى‏آورد؛ آن‏گاه كه به هیچ روى امكان تبلیغ دین نبود، تنها با رفتار موحدانه خود و عبادت حنیفانه و عدم احترام بت‏ها و التزام به فضایل اخلاقى به تبلیغ عملى مى‏پرداخت و آن زمان كه ابلاغ دین به تك تك افراد میسر شد، به این كار آغاز كرد، اما اظهار دین میسر نبود. در مقطع بعد، توانست برخى از مظاهر مسلمانى از جمله طواف و نماز به شیوه مخصوص را در كنار كعبه به نمایش بگذارد. در كتاب سیره رسول الله آمده است:پس از اسلام آوردن عمر بن الخطاب، مسلمانان جرأت یافتند و تكبیرگویان از خانه <ارقم بن ابى الارقم» بیرون آمدند و به طواف كعبه رفتند.(16)آن‏گاه كه به حمایت حقوقى ابوطالب و حمایت مالى خدیجه پشتگرم بود به نیكى از آن بهره برد و چون آنها را از دست داد نوعى هجرت را براى حفظ انجمن نومسلمانان مقرر كرد وبه شِعب پناه آورد كه چنان كه تاریخ مى‏گوید، استقامت مسلمانان در محاصره اقتصادى شعب ابى‏طالب تا حدودى مشركان را تحت تأثیر قرار داد. زمانى نیز كه خطر همه جانبه، مسلمین را تهدید مى‏كرد و ناچار شد راه گریزى به بیرون از قلمرو مشركان بیابد، عده‏اى از آنان را به حبشه فرستاد. این اقدام موفق، شناخت كامل پیامبر را از اوضاع پیرامون خود نشان‏مى‏دهد.نمونه دیگر را در تغییر سیاست تبلیغى پیامبر پس از انذار عشیره مى‏بینیم؛آن حضرت كه در ابتدا مأمور بود به خویشان نزدیك وعشیره اقربین خود یعنى خاندان‏هاى قریش هشدار و انذار دهد، چون سرسختى ایشان را دربرابر اسلام و پافشارى ایشان را بر كفر و ضلال دید و مرگ ابوطالب، بزرگ‏ترین حامى خود را ازدست داد، به فكر تبلیغ طوایف و قبایل دیگر عرب افتاد و از نزدیك‏ترین قبیله نیرومند و ثروتمند عرب یعنى ثقیف آغاز كرد.(17)پس از نومیدى از ایمان مردم مكه و طایف، در شیوه تبلیغى خود تجدید نظر نمود و درصدد بسط دعوت در سرتاسر عربستان و خروج از بن بست محدوده قبایل قریش برآمد. اما این كار نیز به خاطر هم پیمانى‏هاى متعدد آنها با قریش و بى یاور بودن رسول‏خدا(ص)، اقدامى خطرناك به شمار مى‏رفت. از این رو پیامبر تصمیم گرفت در موسم حج به قبایل مختلف مراجعه كند تا در پناه بنى‏هاشم و بقیه تازه مسلمانان، تبلیغ مؤثرترى انجام دهد.

بر پا نمودن پایگاه‏هاى تبلیغى

برپایى محل یا مراكزى براى تبلیغ، موجب تمركز بخشیدن به كار دعوت مى‏شود و از فعالیت‏هاى پراكنده و بى نتیجه جلوگیرى مى‏كند. در دعوت رسول‏خدا(ص)، پایگاه‏هاى پرجاذبه‏اى براى سازماندهى و هدایت مردم در نظر گرفته شده است. در ابتداى دعوت پنهانى، مشهور است كه خانه <ارقم بن ابى الارقم» نخستین پایگاه دعوت پیامبر اسلام بوده و مسلمانان نخستین، آیین اسلام و آموزش‏هاى قرآنى را در آن‏جا فرا گرفته‏اند؛پس از آن كه ارقم اسلام آورد و به قول خودش، هفتمین نفرى بود كه ایمان آورده بود، خانه خود را در اختیار حضرت رسول و یارانش قرار داد و عده زیادى در این خانه اسلام آوردند و حتى اسلام اشخاص در آن، نوعى تاریخ گذارى هم شد… این خانه در دامنه كوه صفا قرار داشت و به همین جهت، دارالاسلام خوانده شد.(18)پس از آن كه دعوت پیامبر علنى گردید، مسلمانان تا آن‏جا كه مى‏توانستند از پایگاه تبلیغى عمومى مسجدالحرام براى فعالیت‏هاى ارشادى بهره جستند، مسلماً طواف و نماز و عبادات دیگر مسلمانان در مسجدالحرام با شیوه خاص اسلامى، مى‏توانست بیش از هر مكان دیگر به تأثیرگذارى دعوت یارى رساند.در بدو ورود پیامبر به مدینه، مسجد قبا برپا گردید و مركز دعوت نبوى قرار داده شد، تا آن كه مسجد مدینه به عنوان مهم‏ترین مقر دعوت، به دست با كفایت پیامبر و یاران ساخته شد و منشأ بزرگ‏ترین تحولات دینى، سیاسى، اجتماعى و علمى و حتى نظامى در جهان گردید. نكته اساسى در كیفیت و دامنه بهره‏بردارى پیامبر از این پایگاه تبلیغى است؛ مركز نشر احكام‏الهى، قضاوت و داورى، جایگاه وعظ و ارشاد و تعلیم و تحقیق، پایگاه آمادگى رزمى و توجیه سیاسى، محل تصمیم‏گیرى و شورا، مصلاى جماعت و محل عبادت و اعتكاف درهمه اوقات و سرانجام پناه هر بى پناه. اینها ازجمله كاركردهاى مسجد در زمان رسول‏خدا(ص) بود.

هجرت

از جمله اقدامات حضرت رسول(ص) كه مصداق بارز ابتكار عمل و انعطاف‏پذیرى در اتخاذ شیوه و استفاده از فرصت‏هاست، موضوع هجرت مى‏باشد. پیامبر، با ابتكار هجرت، به همه مبلّغان آموزش داد كه چگونه از شرایط فشار و اختناق، راهى به چشم‏اندازهاى دعوت آزادانه بگشایند، نه آن كه با ماندن در محیط فشار، راضى به ركود دعوت شوند.زمانى كه همه عرصه‏ها بر پیغمبر تنگ شد و خود را بدون پشتوانه احساس كرد و دندان‏هاى اشراف قریش را تیزتر دید، با روشن بینى و مطالعه دقیق شرایط مكه و مناطق مجاور، چگونگى اجراى این شیوه را با احتیاط سنجید و در نهایت گروه نخست مهاجران را به حبشه فرستاد و پس از وفات خدیجه و ابوطالب، خود، سفرى هجرت‏وار به طایف كرد و از آن نتیجه‏اى نگرفت و حتى با دشوارى (با جوار یكى از مشركان) به مكه بازگشت.حضرت مى‏خواست یاران او مدتى از آزار و استهزا و تعقیب قریش در امان باشند، تا شاید زمانى فرا برسد كه عده مسلمانان بیشتر و براى اسلام و تبلیغ آن محیط امن ترى به‏وجود آید.(19)بر این اساس دو علت براى مهاجرت وجود داشته؛ یكى در امان بودن از خطر و دوم، امكان تبلیغ بیشتر. امّا برخى علت اصلى هجرت را عمدتاً دریافتن پایگاه جدیدى براى دعوت خلاصه كرده‏اند:

هجرت پیامبر به مدینه، پس از زمینه‏سازى و آمادگى كامل و دقیق و در شرایطى بسیار حساس و تعیین كننده صورت گرفت، موقعیتى كه هجرت را یكى از مراحل خط سیر دعوت الهى اسلام قرار داد. چه، عكس العمل ها و اقدامات قریش در مكه، عملاً به ركود نسبى دعوت اسلامى انجامیده بود، هرچند افرادى، پیوسته وارد اسلام مى‏شدند.(20)سید قطب بر این عامل بسیار تأكید دارد كه ادامه مى‏دهد:

بدین ترتیب، رسول‏خدا پایگاهى دیگر غیر از مكه را نیاز داشت كه حامى این اعتقاد و عاملى براى خروج از دوران بحران تبلیغ باشد و آزادى پیروان را تأمین نماید و این به نظر من، مهم‏ترین و نخستین عامل هجرت پیامبر بود. اینان، براى حفظ جانشان به هجرت نرفتند، بلكه براى ایجاد پایگاه و انتقال دعوت روانه شدند، چون همگى داراى قبیله و پشتوانه اجتماعى و حقوقى نیز بودند.(21)به هر حال، علت این هجرت هر چه بوده باشد، كاركرد تبلیغى آن غیر قابل اغماض و تأثیر آن در روند دعوت اجتناب ناپذیر است. رسول اكرم(ص) با این اقدام، گام‏هاى اولیه را براى گسترش دعوت به تمام مناطق با استوارى برداشت؛ مسلمانان مهاجر، پس از چند ماهى ترویج آیین مسلمانى، با شنیدن خبر دروغین سجده قریش و اسلام آوردن آنها بازگشتند، اما بنا به روایت واقدى؛پس از بازگشت، قریش برایشان بیشتر سخت گرفتند و خویشان ایشان، بر ایشان ظلم و ستم روا داشتند و مسلمانان آزار و سختى دیدند. پس حضرت رسول اجازه فرمود كه براى بار دوم به حبشه مهاجرت كنند و این خروج دوم، پررنج‏تربود.(22)از همه مهم‏تر، هجرت آن حضرت به مدینه است. در هجرت به مدینه كه در سال سیزدهم بعثت صورت گرفت، اولین نكته، انتخاب یثرب پس از بررسى و مطالعه دقیق است كه بایستى در آن تمام ملاحظات اجتماعى و سیاسى در نظر گرفته شود. دیگر این كه سبب اصلى هجرت، عدم امنیت براى ادامه دعوت، به ویژه به خطر افتادن جان پیامبر و مركزیت دعوت با توطئه مردان قبایل مختلف مكه بوده است.

اخذ بیعت از یاران

چنان كه قبلاً یادآور شدیم، پیامبر اسلام در موسم حج به نزد قبایل مختلف مى‏رفت و از آنها مى‏خواست به دعوت حق گرویده، از پرستش بت‏ها دست بردارند. در سال یازدهم بعثت، در همان موسم، شش یا هفت نفر از مدینه از قبیل خزرج در عقبه اولى واقع در منا با پیامبر ملاقات كردند و پس از شنیدن دعوت الهى، با توجه به سابقه ذهنى نسبت به ظهور پیامبر جدید كه از زبان یهود مدینه شنیده بودند، آن را پذیرفتند. این عده در مدینه، آیین جدید را ترویج كردند، به طورى كه خانه‏اى در مدینه نماند كه از پیغمبر سخن به میان نیاید.

در سال بعد، دوازده تن از مدینه كه افراد سال قبل نیز در میان آنان بودند در همان عقبه اولى به زیارت پیامبر نایل شدند. اینان نیز كه چند نفرشان از قبیله اوس بودند، بیعت كردند. این همان بیعت یا پیمان اول عقبه است.(23) اقدام مهم تبلیغى رسول‏خدا در این موقعیت، اعزام مصعب بن عمیر براى نمایندگى خود و آموزش دین و قرآن است كه بهره‏بردارى مناسب از موقعیت را حكایت مى‏كند.مصعب، پس از تبلیغ مستمر و موفق خود، در موسم حج سال بعد، به همراه 75 نفر مسلمان مدنى به مكه آمد. آنان خواستار ملاقات با پیامبر و بیعت شدند. رسول‏خدا، وعده اواخر شب در جنب عقبه اولى را معین فرمود. در آن‏جا پس از گفت‏وگوهایى صمیمانه از آنان پیمان وفادارى و حمایت و تلاش در راه دعوت اسلام گرفت و به پیمان دوم عقبه و پیمان جنگ و پیكار (بیعةالحرب) شهرت یافت.(24)با اندك مطالعه و دقت در تاریخ اسلام روشن مى‏شود كه این اقدامات و پیمان‏هاى متعاقب آن، تأثیر شگرفى در گسترش حساب شده دعوت و به‏ویژه فراهم شدن زمینه براى هجرت تاریخ‏ساز حضرت بر جاى نهاد.از سوى دیگر، با توجه به شرایط خاص اجتماعى عربستان واهمیت حلف و پیمان در میان عرب جاهلى به عنوان تنها عامل ثبات ومسالمت و ضامن همزیستى میان قبایل و تیره‏هاى مختلف، حساسیت و اهمیت این بیعت‏ها آشكارتر مى‏گردد.


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی مرحله ‏بندى تبلیغ وبهره‏ بردارى از فرصت‏ها و موقعیت‏ها – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
شروع دعوت از خانواده و نزدیكان;گسترش دعوت بر اساس شرایط

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

یررسی عاشورا و عصر امروز 17 صفحه

دیگر بار، محرم فرا رسید و دلهای احرار و آزادگان جهان به سوی حسین بن علی (علیه السلام) متمایل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعه‌ای که 1362 سال از وقوع آن می‌گذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شیعیان، بلکه تمامی آزادگان را به سوی خویش جلب می‌کند اما به راستی چرا پس از 13 قرن، همچنان محرم با یاد حسین بن علی (علی

شما برای دریافت یررسی عاشورا و عصر امروز به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات یررسی عاشورا و عصر امروز را در زیر مشاهده کنید.

دیگر بار، محرم فرا رسید و دلهای احرار و آزادگان جهان به سوی حسین بن علی (علیه السلام) متمایل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعه‌ای که 1362 سال از وقوع آن می‌گذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شیعیان، بلکه تمامی آزادگان را به سوی خویش جلب می‌کند اما به راستی چرا پس از 13 قرن، همچنان محرم با یاد حسین بن علی (علی

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 17

حجم فایل: 14 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

عاشورا و عصر امروز

دیگر بار، محرم فرا رسید و دلهای احرار و آزادگان جهان به سوی حسین بن علی (علیه السلام) متمایل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعه‌ای که 1362 سال از وقوع آن می‌گذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شیعیان، بلکه تمامی آزادگان را به سوی خویش جلب می‌کند. اما به راستی چرا پس از 13 قرن، همچنان محرم با یاد حسین بن علی (علیه السلام) گره خورده و هنوز عاشورا از صفحه تاریخ کنار نرفته است؟ چرا هر ساله در سالروز قیام حسینی، مسلمانان گرد هم می‌آیند و در عزای حسین بن علی (علیه السلام) و یارانش مغموم می‌شوند؟ و چرا این واقعه تاریخی همچون صدها و هزاران رویداد تاریخی دیگر، به دست فراموشی سپرده نشده است؟ اینها همه سؤالهایی است كه در سر آغاز تأمل در قیام عاشورا به ذهن خطور می‌کند. ما در این مجال در جستجوی یافتن حقیقت جاودانگی قیام عاشوراییم و اینکه آیا پس از گذشت 13 قرن و پای نهادن در عصر کنونی، باز هم بشریت نیازمند عاشوراست تا یاد آن را حفظ کند ویا اینکه واقعه عاشورا، واقعه‌ای محدود به برهه‌ای خاص از دوران زندگی انسانهاست و بازنگری عاشورا و تجدید یاد و خاطره آن، صرفا امری عاطفی و غیر معقول است؟

در ابتدا به بررسی این موضوع می‌پردازیم که هر چند این واقعه عظیم پس از سالیان متمادی، همچنان باقی است؛ اما آیا می‌توان فرض نمود که در قرون آینده، و پس از سپری شدن مدت زمانی دیگر، به دست فراموشی سپرده شود و یا اینکه فرض فراموشی این قیام، فرضی است باطل؟

آنچه در اولین نظر و مطالعه در واقعه عاشورا به چشم می‌خورد و جلب توجه می‌نماید، انگیزه ماورای مادی این جنبش عظیم است. حسین بن علی (علیه السلام) از سر آغاز قیام خویش و حرکت از مدینه، و حتی قبل از آن، نه تنها به عدم پیروزی مادی خویش آگاه بود؛ بلکه از شهادت خود و اسارت خاندانش اطلاع داشت و بارها، از طریق اخبار غیبی توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) از شهادت خویش با خبر گشته بود؛ و این نکته‌ای بود که افراد مختلف نیز در مواقف متعدد، با او در میان می‌گذاشتند؛ اما او همچنان بر هدف خویش که انجام وظیفه خطیر الهی و احیای دین و سنت نبوی بود، اصرار می‌ورزید. آیا انگیزه جاه و مقام برای قیامی که از نقطه آغاز، سرانجام آن یعنی کشته شدن در راه حق مشخص است، قابل تصور است؟

از سوی دیگر این انگیزه و نیت خدایی قیام حسین (علیه السلام) و اصحابش در لحظه به لحظه این واقعه به چشم می‌خورد؛ از سبقت گرفتن اصحاب برای شهادت از یکدیگر گرفته تا جان باختن طفل 6 ماهه حسین (علیه السلام) در راه حق و تا آخرین لحظات حیات، امام حسین (علیه السلام) که نه تنها تمام هستی خود را در راه حق، جانانه واگذار نموده است، بلکه هنوز هم خویشتن را تسلیم حق می‌داند و زیر لب زمزمه می‌کند: “الهی رضا بقضائک، تسلیما لامرک، لا معبود سواک”.

حال اگر این انگیزه عمیق الهی را که در آن ذره‌ای غیر خدا راه ندارد، در کنار این آیه شریفه قرآن “کل من علیها فان و یبقی وجه ربک” قرار دهیم که در آن خداوند جاودانگی هر آنچه را که به او پیوند زده شود و یا به عبارت دیگر، در تمام ابعاد، الهی شود را تضمین می‌کند، به روشنی مشخص می‌گردد که حتی فرض کم رنگ شدن حماسه حسینی هم وجود ندارد، چرا که لحظه به لحظه آن با حی لا یموت، پیوند خورده است؛ هم او که همه غیر از او فنا پذیرند.

انگیزه الهی عاشورا که در آن ذره‌ای غیر خدا راه ندارد، سبب شده است که اهداف عاشورا و قیام ابا عبدالله، اهدافی مطابق فطرت و سرشت تغییر ناپذیر انسانی گردد. و مگر ممکن است که روزگاری از ایام زندگی بشر، انگیزه ظلم ستیزی و آزادی از قید و بند ظلم از صفحه جان آدمی خارج شود و یا عشق به مبدأ خلقت در میان آدمیان فراموش گردد. پس همین پیوستگی عاشورا و فطرت انسانی، خود سبب تضمین عاشورا، نه تنها پس از 13 قرن، بلکه تا آخر زندگی بشر است.

دامنه وسیع اثرات اجتماعی و فردی این قیام الهی که نه تنها پیروان سید الشهدا را تحت تاثیر قرار داده، بلکه سبب بیداری و تأثیر پذیری احرار و آزادگان جهان نیز گردیده است؛ ریشه‌های این فرهنگ و پیام جاودانه را در دل تاریخ مستحکم نموده است و تا زمانی که این اثرات عمیق و وسیع، در گستره تاریخ باقی و پابرجاست، نام و یاد حماسه سازان کربلا نیز پایدار خواهد بود.

از آنچه تا کنون مورد بررسی اجمالی قرار گرفت، به وضوح مشخص می‌شود که فراموشی این واقعه عظیم، هرگز متصور نیست. حال باید ببینیم که آیا امروزه نیز ما نیازمند بازنگری و مرور این قیام خونین هستیم ویا در خم و پیچهای دنیای صنعتی مدرن، عاشورا پاسخگوی نیاز بشر قرن 20 نمی‌باشد؛ و اگر این نیاز هنوز پا بر جاست، تأثیر نگرش صحیح به عاشورا در عصری متفاوت با آن چیست؟

اسلام از همان آغاز تبلیغ، اصلی‌ترین برنامه خویش را رهایی آدمی از قید طاغوت و بندگی و اطاعت غیر خدا، معرفی نمود و بر آن پافشاری نمود. به همین خاطر مستکبران و مشرکان که منافع خویش را در خطر می‌دیدند، و تعارض آشکار اسلام با اهداف و مطامع خویش را دریافته بودند، هماره بر آن تاختند. اما رهبری الهی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امدادهای الهی مانع به ثمر نشستن کوششهای آنان می‌شد. از طرف دیگر، مسلمین نیز آنان را دشمن آشکار دین خویش می‌دانستند و در راه مبارزه با آنان، هرگز کوتاه نمی‌آمدند. اما پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، روش خویش را تغییر دادند و شروع به استحاله و تغییر تدریجی این دین الهی از درون و وارونه جلوه دادن تعالیم آن و افزودن خرافه به آن نمودند؛ تا جایی که پس از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، رفته رفته تمام ارکان قدرت را به دست گرفتند و آنچه در عصر نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، از انجام آن عاجز بودند، امروز در زیر پوشش ظاهری اسلام و به نام دین، انجام می‌دادند و هرچه زمان گذشت، بخشهای بیشتری از دین خدا را زیر و رو کردند؛ تا آنجا که در حدود 50 سال پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، کسی مانند یزید، به نام امیرالمومنین و نه خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بلکه به عنوان خلیفة الله، زمام همه چیز اسلام و مسلمانان را بر عهده گرفت و مردم باید فرامین او را هرچه که باشد، به عنوان دین اطاعت کنند. و یا اگر بهتر بگوییم، یزید در مسند الوهیت نشسته و فرمان او برای به منجنیق بستن کعبه و آتش زدن آن اطاعت می‌شود و عاملان آن، هیچ احساس گناه ندارند. در چنین شرایطی بود که امام حسین (علیه السلام) با آگاهی تمام، پای در میدان نهاد و هدف خویش را اسلام حقیقی و پیراستن خرافه‌ها و گزافه‌های اضافه شده به آن و بازگرداندن آن به مجرای صحیح اولیه و آسیب زدایی عنوان نمود. با ذکر این مقدمه، این نکته واضح و آشکار می‌گردد که قیام حسینی تنها در یک پیکار و ستیز میان اقلیت حق و اکثریت باطل، خلاصه نمی‌شود؛ بلکه خود چشمه جوشان معرفتی و شناختی است و دارای یک پیام جاودانه الهی و انسانی و به وجود آورنده یک معیار ابدی است که در تمامی اعصار عمل نمودن به آن، سبب کوتاه شدن دست مستکبران و ظالمان از دامان اسلام و انسانیت انسان می‌گردد. و لذا بارها و بارها شنیده‌ایم که اسلام بقای خویش را مرهون مجاهدتهای سید الشهداست و این همان مفهوم حدیث نبوی است که “حسین منی و انا من حسین” امروز دشمنان هجوم همه جانبه خویش را به اسلام ادامه می‌دهند و تنها راه مبارزه با اسلام را تغییر اصول و مبانی اسلامی می‌دانند و از سوی دیگر هوا و هوس آدمی، همواره انسان را در بند خود اسیر می‌نماید. پس امروز نیز ما به ماهیت پیام و قیام سید الشهدا نیازمندیم تا اسلام اصیل و به دور از پیرایه را که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به عالمیان عرضه نمود را درک نماییم و آنرا حفظ کنیم و باورهای خویش را از هر گونه جهالت و ضلالت به دور نگه داریم و درون انسانی خویش را از بند برهیم تا بدین وسیله مقدمات برپایی نظام جهانی مبتنی بر عدالت و بر پایه تعالیم جهانشمول اسلام را فراهم آوریم و راه را برای حکومت جهانی مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هموار کنیم. در حقیقت، قیام حسینی در عصر حاضر و در فضای غبار آلود تبلیغاتی موجود، هر چه بیشتر مرز حق و باطل را تبیین می‌نماید و دوباره فطرت مدفون شده بشر را که در زندگی مادی غوطه‌ور است بیدار می‌کند. پس نه تنها نیاز بشر در عصر حاضر به قیام عاشورا از بین نرفته است، بلکه فزونی یافته است.

از سوی دیگر، به طور کلی امام معصوم را تجسم دین الهی می‌دانند. آنچه که او انجام می‌دهد، اگر می‌نشیند و یا قیام می‌کند، می‌گوید یا سکوت می‌نماید، می‌جنگد یا صلح می‌کند و خلاصه هر عمل و یا ترک کاری توسط او، چون آیه‌ای از قرآن و سخنی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. پس اگر اسلام محدود به زمان و عصر نبوی نیست و برنامه‌ای جاودانه تا آخر حیات و روزگار بشری در این جهان دارد، متن اسلام که همان آیات قرآن، سیره و کلام پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و گفتار و عملکرد امام معصوم است نیز تا آخرین مرحله زندگی بشر و تا فرارسیدن قیامت، همواره قابل تأمل و نتیجه‌گیری و استخراج برنامه زندگی است. پس باید همواره نیاز زمان و احتیاجات زندگی بشر در هر عصری را شناخت و با مراجعه به متن دین، آنرا برطرف نمود و لذاست که باید در فهم گفتار و رفتار امام کوشید. چرا که بر طبق حدیث شریف ثقلین، امام همسان قرآن است. اگر هر آیه از قرآن، بطون فراوان و عمق بسیار دارد که انسان به میزان تأمل و تعمق در آن (البته از راه صحیح آن) از آن بهره می‌گیرد، عملکرد امام نیز همسان قرآن، به گونه ایست که آدمی قادر است با تأمل و دقت بیشتر، معانی تازه‌ای را از آن دریابد. واقعه عاشورا هم از این مورد مستثنی نیست و فرهنگ عاشورا، امروز هم پایه و اساس فرهنگ تشیع است؛ و امروز نیز بازنگری در آن می‌تواند پیام آور معرفتهای تازه باشد.


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” یررسی عاشورا و عصر امروز ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – یررسی عاشورا و عصر امروز – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
یررسی عاشورا و عصر امروز;عاشورا

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

بررسی قرآن از نگاه دانشمندان و سیاست مداران غیر مسلمان 15 صفحه

من یقین دارم که اگر قران و انجیل را بیک فرد غیر متدین ارائه دهند او حتما اولی را برخواهد گزید زیرا کتاب محمد در ظاهر افکاری را تعلیم می دهد که به اندازه کافی بر مبانی عقلی منطبق است سالانه پیام اسلام س 2}

شما برای دریافت بررسی قرآن از نگاه دانشمندان و سیاست مداران غیر مسلمان به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی قرآن از نگاه دانشمندان و سیاست مداران غیر مسلمان را در زیر مشاهده کنید.

من یقین دارم که اگر قران و انجیل را بیک فرد غیر متدین ارائه دهند او حتما اولی را برخواهد گزید زیرا کتاب محمد در ظاهر افکاری را تعلیم می دهد که به اندازه کافی بر مبانی عقلی منطبق است سالانه پیام اسلام س 2}

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 15

حجم فایل: 22 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

قرآن از نگاه دانشمندان و سیاست مداران غیر مسلمان

1ـ ولتر فیلسوف و نویسندۀ فرانسوی می گوید :

من یقین دارم که اگر قران و انجیل را بیک فرد غیر متدین ارائه دهند او حتما اولی را برخواهد گزید زیرا کتاب محمد در ظاهر افکاری را تعلیم می دهد که به اندازه کافی بر مبانی عقلی منطبق است . سالانه پیام اسلام س 2}

2ـ ژ ان ژاک روسو نویسنده فرانسوی (1876-1804):

بعضی از مردم بعد از آنکه مقدار کمی عربی یاد گرفتند قرآن را خوانده و درست درک نمی کنند واگر می شنیدند محمد با آن لغت فصیح وآهنگ رسای عرب آنرا می خواند هر آینه سجده می افتادند وندا می کردند ای محمد عظیم دست مارا بگیر وبه محلّ شرف افتخار برسان .ما را بخاطر یاری تو حاضریم جان خویش را فدا سازیم. {اسلام وافکار اندیشه ص31}

3ـ واشنگن ایرونیک آمریکائی :

قرآن کتابی است که از حدود اقیانوس اطلس تا نهر کاشمر مردم را در زیر سایۀ همایون فر خود سعادتمند نگهداشته است {حقیقت اسلام در نظر دیگران ص 60 }

قرآن حاوی بالاترین مبادی ، با ارج وسودمندترین آنها است {کتاب آسمانی کدام است ص185}

4ـ تولستوی فیلسوف بزرگ روسی {1910-1828}

قرآن مشتمل بر تعلیمات و حقایق روشن و آشکار و سهل است و عموم افراد بشر از هر طبقه می تواند از آن بهره مند گردد {پیشرفت سریع اسلام ص 52}

هر کس که بخواهد ماهله وسادگی دین اسلام را بفهمد باید که قرآن مجید را بدقت مطالعه کند زیرا در آنجا احکامی مبنی بر حقایق روشن و آشکار صادر و تعلیماتی سهل و ساده بعموم داده شده در این قرآن آیات کریمه نزول نموده که دلالت بر مقام عالی دین اسلام و پاکی روح مقدس آورندۀ این کتاب دارد که بر مقام عالی دین اسلام وپاکی روح مقدس آورندۀ این کتاب دارد که از آن جمله است واعتصمو بحبل الله جمیعاً ولا تفرقو واذکر ونعمت الله . (نسل نو س3 ش3)

5 – بودلی نویسنده سوئیسی :

نزد ما کتابی است بنام قرآن که در اصالت و سلامت تنها و فرید است.{محمد عند العلماء الغرب ص168}

6 ـ ولز دانشمند انگلیسی {1866-1946}:

اما کتاب چهارم که مهمترین کتاب دنیاست قرآن است زیرا که این کتاب آسمانی اثری که در دنیا گذارد نظیر آنرا هیچ کتابی بخود ندیده است . قران کتاب عملی ودینی و اجتماعی وتهذیبی واخلاقی وتاریخی است . مقررات و قوانین و احکام آن با اصول قوانین مقررات دنیای امروز تطبیق می کند و برای همیشه قابل پیروی و عمل است هر کس بخواهد دینی اختیار کند که سر آن با تمدن بشر پیشرفت داشته باشد باید که دین اسلام را اختیار نماید و اگر خواهد که معنی این دین را بیابد به قران مراجعه کند. { مکتب اسلام ص14 ش1}

7 ـ راکستون اسکاتلندی :

سالیان درازی در جستجوی حقیقت بودم تا اینکه حقیقت را در اسلام یافتم .سپس قرآن مقدس را دیدم و شروع به خواندن آن کردم او بود که به تمام سوالات مرا جواب گفت . قرآن ابّهت و ترس در انسان الهام می کند و درعین حال ثابت می کند که هر چه می فرماید راست است . {اسلام شناسی غرب ص60}

8 ـ بانو مایل انجلو ایتالیائی :

آشنایی من با تعایم حیاتبخش ومعارف درخشان اسلام وقرآن ،بینش جدید وعمیقی در من ایجاد کرد وطرز فکرم را دربارۀ جهان آفرینش و فلسفه وجود بکلی دگرگون ساخت واحساس کردم که تعلیمات اسلام برخلاف تعالیم مسیحیت انسان را موجودی شریف وبا شخصیت می شناسد نه موجودی کثیف وذاتا آلوده مسلمانان به حکم کتاب آسمانی قرآن پیامبر علی مقام خود را انسانی مانند انسانهای مسلمانان به حکم کتاب آسمانی قرآن پیامبر علی مقام خود را انسانی مانند انسانهای دیگر می دانند که خداوند او را برای تبلیغ و رسالت و راهنمایی انسانها برگزیده است در این کتاب دستور و نحوۀ بهره گیری از لذایذ این دنیا و حیات آن ، بطرزی جالب و خردمندانه بیان شده است. {مکتب اسلام سال 14 ش4}

9 – بانو سقان رانی تنس هلندی :

محتوای این کتاب آسمانی کاملا با خرد وفطرت بشری مطابقت دارد واز مطالب زننده وخلاف عقل بکلی پاک است.

قرآن دربارۀ زنان داوری عادلانه ای دارد و برخلاف برخی از مرامها وادیان که جنس زن را تا به سر حد بردگی تنزل داده و ارزشی برای او قائل نیستند،وی را از مزایا وحقوق انسانی برخوردار ساخته ومقام شامخی برای او منظور داشته است. {مکتب اسلام س14 ش 2}

10 ـ رود ویل نویسندۀ انگلیسی :

اروپا باید فراموش نکند که مدیون قرآن محمدی است زیرا قرآن بود که آفتاب علم ودانش را در اروپا طلوع داد. {بسوی قرآن و اسلام ص48}

11 ـ گوته شاعر نویسندۀ بزرگ آلمانی : {1749-1832}:

سالیان دراز کشیشان از خدا بی خبر ما را از پی بردن به حقیقت قرآن مقدس وعظمت آورندۀ آن دور نگه داشته اند اما هر قدر که ما قدم در جادۀ علم و دانش که قرآن مجموعۀ آن است بهت و حیرت عجیبی در ما ایجاد کرده است و عنقریب است که این کتاب توصیف ناپذیر علم را بخود جلب نموده و تأثیر عمیقی در علم و دانش جهان نموده و در نتیجه جهان مدار گردد. {پاسخ ما به مشکلات جوانان ج2 ص168}

12 ـ مرمادوک محقق انگیلسی :

آیات و کلمات قرآن در قلب و زبان ما جای گرفته وبا گوشت و خون و استخوان ما و آنچه در وجود ماست در آمیخته است. {کتاب آسمانی کدام است ص184}

13 ـ گونارا ریکسون سوئدی :

قرآن مقدس دلائل اثبات وجود خداوند را به ما میدهد وآنچه آرزوی معنوی بشر است همین است یک خصوصیت بزرگ دیگر اسلام جنبۀ جهانی بودن آن است .قرآن خدا را پروردگار اعراب نمی خواند بلکه پروردگار جهانیان می داند سایر کتب مذهبی از خداوند به عنوان پروردگار اسرائیل وغیره یاد کرده اند قرآن از ما دعوت می کند که به تمام پیامبران ایمان داشته باشیم خواه آنها که در قرآن اسم از آن برده شده و خواه آنها که اسمی برده نشده {اسلام شناسی غرب ص 30}

14ـ امورا ژاپنی :

اما قرآن مقدسیکه دستورات الهی است بدون آشفتگی وحی پاک الهی باقی مانده است. {اسلام شناسی غرب ص83}

15ـ البرت انیشتین فیزیکدان معروف :

قرآن کتاب جبر ،هندسه یا حساب نیست بلکه مجموعه ای از قوانین است که بشر را به راه راست ، راهی که بزرگترین فلاسفه دنیا از تعریف وتعیین آن عاجزند هدایت می کند.{راه تکامل ج6ـ ص53}

16- دکتر گوینیه فرانسوی :

من آیات قرآن را که به علوم پزشکی وبهداشتی و طبیعی ارتباط داشت دنبال کردم واز کودکی آنها را فرا گرفتم وکاملاً بدان آگاه بودم وبنابراین دریافتم که این آیات از هر جهت با معارف وعلوم جهانی منطبق است … هر کس که دست اندر کار هنر یا علمی باشد وآیات قرآن را با هنر وعلمی که آموخته است مطالعه ومقایسه کند . به همان صورت که من مقایسه کردم بدون تردید به اسلام خواهد گروید البته اگر صاحب عقلی سلیم و بی غرض باشد {اسلام در زندان اتهام ص22}

17ـ ناپلئون پادشاه اسبق ومقتدر فرانسوی می گوید :

قران به تنهائی عهده دار سعادت بشر است {فرهنگ برلیان ص106}

امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همۀ دانشمندان و تحصیل کرد گان همه کشورها را با یکدیگر متحد کنم ونظام یکنواختی فقط براساس و اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و می تواند مردم را به سعادت رهبری کند .من هم امیدوار م در طول زمان نزدیکی جشن اتحاد و نظامی را بر اساس قرآن برقرار کنم. {تابش اسلام در اروپا ص134}

کجاست آنروزیکه ما مجمع و هیئتی بزرگ از سیاستمداران و علماء حقوق دنیا تشکیل دهیم . قران کلام الهی ومتین ترین قوانین محمدی همان نسخۀ پر افتخار بشری را پیش گذاریم و از روی آن قوانین و سعادت حقیقی بشر را تنظیم تنسیق نمائیم {حقیقت اسلام در نظر دیگران ص 28}

18ـ رنبورت دانشمند اروپایی:

واجب است اعتراف کنیم که علوم طبیعی ،فلکی ، فلسفه ریاضیات که از اروپا اوج گرفت ، عموما ًاز قرآن اقتباس شده است ، پس اروپا شهری برای اسلام است. {قرآن و دیگران ص22}

19- مهاتما گاندی رهبر بزرگ هندوستان :

از راه آموختن دانش قران ، هر کسی به اسرار وحی وحکمتهای دین، بدون داشتن خصوصیات مصنوعی، نایل می شود . در قرآن چیزی دیده نمی شود که إعمال زور وجبر جهت برگرداندن مذهب اشخاص ، تجویز کرده باشد.{قرآن دیگرآن ص35}

20ـ ویل دورانت مورّخ مشهور :

در قرآن، قانون واخلاق یکی است ، رفتار دینی در قرآن ،شامل رفتار دنیوی نیز هست ، و همه امور از جانب خدا وبه طریق وحی آمده است . قرآن شامل مقرات ّدر خصوص ادب ،تن


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی قرآن از نگاه دانشمندان و سیاست مداران غیر مسلمان ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی قرآن از نگاه دانشمندان و سیاست مداران غیر مسلمان – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی قرآن از نگاه دانشمندان و سیاست مداران غیر مسلمان

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

آمادگی غرب برای پذیرش تدریجی اسلام 16 صفحه

خلأ عطش معنوی و نابسامانی های گسترده جوامع غربی از یك سو و جامعیت اندیشه اسلامی از سوی دیگر اكنون شرایطی را در غرب فراهم نموده است كه می توان ادعا كرد فضای اجتماعی غرب آماده پذیرش اسلام است اگر دعوت گرانی باشند كه با زبان عرهر حاضر كه علم و منطق است با انسان غربی ارتباط برقرار كنند

شما برای دریافت آمادگی غرب برای پذیرش تدریجی اسلام به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات آمادگی غرب برای پذیرش تدریجی اسلام را در زیر مشاهده کنید.

خلأ عطش معنوی و نابسامانی های گسترده جوامع غربی از یك سو و جامعیت اندیشه اسلامی از سوی دیگر اكنون شرایطی را در غرب فراهم نموده است كه می توان ادعا كرد فضای اجتماعی غرب آماده پذیرش اسلام است اگر دعوت گرانی باشند كه با زبان عرهر حاضر كه علم و منطق است با انسان غربی ارتباط برقرار كنند

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 16

حجم فایل: 11 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

آمادگی غرب برای پذیرش تدریجی اسلام

خلأ عطش معنوی و نابسامانی های گسترده جوامع غربی از یك سو و جامعیت اندیشه اسلامی از سوی دیگر اكنون شرایطی را در غرب فراهم نموده است كه می توان ادعا كرد: فضای اجتماعی غرب آماده پذیرش اسلام است اگر دعوت گرانی باشند كه با زبان عرهر حاضر كه علم و منطق است با انسان غربی ارتباط برقرار كنند

تمدن غرب در غیاب اندیشه ای منطقی و معنوی والهی همچون اسلام به شرایط سخت و بغرنجی مبتلا شده است و مسلماً پیروزی انقلاب اسلامی فضای جدیدی را در غرب ایجاد كرده و افق تازه ای فراروی غربیان گشوده گردیده است و می توان گفت: اكنون میلیون ها نفر در غرب در انتظار نجات بخش و مسیح هستند و اگر اسلام به درستی معرفی شود می تواند برای آنها نجات بخش باشد چرا كه تعالیم اسلام راهی برای رهایی از سرنوشت محتوم تمدن غرب یعنی نابودی است

خانم لیلا تازه مسلمان آلمانی در این باره می گوید:

با فساد وحشتناكی كه در جوامع ما وجود دارد اگر مردم از حقایق اسلام وچهره واقعی اسلام آگاه می شدند بی شك همگی مسلمان می شدند چون ما شاهد نتایج ارزش های غربی بوده ایم؛ خرهورهاً آلمانی ها كه در پنجاه سال اخیر بعد از آمدن آمریكایی ها و تبلیغ معیارهای ضد انقلابی و ارزش های مادی به این فلاكت و هلاكت اخلاقی رسیده اند

در تایید ادعاهای طرح شده می توان به گزارش تحلیلی خبرگزاری ایتالیا پیرامون رویكرد وسیع زنان اروپایی به اسلام اشاره نمود كه در بخشی از آن آمده بود:

اسلام به عامل هویت بخشی به زنان اروپایی كه شخرهیت خود را گم كرده اند تبدیل شده است

علل نیاز شدید غرب به اسلام از نگاه غربی ها

با مروری اجمالی بر سخنان شخرهیت های علمی فرهنگی و سیاسی غرب درباره نیاز عمیق جهان غرب به بهره مندی از تعالیم اسلامی و تشریح توان مندی های منحرهر به فرد و رهگشای دین اسلام به بررسی عمیق تر مقوله علل و عوامل رویكرد جهانی به اسلام و اسلام خواهی شهروندان جوامع غربی می پردازیم.

الف- نیاز به یافتن راه: امروزه بسیاری از نخبگان جوامع غربی همچون پرفسورلاماند > اسلام شناس فرانسوی براین باورند كه: جهان غرب برای یافتن راه گم كرده خود به اسلام نیاز دارد

چنان كه در یك فاچت> معاون وزیر امور خارجه انگلستان نیز با اعتراف به اینكه بخش اعظم هنر و علم و فلسفه موجود در جهان مدیون اسلام است اظهار می دارد:

ما هم زمان با جست وجوی غرب برای یافتن نوعی جایگزین برای مادی گری لجام گسیخته نیازمند فراگیری بسیاری از اسلام هستیم

از سویی لوئی كاردو> استاد رشته تمدن اسلامی در دانشگاه پاریس هم در تحلیل علل نیاز شدید غرب به اسلام براین اعتقاد است كه:

خلأ فقدان روح در دنیای مادی غرب سبب شده كه جهان مدرن در پی ایجاد توازن بین مادیت و معنویت باشد و اسلام می تواند این نیاز را برآورده سازد

ب- نیاز به مسائل معنوی: دكتر نیمارلیا> استاد دانشگاه سارایوو در این خرهوره
می گوید:

مسائلی كه ما از اسلام باید در اروپا مطرح كنیم مسائل معنوی و فلسفی و روانی است زیرا اروپایی ها به این مسائل نیاز دارند و تبلیغ ما در این زمینه می تواند موثر باشد

در نگاه متفكران برهیر سر منشا بحران فراگیر و غیرقابل انكار تمدن غرب چیزی جز ادبار غرب به وحی و معنویت در عررهه های مختلف زندگی نیست و این بیماری را جز با بازشت به اندیشه معنوی و منطقی اسلام قابل درمان نمی باشد.

یكی از دانشجویان بوسنیائی با تایید ادعای فوق می گوید:

بسیاری از تحلیل گران جهانی و حتی برخی از متفكران بزرگ غربی اعتقاد دارندكه تمدن غربی در بحران بزرگ معنویت به سر می برد و این بحران هم چنان در حال گسترش است به طوری كه دامنه آن اكنون تمامی اركان و نهادها و حتی زندگی اجتماعی انسان غربی را فراگرفته است

اسلام در غرب از زنان محجبه آغاز می‏شود

این روزها اهالی بی‏مثال ایران اسلامی، سالروز شكوهمندترین انقلاب معاصر را جشن می‏گیرند. 25سال پیش، در 22 بهمن 57، انقلاب اسلامی، در دامان پرمهر زنان و مردان سلحشور ایران متولد شد.در طول این سال‏ها زن و مرد ایرانی، دوشادوش هم، بر عهدی كه با شهیدان برای حفظ این هدیه خدایی بسته بودند، استوار ماندند، ناملایمات و نامهربانی‏های زمانه را به جان خریدند و از هیچ كوششی فروگذار نكردند.

و امروز این ملت نجیب و صبور، به شكرانه 25 سالگی این جوان رعنا، یك دهه به میقات می‏روند و در جشن انقلاب، نام و یاد خدا و شهیدان را در فضایی به گستره ایران اسلامی عطر افشانی می‏كنند.افكار عمومی جهان نیز رفته رفته، انقلاب اسلامی ایران را باور می‏كنند و در برابر بهمینه این سرو بلند، سر تعظیم فرو می‏آورند. این روزها امید بخش ترین خبری كه خبرگزاری‏های بین المللی مخابره كردند، موج اسلام خواهی بانوان اروپایی و هراس سیاست مداران غربی از گسترش آن بود. درست در زمانی كه رسانه‏های گروهی و كارشناسان خبره جنگ روانی در غرب، با همكاری عوامل داخلی، تلاش می‏كردند كه به مردم ایران و جهان، ناتمامی رؤیای انقلاب اسلامی را القاء كنند و ختم آن را جشن بگیرند، به ناگاه دریای مواج بانوان محجبه در اروپا به خروش آمد و همه معادلات آنان را در هم ریخت. بانوان محجبه، تجسم نمادین ارزش‏های اسلام و انقلاب در قلب اروپا بودند كه عبور آرمان‏ها و پیام‏های انقلاب را از مرزهای جغرافیایی نوید می‏دادند. وقار، صلابت و نجابتی كه در زنان محجبه اروپایی به چشم می‏خورد، از نوع همان حضور سبزی است كه زنان مسلمان ایران، در عرصه‏های انقلاب اسلامی به نمایش گذاشتند. این رویداد بزرگ سیاسی و فرهنگی، نكات و پیام‏های درخور تأملی به همراه داشت؛

1- الگوی زن انقلاب اسلامی، بـــه رغم فعالیت‏های خصمانه و نگاه‏های تحقیر آمیز جوامع توسعه یافته و جریان روشن اندیش داخلی، می‏رود تا به سرمشقی برای زنان اروپایی تبدیل شود. عمق و گستره این رویكرد، ظاهراً، به اندازه‏ای است كه بنیان‏های سیاسی غرب را با خطر جدی روبه رو كرده است. این حقیقت را می‏توان از سردر گمی و تدابیر عجولانه سیاست مداران خبره دولت‏های غربی، در ممنوعیت حجاب حدس زد. این تدابیر، به قدری ناشیانه اتخاذ شده‏اند كه به علت مخالفت آشكارش با شعارهای اساسی لیبرال دمكراسی، حتی با مخالفت صاحب نظران غربی رو به رو شده است.

2- گرایش روبه رشد زنان به حجاب و هویت اسلامی، در كشورهایی رخ داده است كه مهد سكولاریسم و خاستگاه فمینیسم محسوب می‏شوند. مدینه فاضله‏ایی را كه فمینیست‏های وطنی در این سوی مرزها، تنها در ذهنشان مجسم می‏كنند، آنان با همه وجود درك كرده‏اند. با این حال، رویگردانی زنان اروپایی از این مدینه فاضله، نشان می‏دهد كه در پس ظاهر دل فریب رفاه و آزادی زنان حقایق تلخی نهفته است كه آنان را به ستوه آورده است. از درد و رنج‏های جانكاه زنان در جوامع صنعتی غرب، كه در زیر خرواری از جلوه‏های كاذب گم شده است، جامعه شناسان بسیاری سخن گفته‏اند. از نگاه اینان، تنهایی، غربت و نومیدی، بزرگ ترین فاجعه قرن است كه زنان را در غرب به سراشیبی افسردگی و خود كشی كشانده است:


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” آمادگی غرب برای پذیرش تدریجی اسلام ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – آمادگی غرب برای پذیرش تدریجی اسلام – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
آمادگی غرب برای پذیرش تدریجی اسلام ;اسلام در غرب از زنان محجبه آغاز می‏شود;گرایش روبه رشد زنان به حجاب و هویت اسلامی

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

بررسی ولایت و حكومت الهی 218 صفحه

1 انواع مالكیت الف) حقیقی فقط از آن خداست ب) قراردادی مانند مالیكت انسان به اموالش ج) مالیكت اصلی از آن خداوند متعال است و از سوی او به افراد بخشیده شده است 2 آیه و لله ملك السموات و الارض و الله علی كل شیء قدیر * و مالیكت و فرمانروایی آسماء نها و زمین از آن خداست و خدا بر همه چیز توانا می باشد نتیجه آیه این آیه بیانگر مالیكت حقیقی است ولای

شما برای دریافت بررسی ولایت و حكومت الهی به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات بررسی ولایت و حكومت الهی را در زیر مشاهده کنید.

1 انواع مالكیت الف) حقیقی فقط از آن خداست ب) قراردادی مانند مالیكت انسان به اموالش ج) مالیكت اصلی از آن خداوند متعال است و از سوی او به افراد بخشیده شده است 2 آیه و لله ملك السموات و الارض و الله علی كل شیء قدیر * و مالیكت و فرمانروایی آسماء نها و زمین از آن خداست و خدا بر همه چیز توانا می باشد نتیجه آیه این آیه بیانگر مالیكت حقیقی است ولای

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 218

حجم فایل: 81 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

درس اول ولایت و حكومت الهی.

1- انواع مالكیت:

الف) حقیقی: فقط از آن خداست.

ب) قراردادی: مانند مالیكت انسان به اموالش.

ج) مالیكت اصلی از آن خداوند متعال است و از سوی او به افراد بخشیده شده است.

2- آیه: و لله ملك السموات و الارض و الله علی كل شیء قدیر.

* و مالیكت و فرمانروایی آسماء نها و زمین از آن خداست و خدا بر همه چیز توانا می باشد.

نتیجه آیه: این آیه بیانگر مالیكت حقیقی است.

ولایت مطلق الهی:

3- ولی در لغت به معنای سرپرست، اولی به تصرف، دوست و یاور آمده است و در آیات ذیل مقصود همان سرپرست و اولی به تصرف می باشد.

4- ولی مطلق از دیدگاه قرآن فقط خداوند است و ولایت دیگران در صورتی كه از سوی او باشد مجاز است.

– آیه: مالهم من دونه ولی و لایشرك فی حكمه احداً.

* برای ایشان غیر از او ولی و سرپرستی نیست و كسی را در حكم خود شریك قرار نمی دهد.

نتیجه آیه: 1) این آیه بیانگر ولایت مطلق الهی است.

2) قرآن طبق این آیه مخصوصاً با تعبیر دون الله، كه به معنای غیر خداست ولایت و سرپرستی دیگران را نفی كرده – و آنرا در انحصار خدا قرار می دهد.

3) طبق این آیه قرآن تنها برای افرادی حق ولایت قائل می شود كه از طرف خداوند معین شده باشند.

حاكمیت الهی:

6- در قرآن حكم به معنای فرمان، امر و دستور است.

7- قرآن حكم را فقط و فقط از آن خدا می داند.

8- آیه: ان الحكم الا الله امر الا تعبدوا الا ایاه ذلك الدین القیم.

* حكم جز برای خدا نیست فرمان داده كه جز او را نپرستید این آئین محكم و استوار است.

نتایج آیه: 1) در این آیه حكم به چه معناست؟ فرمان. ، امر، دستور.

2) حكم از آن چه كسی است؟ فقط خداوند.

3) عبادت همراه حكم آمده است، یعنی پذیرفتن هر حكمی جز حكم خدا بندگی و پرستش غیر خداست و شرك در عبادت محسوب می شود.

4) عبارت امر ًالا تعبدوا الایاه. بیانگر چه توحیدی است: توحید افعالی.

– توجه 1) توحید عملی = توحید عبادی = توحید در پرستش یعنی:

الف) یگانه پرستی. ب) در عمل خود را برای خدا خالص ساختن.

ج) روی گرداندن از هر مقصد غیر خدایی.

10- توجه2) نقطه مقابل توحید عملی، شرك عملی یا همان شرك در عبادت محسوب می گردد.

11- در زمان حضرت رسول (ص) بین یك منافق و یهودی اختلافی رخ داد و یهودی برای رفع اختلاف پیامبر را معرفی كرده. ولی منافق فرد كاهنی ( كعب بن اشرف یهودی) را معرفی كرد تابرای داوری به وی مراجعه كنند كه آیه نازل شد:

v آیا نمی بینی كسانی را كه بگمان و دعوی خود به قرآن و آنچه پیش از تو نازل شده ایمان آورده اند. نه آنها می خواهند قضاوت و دادخواهی را نزد طاغوت ببرند در حالیكه فرمان داده شده كه با طاغوت كافر شوند و شیطان می خواهد آنان را گمراه كند آنهم گمراهی دور.

– آیه: ولقد بعثنا فی كل امه رسولاً ان اعبد و الله و اجتنبوا الطاغوت.

همانا در میان هر قوم پیامبری برانگیختم ( تا مردم را پیام می‌دهد) كه فقط خدا را پرستش كنید و از طاغوت دوری گزینند.

نتایج آیه: 1) در قرآن بین ایمان بخدا و پذیرش حاكمیت حق و فرستادگان او از یك طرف و نفی بندگی و نفی اطلاعات از طاغوت از سوی دیگر رابطه ای مستقیم بر قرار شده است.

2) این آیه بیانگر نقش سیاسی – اجتماعی توحید است.

3) مبین/ بیانگر نفی عبودیت غیر خداست.

4) بعثت انبیاء برای دعوت مردم به پرستش خدا حتما همراه نفی طاغوت می باشند.

الف) نظام توحید : براساس ایمان بخدا و حاكمیت خداست، رهبرش امام حق است و پذیرندگان آن عبدالله است.

ب) نظام شرك: بر اساسی حاكمیت طاغوت است و رهبرش امام باطل یا طاغوت و پذیرندگان آن فرمانبرداران آن طاغوت است

نظام توحید – نظام شرك:

13- انواع نظام

دلایل لزوم تشكیل حكومت اسلامی:

14- دلایل لزوم تشكیل حكومت اسلامی عبارتند از:

1) برقراری توحید و نفی شرك. 2) لزوم اجرای احكام اسلامی. 3) تأمین استقلال جامعه اسلامی.

15- برقراری توحید و نفی شرك: حاكمیت غیر خدا در جامعه چه در مرحله وضع احكام و چه در مرحله اجرای احكام و چه در مرحله داوری و قضا حاكمیت شرك و طاغوت است.

16- بنابر گفتاری از امام خمینی چرا هر نظام سیاسی غیر اسلامی نظامی شرك آمیز است؟ زیرا حاكمش طاغوت است.

لزوم اجرای احكام اسلام:

17-لازمه پیاده شدن اسلام در هر جامعه برقراری حكومت اسلامی است. بعبارت دیگر بدون برقراری حكومت اسلامی احكام اسلام از پشتوانه و ضمانت اجرای لازم برخوردار نخواهد بود.

18- تحقق كامل احكام اجتماعی وابسته به وجود یك حكومت الهی و داشتن امكانات اجرایی است.

چند نمونه از احكام اجتماعی:

19- چند نمونه از احكام اجتماعی كه برای اجرای آن نیازمند حكومت هستیم.

الف) احكام جزائی و حقوقی كه برای جلوگیری از گناه و اشاعه فحشاء منكرات وضع شده است.

ب) دستور فراهم آمدن نیرو و امكانات نظامی از این جهت كه دشمنان حتی از فكر تعدی به اسلام و سرزمینهای اسلامی نیز باز بمانند.

ج) احكام اقتصادی مانند زكات و خمس و … كه برای اداره یك جامعه و برآوردن نیازهای آن وضع شده است.

20- توجه: اجرای احكام فوق الذكر نیازمند حكومت است. بعبارت دیگر اسلام با بیان دستور فوق به لوازم آن یعنی تشكیل حكومت اسلامی نیز دستور داده است.

21- تعالیم اسلام محدود به دستورات فردی و عبادی نیست بلكه كلیه نیازهای اجتماعی واقتصادی و حقوقی انسانها را در بر می گیرد.

22- تأمین عدالت اجتماعی از اساسی ترین اهداف اسلام است و از ابزار تحقق این هدف تشكیل حكومت اسلامی است و بدون آن احكام اسلام از پشتوانه و ضمانت اجرای لازم برخوردار نخواهد بود.

3) تأمین استقلال جامعه اسلامی:

23- از مهمترین مقاصد اسلام است؛ ایجاد استقلال در تمامی زمینه ها.

24- آیه: ولن یجعل الله للكافرین علی المومنین سبیلاً.

* خداوند هرگز برای كافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط باز نكرده اند.

نتایج آیه: الف) استقلال ب) نفی سبیل.

25- مفهوم قاعده نفی سبیل:

هر معامله و رابطه ای كه موجب شود غیر مسلمان بر مسلمان یا مسلمین تسلط پیدا كند باطل و حرام است.

26- امام خمینی در كتاب تحریر الوسیله می فرمایند:

اگر در روابط تجاری و غیر تجاری ترس تسلط سیاسی و غیر سیاسی اجانب بر اسلام وسرزمینهای مسلمین باشد كه موجب استعمار آنها و استعمار كشورهایشان شود هر چند این استعمار معنوی باشد برتمامی مسلمانان واجب است از آن دوری كنند و این روابط حرام است.

27- از اساسی ترین و ابتدائی ترین اهداف اسلام است؛ تأسیس حكومت اسلامی.

28- بدون آن كیان اسلام در معرفی خطر نابودی قرار داشته و امكان اجرای كامل احكام اسلام وجود ندارد: تأسیس حكومت اسلامی.

29- زمام دین و نگهدارنده تمام و اجبات و مستحبات است: ولایت.

30- وسیله سلطه دشمنان اسلام بر جوامع اسلامی است. تبلیغ اسلام منهای حكومت كه خود بدعتی آشكار است.

– بدعت یعنی: این امر جزء دین نبوده و با تبلیغات بعنوان مطلب دینی وارد حوزه اسلام شده است.

31- كتاب تفسیر تبیان ازشیخ طوسی است.

32- كتاب تحریر الوسیله ولایت فقیه از امام خمینی است.

درس دوم: خصوصیات حاكم اسلامی اعمال ولایت

1- كسی حق حاكمیت دارد كه از سوی خدا بعنوان حاكم منصوب شده باشد یا اینكه او از نظر شرع تأثیر شده باشد.

2- شخص حاكم باید دارای حق ولایت بر مردم باشد تا بتواند آنها را به كاری وادارد یا از عملی باز دارد و افراد در صورت تخلف گناهكار محسوب شوند.

3- مشروعیت حكومت اسلامی به ولایت الهی است و شخص حاكم از سوی خدا صاحب این ولایت شده است.

انبیاء حاكمان الهی:

4- اولین حاكمان خدا بر روی زمین هستند: انبیاء الهی

5- رهبری دینی با رهبری سیاسی یكی است. بلكه در زمان حضرت رسول اكرم (ص) رهبری دینی پایه و اساس رهبری سیاسی بشمار می رفت. /

6- بنابر روایات و احادیث از علماء و فقها اینگونه یاد شده است:

حافظان دین – امینان پیامبر . جانشینان رسول، وارثان انبیاء حصون اسلام.

( حصون یعنی حصار محكم و حفاظت كننده )

7- طبق حدیث از حضرت رسول علمای دین تا چه زمانی امین پیامبران و نگهبان رسالت آنها هستند. مادامی كه وارد دنیا نشده اند. ( مالم یدخلوا فی الدنیا)

8- بنابر حدیث پیامبر اكرم (ص) مفهوم داخل شدن فقها در دنیا چیست؟

پیروی از فرمانروایان ستمگر ( اتباع السطان).

9- طبق حدیثی از حضرت امام صادق (ع) :

الف) كسی كه امر حق یا باطل را برای داوری نزد پادشاهان و قاضیان ستمگر ببرد داوری به نزد طاغوت برده و آنچه آنها برای او حكم كنند و آنرا بگیرد حرام است هر چند حق با او باشد.

10- ب) برای حل مشكل فوق الذكر حضرت امام صادق (ع) می فرمایند:

از بین خود روایان حدیث و آگاهان به حلال و حرام و آشنایان به احكام ما را بعنوان قاضی بپذیرند و پس زمانیكه به حكم ما داوری كنند اگر از اشیان نپذیرند حكم خدا را كوچك شمرد و ما را رد كرده اند و كسیكه مارا رد كند در واقع خدا را ردكرده و این در حد شرك به خداست.

11- بنابر عقیده شیعه حاكمان در اسلام پس از پیامبر (ص) ائمه می باشند و در زمان غیبت امام عصر (عج) این مسئولیت مهم كه اجریا احكام الهی و تحقق اسلام است به نیابت از امام عصر (عج) بر عهده فقها می باشد.

12- امام زمان (عج) در پاسخ به اسحاق بن یعقوب می فرمایند:

… و در مورد اجتماعی و رویدادهای زمان ( حوادث واقعه ) به دوات احادث مراجعه كنید.

13- روات حدیث شامل چه گروهی می شود:

كسانی كه به احادیث آگاهی داشته و درست و نادرست مجمل و مفصل و … آنرا باز شناسند نه كسی كه فقط راوی حدیث باشد و حتی مفهوم آنرا نداند و یا حتی معنی و مفهوم آنرا بداند و ولی از تقوی و ایمان بهره ای نداشته باشد.

15- در زمان غیبت، حجت امام زمان (عج) بر مردم هستند: روات احادیث ( فقها )

– فقها باید حكومت اسلامی تشكیل دهند بنابر مقدمات ذیل:

الف) فقها امانتدار پیامبرانند. ب) آن امانت، احكام الهی است.

ج) امانتداری احكام به اجرای آنهاست. د) اجرای بسیاری از احكام نیازمند حكومت اسلامی اشت.

خصوصیات رهبر اسلامی:

16- خصوصیات اصلی حاكم اسلامی عبارتست از :

علم – عدالت – كفایت و تدبیر – شجاعت.

17- از خصوصیات یاد شده كدامیك اولویت دارند: علم و عدالت.

1) علم:

18- فقیه كسی است كه احكام اسلام را از منابع اصلی آن ( قرآن و سنت) استخراج نماید.

19- كسی كه در علوم دینی تحصیل و تحقیق كرده باشد فقیه نامیده می شود.

20- كلمه فقیه با كدامیك از خصوصیات حاكم اسلامی در ارتباط است؟ علم.

2) عدالت

21- فقها عدالت را چنین معنا كرده اند: گناه كبیره نكند و بر صغیره اصرار نداشته باشند.

22- حضرت علی (ع) خصوصیات حاكم اسلامی را اینگونه معرفی می كنند:

الف) حاكم نباید بخیل باشد زیرا از مصرف صحیح اموال خودداری می كند.

ب) حاكم نباید نادان باشد زیرا مردم را گمراه می كند.

ج) حاكم نباید ستمگر باشد زیرا به مردم ظلم می كند.

د) حاكم نباید ترسو باشد زیرا گروهی را بر گروهی دیگر برتری می دهد.

هـ ) حاكم نباید رشوه گر باشد زیرا حق مردم را از بین می برد.

3) كفایت و تدبیر:

23- سردمداران كفر و شرك با چهره های مختلف و از راههای گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی – نظامی نفوذ می كنند . بویژه در دو قرن اخیر از راه فرهنگی استفاده كرده اند.

24- امام خمینی : ما به این زودیها از دست تربیت شدگان شرق و غرب نجات نخواهیم یافت.

25- بنابر حدیثی از حضرت علی (ع) :

سزاوارترین افراد برای حكومت كسی است كه برآن توانایی بیشتر ( اقوا ) داشته باشد و به احكام الهی عالمتر ( اعلم) باشد.

4) شجاعت:

26- قدرت ایستادگی و مقاومت در برابر تهدیدها بیانگر شجاعت است.

27- حضرت علی (ع) می فرمایند: اگر تمامی عرب با من وارد جنگ شوند من به تنهائی در برابر همه آنها می ایستم و به آنها پشت نمی كنم.

نتیجه حدیث: رهبر جامعه اسلامی باید شجاع باشد تا بتواند بدون هیچ ترس و واهمه ای در برابر دشمنان بایستد.

ولایت حاكم اسلامی:

28- مشروعیت حكومت اسلامی به ولایت است.

29- تمام اركان حكومت اسلامی مشروعیت خود را از ولی امر دریافت می كنند.

30- حكومت اسلامی حكومت احكام خداست و وضع كننده احكام و مقررات دینی فقط خداوند است.

احكام و مقررات جامعه اسلامی:

31- مهمترین و اساسی ترین نیاز جامعه است: قانون.

32- مقررات اسلامی بر دو نوع است: اولیه و ثانویه.

33- احكام اولیه ( ثابت شرعی ):

بساری از احكام و مقررات اسلامی در كتاب و سنت آمده است و شارع مقدس ( پیامبر اكرم ) حكم آنرا بصورت كلی یا جزئی بیان فرموده و وظیفه فقیه ( حاكم اسلامی ) این است كه با استفاده از منابع احكام و روش استنباط آنها به استخراج احكام الهی پرداخته و حكم فروعات و فرضهای جدید را بیان كند. به این احكام، احكام اولیه یا ثابت شرعی گویند.

34- احكام اولیه مانند: نماز- روزه – امر به معروف و نهی از منكر – مجاز بودن خرید و فروش اسلحه.

35- آزادی در نرخ گزاری اجناس – مالیات بستن پیامبر بر گاو و گوسفند وشتر .

36- احكام ثانویه یا احكام حكومتی :

حاكم اسلامی برای غلبه بر مشكلاتی كه بر مبنای احكام اولیه قابل حل نیستند با توجه به شرایط و مصالح جامعه اسلامی از حق ولایت خود استفاده كرده و قوانینی برای حل این مشكلات وضع می كند كه ثانویه یا حكومتی نامیده می شوند.

37- احكام ثانویه مانند: مالیات بستن حضرت علی (ع) بر اسبها دستور پیامبر برای استفاده محدود از چراگاه های اطراف مدینه و محدودیت استفاده از آب در شهر مدینه، نرخ گذاری اجناس ( تثبیت قیمتها) محدود كردن تجارت حكم تحریم تنباكو توسط میرزای شیرازی در آغاز قرن 14 برای مبارزه با استعمار انگلستان.

38- توجه : از آنجا كه مجتهد جامع الشرایط ممكن است ولی فقیه نباشد پس وضع احكام ثانویه از اختیارات ولی فقیه است.

39- نكات بدست آمده از فرمان امام خمینی به مجلس شواری اسلامی:

1- احكام ثانویه جزئی و مقطعی است.

2- احكام ثانویه در مواقع ضرورت وضع می شود و با از بین رفتن ضرورت خود به خود لغو می شود.

3) موارد احكام ثانویه بر اساسی فرمان حضرت امام عبارتند از :

الف) اختلال: آزادی تجارت خارجی – آزادی ورود و خروج ارز.

ب) فساد: خرید و فروش اسلحه.

ج) حرج ( سختی ): مساله زمین و مسكن.

مسئولیتهای اجرائی:

40- رئیسه قوه مجریه ( رئیس جمهور ) پس از انتخاب بوسیله مردم چگونه حق حكومت پیدا می كند. با تنفیذ مقام رهبری.

دستگاه قضایی:

– رئیس دستگاه قضایی كشور مستقیماً توسط چه كسی منصوب می شود: مقام رهبری.

درس سوم – مردم در حكومت اسلامی:

– حكومت اسلامی بر اساس ولایت الهی تشكیل می شود. بار آن بر دوش مردمی مسلمان و معتقد بخدا است و حكومت اسلامی حكومت الله است بر مردم.

مقصد رسالت انبیاء:

آیه: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط.

بی تردید پیامبران را با نشانه های آشكار فرستادیم و با آنها كتاب و میزان ( سنجش حق و باطل ) فرد فرستادیم تا مردم به عدالت رفتار كرده و به آن خوی بگیرند.

نتایج آیه: الف) مقصد پیامبران ایجاد قسط و عدالت معرفی شده است.

ب)پیامبران برای برقراری عدالت از نیروی مردم استفاده كرده اند.

– حضرت نوح و هود نتوانستند یك جامعه الهی تشكیل دهند بعلت عدم پذیرش مردم.

– پیامبر اكرم پس از بیعت عقبه با انصار و هجرت به مدینه توانستند با كمك مردم مدینه ( انصار ) و هجرت كنندگان مكه ( مهاجرین ) پایه های حكومت اسلامی را در مدینه بنا كنند.

– بیعت عقبه: بیعتی كه پیامبر اكرم در مكه با مسلمانان مدینه منعقد كرده ( قبل از هجرت‌).

علی (ع) : اگر حضور حاضران نبود و حجت به سبب وجود یاران تمام نمی شد افسار بیشتر خلافت را پشت آن می انداختم.

نتیجه حدیث: بنابراین حدیث از دلایل لزوم پذیرش حكومت، حضور و نقش مردم است.

– تاریخ گواه این مطلب است كه هرگاه پیامبران در تبلیغ دعوت خویش توفیق نمی یافتند ( یعنی مردم به آنها نمی گرویدند ) به اهداف دیگر خود دست نمی یافتند.

پس: علت عمده عدم موفقیت انبیاء ایمان نیاوردن مردم است.

امام خمینی انقلاب ایران و حكومت را پس از عنایات الهی از آن مردم دانسته و خود را خدمتگزار مردم معرفی می نمایند و استمرار حكومت را در گرو بیداری وآگاهی مردم و در صحنه بودن آنان دانسته اند.

مسئولیت مردم:

علی (ع): در قانون خدا و احكام اسلام بر مسلمانها فرض ( واجب ) است كه هیچ كاری انجام ندهند و برای انجام هیچ كاری پیش قدم نشوند مگر اینكه پیش از آن برای خود رهبری برگزیده باشند كه پاكدامن و پرهیزكار و خدا ترس باشد.

نتیجه حدیث: هیچ توطئه ای نمی تواند حكومت برخاسته از مردمی و آگاه و تحت فرمان رهبری الهی را ساقط كند.

– پیامبر اكرم: كلكم راع و كلكم مسئول عن و رعتیه.

همه شما ( نسبت به دین و جامعه) نگهبانید و همه شما نسبت به آنچه كه نگهبانید مسئولیت دارید.

نتیجه حدیث: این حدیث نبوی بیانگر مسئولیت مردم است.

– مسئول ترین افراد است : امام و حاكم اسلامی كه در رأس مخروط جامعه اسلامی قرار دارد.

– در حكومت اسلامی هیچگونه امتیازی برای اداره كنندگان جامعه وجود ندارد و همه در برابر احكام خدا مساوی هستند.

حقوق متقابل رهبر و مردم:

– علی (ع) بزرگترین حقی كه خدا واجب كرده است، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است.

– علی (ع) مردم جز به صلاح حاكمان اصلاح نپذیرند و حاكمان جز به پایداری مردم نیكو نگردند.

نتیجه دو حدیث: هر دو بیانگر حقوق متقابل رهبر و مردم هستند.

– علی (ع) و لایكن لك الی الناس سفیر الا لسانك و لاحاجب الا و جهك.

* نباید بین تو و مردم پیام رسانی جز زبانت باشد و هیچ پرده و فاصله ای ( بین تو و مردم نباشد) بجز صورت تو.

نتیجه حدیث : بین حاكم اسلامی و مردم نباید هیچ فاصه ای باشد.

– علی (ع) در نامه ای به محمد بن ابی بكر حاكم مصر می فرمایند:

با مردم مهربان و فروتن باش و با گشاده رویی با آنان برخورد كن بین آنها در نگاه كردن تفاوت مگذار تا اینكه بزرگان و ثرتمندان در اثر ظلم و ستم تو نسبت به آنان گستاخ نشوند و ناتوانان از عدل تو نسبت به خودشان نومید نگردند.

– حضرت امیر (ع) در خطبه ای حقوق متقابل حاكم اسلامی و مردم را اینگونه بر می شمارند:

حقوق مردم بر رهبر عبارتند از :

ارشاد و راهنمائی – تقسیم عادلانه بیت المال – آموزش و تربیت و …

و حقوق رهبر بر مردم عبارتند از :

وفاداری به بیعت – نصیحت و راهنمائی رهبر در هر زمان – مطیع فرامین و …

رسیدگی به مشكلات مردم:

– علی (ع): من از رسول خدا بارها شنیدم كه فرمود: هرگز امتی پاك و آراسته نگردد كه در آن امت حق ضعیف از قوی بدون لكنت و گرفتگی زبان گرفته نشود.

– رهبر جامعه اسلامی باید زندگی خود را در سطح پائین ترین افراد جامعه قرار دهد.

تا هم درد دردمندان را دریابد و هم آنان با دیدن وی شاد و امیدوار گردند.

درس چهارم – آشنایی با اندیشه های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران

1- امام خمینی در شامگاه شنبه سیزدهم خرداد 1368 هـ . ش چشم از دنیا فروبست.

راز عقب ماندگی مسلمانان

2- ریشه همه گرفتاریها: حكومتهای فاسد و دست نشانده.

3- اولین قدم در راه اصلاح جامعه، اصلاح حكومت است.

4- رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است.

5- زندگی سیدالشهداء و زندگی حضرت صاحب، زندگی انبیاء عالم و … همه شان این معنا بوده است كه در مقابل جور، حكومت عدل را می خواستند درست كنند.

6- مرحوم مدرس: اكنون كه باید از بین برویم چرا با دست خود برویم؟

عزت و آزادگی و نفی خود باختگی

7- وقتی دشمنان بخواهند ملیتب را برای ابد مطیع خود سازند:

الف – روح اعتماد به نفس را از آن ملت می گیرند.

ب – خود باختگی و بیگانه پسندی را میان افراد آن ملت رواج می دهند.

8- امام خمینی مظهر عزت نفس مسلمانان جهان بود.

مبارزه با استكبار

9- مسلمانان از جهل و فقر و عقب ماندگی نجات پیدا نخواهند كرد مگر ـ آنكه برای قطع دستهای پلید دشمنان بپاخیزند و همت كنند.

10- دشمن شناسی و دشمن ستیزی درسی است كه امام خمینی به همه مسلمانان و به ملت ایران داده است.


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی ولایت و حكومت الهی ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – بررسی ولایت و حكومت الهی – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
بررسی حكومت الهی;انواع مالكیت;خصوصیات حاكم اسلامی اعمال ولایت

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.

یررسی اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس 25 صفحه

مقاله اسلام و لیبرال دموکراسی برنارد لوئیس، اگر چه سالها پیش نوشته شده است، اما حاوی نکاتی قابل تأمل در رابطه با این مسأله مورد مناقشه است ممکن است بسیاری با نقطه نظرات وی موافقت چندانی نداشته باشند، اما باید اعتراف نمود که برنارد لوئیس بر نقاط حساسی در فرهنگ سیاسی مسلمانان انگشت نهاده است (همچون آزدی و عدالت، شهر و شهروندی و غیره)

شما برای دریافت یررسی اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس به سل دیجی وارد شده اید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم قسمتی از متن و توضیحات یررسی اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس را در زیر مشاهده کنید.

مقاله اسلام و لیبرال دموکراسی برنارد لوئیس، اگر چه سالها پیش نوشته شده است، اما حاوی نکاتی قابل تأمل در رابطه با این مسأله مورد مناقشه است ممکن است بسیاری با نقطه نظرات وی موافقت چندانی نداشته باشند، اما باید اعتراف نمود که برنارد لوئیس بر نقاط حساسی در فرهنگ سیاسی مسلمانان انگشت نهاده است (همچون آزدی و عدالت، شهر و شهروندی و غیره)

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 25

حجم فایل: 48 کیلو بایت

قسمتی از محتوای فایل:

اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس

مقاله “اسلام و لیبرال دموکراسی” برنارد لوئیس، اگر چه سالها پیش نوشته شده است، اما حاوی نکاتی قابل تأمل در رابطه با این مسأله مورد مناقشه است. ممکن است بسیاری با نقطه نظرات وی موافقت چندانی نداشته باشند، اما باید اعتراف نمود که برنارد لوئیس بر نقاط حساسی در فرهنگ سیاسی مسلمانان انگشت نهاده است (همچون آزدی و عدالت، شهر و شهروندی و غیره).

اسلام و لیبرال- دموکراسی ، مروری تاریخی

برنارد لوئیس،

مجله دموکراسی، شماره 7. 2 (1996)

در یک گفتگوی مختصر درباره مسائلی مهم، به راحتی می شود بوسیله کاربرد و یا تفسیر غلط کلمات کسی گمراه شد. بنابراین ابتدا باید بگویم که منظورم از “اسلام” و “دموکراسی لیبرال” چیست.

این روزها دموکراسی کلمه ای است که بسیار مورد استفاده و یا سوء استفاده قرار می گیرد. این کلمه معانی بسیاری دارد و در مکانهای عجیبی ظهور کرده است- اسپانیای جنرال فرانکو، یونان کلونلها، پاکستان جنرالها، اروپای شرقی کمیسرها- معمولاً همراه با پیشوندی کیفی از قبیل “هدایت شده”، “بنیادی”، “سازمانی”، “مردمی” و ازآن قبیل که معنای کلمه را رقیق، گمراه و حتی وارونه می سازد.

تعریفی دیگر از دموکراسی توسط کسانی پشتیبانی می شود که مدعی اند اسلام خود تنها دموکراسی واقعی است. این ادعا کاملاً مطابق با واقع است اگر کسی معنای دموکراسی را مطابق فرض طرفداران این تعریف بپذیرید. بدلیل آن که این تعریف مطابق با تعریفی که من از دموکراسی در این مبحث مبنا قرار داده ام نیست، آن را به جهت بی ارتباط بودن با هدف حاضر کنار می گذارم.

نوع دموکراسی که من از آن سخن می گویم هیچ یک از اینها نیست. عجالتاً منظورم از دموکراسی لیبرال روش معمول انتخاب یا برکناری دولتها است که در انگلیس تکامل یافت و سپس میان ملتهای انگلیسی زبان و دیگران گسترش یافت.

در سال 1945، فاتحان جنگ جهانی دوم، دموکراسی پارلمانی را بر سه قدرت مهم محور تحمیل کردند. این دموکراسی در تمام آنها- شاید در یکی از آنها کج دار و مریز- دوام یافت. هنوز در هیچ کدام از آنها این دموکراسی به بحران واقعاً عمده ای برنخورده است. در میان متحدان، بریتانیا و فرانسه مدل دموکراسی مختص خویش را، با موفقیت متفاوت در زمان عقب نشینی از امپراطوری پس از جنگ به مستعمره های پیشین خویش انتقال دادند.

شاید بهترین روش تجربی برای تشخیص وجود آن نوع دموکراسی ای که منظور من است تقریر هانتینگتون باشد که زمانی می توانید کشوری را دموکراتیک بنامید که در آن، دولت در دو دوره متوالی به صورت صلح آمیز از طریق انتخابات آزاد تغییر کرده باشد. با انحصار به دو انتخابات، هانتینتون رژیم هایی که مطابق نظر آگاهان از روش “یک فرد، یک رأی، یک بار” پیروی می کنند را از رده خارج می کند. بنابراین من دموکراسی را به این معنا می دانم که حاکمان کشوری از طریق انتخابات تغییر کنند؛ در مقابل کشوری که انتخابات به وسیله حاکمان تغییر کند.

آمریکایی ها مایلند دموکراسی و پادشاهی را دو کلمه متقابل بدانند. اما در اروپا اتفاقاً دموکراسی در پادشاهی های مشروطه بهتر از جمهوری ها است. بسیار سودمند است که فهرستی از آن دسته کشورهای اروپایی تهیه شود که در آنها دموکرسی پیوسته و بی وقفه در دوره ای دراز مدت رشد یافته است و از هر منظری می توان گفت که در آینده قابل پیش بینی نیز ادامه خواهد یافت. فهرست این کشورها کوتاه است و تمام آنها به جز یکی پادشاهی است. سوئد، تنها استثنا مانند ایالات متحده است از این جهت که موردی ویژه به دلایل شرایطی ویژه است. در جمهوری فرانسه که از طریق انقلاب بیش از دو قرن پیش شکل گرفت حرکت دموکراسی با وقفه ها، عقبگردها و انحرافاتی همراه بوده است. این رکورد در اکثر جمهوری های دیگر اروپا و به همان علت در باقی دنیا به صورت غیر قابل مقایسه ای بدتر است.

در تمام اینها، ممکن است درسهایی برای خاورمیانه باشد که هنوز در آن اصول حکومت موروثی به شدت قدرتمند است. عربستان سعودی به عنوان خالص ترین عرب و مسلمان کشورهای خاورمیانه نام و هویت خویش را از سلسله بنیانگزار و حاکم خویش دارد. امپراطوری عثمانی به عنوان موخرترین و طولانی ترین امپراطوری اسلامی نیز چنین بود. حتی رهبران انقلابی تندروی مانند حافظ اسد در سوریه و صدام حسین در عراق تلاش می کنند جانشینی فرزندان خویش را بیمه نمایند. در یک فرهنگ سیاسی ای که رشته مشروعیت سلسله ای قدرت بسیار دارد، احتمالاً دموکراسی در آنجا که با آن فرهنگ همراه است سهل الوصول تر باشد تا آنجا که مقابل آن است.

در رابطه با واژه دیگرمان”اسلام” چطور؟ این واژه نیز دارای معانی فراوانی است. اسلام در یک معنا حاکی از یک دین (نظامی از اندیشه، عبادات، عقاید، ارزشها و ایده ها) است که به خانواده ادیان یکتاپرستی و اهل الکتاب تعلق دارد که شامل یهودیت و مسیحیت نیز می شود. به معنای دیگر، اسلام یعنی تمام تمدنی که تحت حمایت آن دین رشد یافته است: چیزی شبیه آنچه از واژه مشترک پیشین “مسیحیت” (Christianity) مستفاد می شود.

در غرب هرگاه ما از هنر مسیحی صحبت می کنیم منظورمان هنر متعهد و دینی است. اما هرگاه از هنر اسلامی سخن می گوییم منظور هر هنری است که توسط مسلمانان یا حتی غیر مسلمانان در داخل تمدن مسلمانان تولید شده است. به واقع هنوز می توان از نجوم اسلامی و شیمی اسلامی و ریاضیات اسلامی سخن گفت، به معنی نجوم، شیمی و ریاضیاتی که تحت حمایت تمدن اسلامی رشد یافت. هیچ معادلی برای نجوم یا شیمی و یا ریاضیات مسیحی وجود ندارد. هرکدام از این واژه ها، اسلام به معنای یک مذهب و اسلام به معنای یک تمدن خود موضوع تفاسیر بیشمار است. اگر از اسلام به عنوان یک پدیده تاریخی سخن بگوییم، از جامعه ای سخن به میان می آوریم که اکنون بیش از یک ملیارد جمعیت دارد که اکثر آنان در طول منحنی وسیعی به وسعت ده هزار مایل از مراکش تا میندانائو گسترده اند و صاحب چهارده قرن تاریخ است و شاخص تعریف بیش از پنجاه و سه کشور است که در حال حاضر عضو سازمان کنفرانس اسلامی(OIP) می باشند. به دلایل روشن، بسیار دشوار است (گر چه غیر ممکن نیست) که حکمی عام و قابل قبول درباره واقعیتی به این عمر، حجم و پیچیدگی صادر نمود.

حتی اگر خود را به اسلام به عنوان دین محدود کنیم باید شاخص های مهمی را لحاظ نماییم. ابتدا آن چیزی است که مسلمانان خود آن را اسلام اصلی و ناب قرآن و حدیث (گفتار و کردار پیامبر) می خوانند، پیش از آلوده شدن به انحرافات نسل های بعدی. دوم اسلام فقهاست که حاصل ساختار پیشرفته عقلانی فقه و کلام اسلام کلاسیک است. در دوران اخیر، اسلامی نو وجود دارد که متعلق به اصولگرایانی است که افکار آنها با قرآن و حدیث و عقاید کلاسیک این مذهب سنخیتی ندارد.

مشخصاً این آخرین قرائت از اسلام با دموکراسی لیبرال ناسازگار است، چه بسا که اصولگرایان خود اولین کسانی خواهند بود که بگویند آنها لیبرال دموکراسی را به عنوان شکلی فاسد و فساد انگیز از حکومت خوار می شمارند. این عده در بهترین حالت حاضرند آن را چون جاده ای برای قدرت ببینند، اما جاده ای یک طرفه.

تاریخ و سنت

حال درباره آن دوی دیگر – اسلام تاریخی و اسلام به عنوان نظامی از اعتقادات، اعمال و سنتهای فرهنگی – چه طور؟ نگاه ابتدایی به سابقه تاریخی چندان خوشحال کننده نیست. غالباً در مناطق مسلمان دموکراسی های کارآمدی را سراغ نداریم. در واقع از میان پنجاه و سه کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی تنها ترکیه می تواند از آزمون هانتینگتون بگذرد، و آن هم از بسیاری جهات دموکراسی مشکل داری است. در میان دیگر اعضاء، می توان حرکت های دموکراتیکی را یافت، و در بعضی موارد حتی پیشرفت های دموکراتیک امیدوارکننده ای وجود دارد، اما واقعاً نمی توان گفت دموکراسی آنها حتی به حد و اندازه دموکراسی جمهوری ترکیه در حال حاضر است.

در طول تاریخ، غالباً معمول ترین شکل حکومت در جهان اسلام تک سالاری (Autocracy)– که نباید با ستمگری اشتباه شود – بوده است. سنت سیاسی غالب از نوع فرمان و فرمانبری بوده است، و نه تنها دوران جدید آن را ضعیف نکرد بلکه عملاً شاهد شدت گرفتن آن بوده است. با کاهش محدودیت های سنتی بر سر راه تک سالاری و با استفاده از ابزارها، روشها و تکنولوژی های جدید وارسی و کنترل، و کسب ثروت برای حاکمان، آنها خود را کمتر از قبل وابسته به نظر مثبت مردم می دانند. این مسأله مشخصاً درباره حاکمانی صدق می کند که از درآمدهای نفتی ثروت اندوزی میکنند. با وجود عدم نیاز به مالیات، هیچ فشاری برای ارائه کار نیست.

حقیقت فرهنگی و تاریخی قابل توجه دیگر غیبت مفهوم شهروندی (Citizenship) است. هیچ کلمه ای در عربی، فارسی و ترکی برای شهروند “citizen” وجود ندارد. کلمه مشابه مورد استفاده در این زبانها به معنای هم میهن یا هم ولایتی است. این کلمات هیچ یک ملایمات کلمه انگلیسی سیتیزن”citizen” که از کلمه لاتین سیویس “civis” گرفته شده است و حامل معنای پولیتس یونانی – به معنای کسی که در امور شهر مشارکت می کند- است را ندارد. این کلمه در عربی و دیگر زبانها غایب است به این دلیل که مفهوم شهروند به عنوان مشارکت کننده، و شهروندی به عنوان مشارکت کردن در آنها وجود ندارد.

اما در عین حال عناصری را در قوانین وسنت اسلامی می توان یافت که می تواند به توسعه شکلی از دموکراسی کمک نماید. اسلام دارای ادبیات سیاسی غنی ای است. از نخستین ایام، متخصصین شریعت، فلاسفه، فقها و دیگران درباره طبیعت قدرت سیاسی، راههایی که باید قدرت سیاسی بدست آید و استفاده شود و یا احتمالاً سلب شود، و وظایف و مسوولیتها به اضافه حقوق و مضایای دارندگان آن به دقت اندیشیده اند.

سنت اسلامی به شدت مخالف حکومت خودکامانه است. خلافت به عنوان نهاد مرکزی حاکمیت در جهان اسلام سنتی مطابق تعریف فقهای سنی دارای جنبه های قراردادی و اجماعی است که خلیفه را از مستبد ممتاز می سازد. اعمال قدرت سیاسی بر اساس یک قرارداد فهمیده و ارائه می شود که مستلزم وجود وظایف دوگانه میان حاکم و مردم می باشد. شهروندان موظف به اطاعت و فرمانبری از حاکم اند، اما حاکم نیز دارای وظایفی مشابه آنچه در اکثر فرهنگها موجود است در مقابل شهروندان می باشد.


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” یررسی اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس ” نمودید تشکر می کنیم

هنگام دانلود فایل های که نیاز به پرداخت مبلغ دارند حتما ایمیل و شماره موبایل جهت پشتیبانی بهتر خریداران فایل وارد گردد.

فایل – یررسی اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
یررسی اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس;دموکراسی;مروری تاریخی

جدیدترین و بهترین فایل های موجود در اینترنت برای استفاده کاربران در همین سایت گردآوری شده است. در همه زمینه ها می توانید تنها با یک جست و جو فایل خود را پیدا کرده و به سادگی دانلود نمایید. هنگام جست و جوی فایل از کلمات کلیدی موضوع یا عنوان مورد نظر خود استفاده نمایید.